book the persian gulf name older than history part 1

.

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ – 

دکتر محمد عجم  / مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بررسی و مقایسه وضعیت نظامی و دفاعی هند و پاکستان

در حالی که جهان سرگرم حوادث خاورمیانه و تروریزم هست دو دولت هند و پاکستان همدیگر را به حمله ‏اتمی تهدید می کنند و در ماههای اخیر وضعیت بین دو کشور بشدت بحرانی شده است. بطوریکه فرمانده ‏ارتش هند اخیرا تهدید کرده که قادر است همزمان در دو جبهه علیه چین و پاکستان بجنگد.‏ برای مقایسه توانایی های نظامی  دو کشور معمولا در پایگاههای خبری و تحلیلی نظامی آمارهای هریک از ‏امکانات و تجهیزات نظامی نیروهای زمینی – هوایی و دریایی و توان موشکی هند و پاکستان با اندکی تفاوت  ‏وجود دارد.

  پاکستان قبلا برتری های نظامی زیادی نسبت به هند داشت، اما اکنون در ارزیابی ها و درجه ‏بندی قدرت های نظامی در لیست ده ارتش نخست جهان قرار ندارد. پاکستان از نظر تعداد پرسنل و نیروهای ‏نظامی و شبه نظامی البته مقام ششم در دنیا را دارد، اما در جمع بندی کلی با هند فاصله زیادی دارد. هند ‏رتبه چهارم در اکثر لیست های درجه بندی نظامی است . هند با داشتن یک میلیون و ۳۲۵ هزار سرباز ‏سومین نیروی نظامی بزرگ را در اختیار دارد و بعد از آمریکا – چین و روسیه قرار دارد. بودجه نظامی آن نیز ‏در سالهای اخیر از   ۳۸ میلیارد دلار به حدود ۶۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. هندچهارمین ناوگان ‏هواپیمایی و تانک جهان را در اختیار دارد. نیروی هوایی هند از جنگنده های پیشرفته ای همچون میگ ۲۹ ‏و‎ SU‏۳۰‏‎ ‎برخوردار است‎ ‎و اخیرا ۱۰۰۰ فروند رافائل نیز به این مجموعه اضافه شده است .‏

مزیت های دفاعی نظامی و هسته ای هر یک از دو کشور

هر دو کشور بر قدرت موشکی ، و توان بازدارندگی هسته ای خود تکیه دارند، اما هر دو  کشور نسبت به نیروی ‏هوایی و دریایی نیز در یک دهه اخیر توجه قابل ملاحظه ای نشان داده اند. هند در حال ساخت هواپیمای ‏رادار گریز هست و زیر دریای اتمی “چکرا” و ناو هواپیما بر” ویکرانت” را به آخرین تکنولوزی های غربی مجهز تر ‏می کند . پاکستان نیز دو نوع جنگنده پیشرفته تندر جی اف و کا ۸ و موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین ‏‏– غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است.‏ فاصله این دو کشور از لحاظ توانمندی نظامی روز به روز بیشتر می شود. در حالی که تلاش های موشکی ‏پاکستان بیشتر معطوف بر ساخت انواع موشک های بالستیک و کروز برای اهدافی ‏در داخل هند است، تلاش های موشکی هند متمرکز بر ساخت موشک های بالستیک با برد هر چه بیشتر و دارای ‏توانایی اصابت به اهداف قاره ای تا تمام چین و پاکستان را پوشش دهد. آزمایش های موشکی متعدد هند نیز ‏تا حد زیادی برای رسیدن به توازن در مقابل جهش های نظامی و اقتصادی چین هست.   در این ارتباط، هندیها روی تفاهم ضمنی آمریکا ،که از اوج گیری قدرت چین سخت می هراسد، حساب می ‏کنند. نمونه این گونه اقدامات انعقاد توافقنامه همکاری هسته ای بین هند و ایالات متحده است، که علیرغم ‏این واقعیت که هند عضو پیمان ان پی تی نیست، صورت گرفته است.  جدا از این با اینکه چین و هند ‏در حال حاضر در چارچوب برخی اتحادیه های بین المللی مانند بریکس ‏BRICS‏(شامل برزیل، روسیه، هند ، ‏چین و آفریقای جنوبی) و نیز گروه بیست ‏G-20‎‏ با یکدیگر تشریک مساعی دارند، اما این گونه همکاری ها، ‏نفی کننده اختلافات بالفعل و بالقوه بین این دو کشور، بویژه در  ۴ هزار کیلومتر مرز ‏مشترک و تبت و سیاچین ، نیست .‏

 اهداف هند و نوع تلاش ها و کوشش های دهلی نو در برتری بر پاکستان

‏ هند فقط بدنبال برتری بر پاکستان نیست، بلکه در شرایطی هست که برتری لازم را نسبت به پاکستان کسب ‏کرده است لذا بیشتر بدنبال برتری نظامی با چین است که البته راه بسیار دشواری برای برتری بر چین دارد. ‏هند قبل از فروپاشی شوروی در  ۹۰۰ درصد تجهیزات نظامی به روسیه وابسته بود. سمبل این همکاری ها اکنون ‏در موشک کروز براهموس هست. هند اکنون به بازار تسلیحاتی خود تنوع داده و فرانسه، ‏آمریکا و اسرائیل ‏حاضرند آخرین تکنولوژی های نظامی خود را به هند بفروشند و حتی در صدور دانش فنی به هند اظهار ‏آمادگی می کنند. نماد همکاری فرانسه با هند جنگنده های رافایل و در مورد آمریکا تولیدات شرکت لاکهید و نماد همکاری اسرائیل با هند سامانه ضدموشک باراک ۸ هست. هند در زمان تحریم های غرب برای اخذ برتری خود بیشتر به تکنولوژی اسرائیلی متکی بود ولی در یک دهه  اخیر مورد توجه خاص غرب قرار گرفته است.

 اهداف پاکستان و نوع تلاش ها و کوشش های  در برتری بر هند

پاکستان مقدار زیادی به پشتوانه چین متکی است. اخیرا با ترکیه نیز روابط محکمی برقرار کرده است. ‏پاکستان با کمک چین موشکهای پیشرفته و جنگنده های پیشرفته تولید می کند و در ساخت بمب اتمی از ‏فن آوری بومی استفاده می کند.‏ پاکستان قبلا از نیروی هوایی برتری برخوردار بود، اما اکنون با توجه به رویگردانی غرب از پاکستان موقعیت ‏آن کشور تضعیف شده است. پاکستان همچنان سعی دارد در اردوی غرب باقی بماند و شریک راهبردی ناتو ‏باشد اما غرب اعتماد خود را به پاکستان از دست می دهد. پاکستان اکنون بر روی حمایتهای کشورهای ‏اسلامی و عربی مثل عربستان و ترکیه حساب می کند اما به حمایت چین پشتگرمی محکمی دارد.‏ در واقع بزرگترین مزیت ارتش چین داشتن بیش از دو میلیون نظامی فعال است و بعد از آمریکا با بودجه بیشتر از  ۱۴۵ میلیارد دلار بیشترین بودجه نظامی را دارد. چین سومین نیروی دریایی بزرگ جهان و دومین میزان  تانک،  سومین ناوگان هوایی بزرگ جهان را دارد‎.‎‏ و برتری قابل ملاحظه ای نسبت به هند دارد اما پاکستان در همه این موارد با فاصله زیادی بعد از هند قرار می گیرد .‏

مقایسه برتری در هر حوزه

هند  اکنون در تمام حوزه ها دست برتر را در مقابل پاکستان دارد، اما قدرت رزمی زمینی پاکستان از هند بالاتر است. هند بیشتر ‏به قدرت موشکی متکی هست. موشکهای برهموس – آگنی(خدای آتش) – سوریا(خدای خورشید) – باراک و ‏پریتیو  نماد قدرت موشکی هند هست. بطوریکه آگنی ۵۵ بردی معادل ۵۵ هزار کیلومتر دارد. و پاکستان نیز بر ‏موشکهای  بابر- غوری – نصر- شاهین – غزنوی – باختر شکن – هفت  و برق،  متکی است. هر دو کشور ‏سعی بر جهش در امور موشکی و سامانه های دفاعی دارند.‏

مقایسه توان نیروی دریایی

نیروی دریایی هند نیز از یک ناو هواپیمابر ساخت روسیه ویکرانت و یک زیر دریایی اتمی  و همچنین شش ‏زیردریایی فرانسوی – اسپانیایی برخوردار است. هند در چند سال اخیر بر روی  ساخت ناو هواپیما بر  و ‏همچنین ساخت یک پایگاه دریایی  برای ایجاد امکان واکنش سریع در مقابل نیروی دریایی چین و پاکستان ‏فعالیتهایی را شروع کرده است. پاکستان در حال حاضر از حمایت نیروی دریایی چین برخوردار است و ناو ‏های هواپیما بر چینی در صورت لزوم در آبهای پاکستان مستقر می شود. امروزه پاکستان توان دفاع دریایی ‏کمتری نسبت به هند دارد.‏

آینده رقابت تسلیحاتی و نظامی هند و پاکستان

دو کشور در یک مسابقه خطرناک تسلیحاتی قرار دارند. هند روز ۱۳ دیماه موشک بالستیک راهبردی آگنی-۴ ‏را در ساحل اوریسا با موفقیت آزمایش کرد. این موشک ۴۰۰۰ کیلومتر برد، ۲۰ متر طول و ۱۷۷ تن وزن دارد. ‏همزمان فرمانده نیروی زمینی هند ژنرال بیپین راوات گفت که نیروی تحت فرماندهی وی آماده جنگ ‏همزمان با پاکستان و چین می باشد. وی این ‏سخنان را چند روز بعد از اعتراض چین به آزمایش موشک آگنی-۵  بیان کرد. موشک آگنی-۵ دارای ۵۰۰۰ ‏کیلومتر برد می باشد سراسر چین را می پوشاند. ‏هند و پاکستان در رقابتهای تسلیحاتی کشور سومی یعنی چین را در نظر دارند. البته چین با برتری های نظامی بر هند دارد بنظر نمی رسد مسابقه تسلیحاتی جدیدی که شروع کرده فقط به هندمعطوف باشد. چین در دریای جنوبی چین با  فیلیپین، ویتنام و ژاپن و آمریکا روبرو است. هند و پاکستان که خارج از این منطقه هستند ولی غیر مستقیم  در این موضوع دخیل هستند و مجموعه تحولات این منطقه را به یک دریای بحرانی تبدیل کرده اند.

عوامل موثر بر آینده رقابت های دو کشور در حوزه امنیتی نظامی و هسته ای

هند  و پاکستان علاوه بر کشمیر در زمینه آب و رود ایندوس- در مرزهای دریایی – در مورد تروریزم با هم ‏منازعه دارند. این خصومتها بر محیط امنیتی جنوب آسیا سایه افکنده است. همین امر باعث شده است دو ‏کشور همواره با توجه به خریدهای تسلیحاتی طرف مقابل، در صدد دستیابی به تسلیحاتی پیشرفته تر برآید و ‏بدین ترتیب همواره شاهد مسابقه تسلیحاتی در منطقه آسیای جنوبی بوده ایم.‏ در سطح منطقه ای مهمترین متحد استراتژیک پاکستان، چین است. نکته جالب توجه اینکه شکل گیری ‏محور پاکستان- چین، ناشی از احساس تهدید دو کشور از جانب هند بوده است و اتحاد هند – آمریکا نیز به ‏واسطه تهدیدی است که این دو کشور از جانب چین( و پاکستان، در مورد هند ) احساس می کنند. این امر ‏فضایی دو قطبی در جنوب آسیا ایجاد کرده است، که در یک سر آن چین- پاکستان و در سوی دیگر آن، ‏هند – آمریکا قرار گرفته است. رابطه پاکستان و چین، رابطه ای طولانی و مبتنی بر احساس نیاز هر دو کشور ‏به یکدیگر است. وزارت خارجه هند ، چین را به عنوان یک تهدید قلمداد نمی کند و خواهان گسترش روابط ‏دو کشور است؛ اما وزارت دفاع هند ، چین را بعد از پاکستان یک تهدید جدی  تلقی کرده و خواستار آن است ‏که دولت هند در برقراری رابطه با چین ملاحظات مرزی و امنیتی را مد نظر قرار دهد.‏

http://peace-ipsc.org/fa/

+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۱۱/۲۴ساعت ۲۰:۷
نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

روابط خارجی هند.

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

روابط خارجی هند از درون گرایی و خودکفایی تا برون گرایی و اتحاد با غرب

دکتر محمد عجم ، همشهری دیپلماتیک شماره ۹۸ خرداد ۱۳۹۶ ویژه نامه هند

هند از ۱۹۴۷ تا اواخر دهۀ ۱۹۸۰، سیاست جهان سوم‌گرایی، اخلاق مداری و مبارزه با استعمار و امپریالیزم  را در پیش گرفته بود، اما از اواخر دهۀ ۱۹۸۰، به مرور  به عمل‌گرایی اقتصادی متمایل شد.  افول اخلاق‌گرایی و رشد دیدگاه‌های ملی‌گرایی هندو، رئالیسم اقتصادی و لیبرالیسم و کاهش نفوذ چپ گرایان و سوسیالیستها در  داخل جامعه هند، و از سوی دیگر فروپاشی شوروی و زوال اندیشه های مارکسیستی، تغییر ساختار نظام بین‌المللی از دوقطبی به چند قطبی،  رشد فزاینده توان اقتصادی و خطر نظامی چین، قدرت گیری پاکستان و ظهور طالبان و احساس شرم و له شدن  غرور ملی گرایان هندو، سبب این دگرگونی تدریجی در سیاست خارجی هند شده است.

هند پس از رهایی از استعمار، سیاست ضد استعماری و عدم تعهد  را در پیش گرفته بود که  مشخصه های آن معروف است از جمله تلاش برای همبستگی جهان سوم و اتحاد ملل ضد استعماری ، خودبسندگی یا خود کفایی اقتصادی و عدم وابستگی.

هند در مقابله با استعمار و امپریالیزم و دفاع از مستعمره زدایی و حمایت از ملل محروم و محرومان و زحمتکشان داخلی با مقاومت و هزینه های زیادی روبرو بود. منازعات با همسایگان از جمله جنگ با چین و پاکستان و موضوع بنگلادش و کشمیر برای هند هزینه هایی به بار می آورد. هند در حالیکه در دهه ۵۰ میلادی از چین در همه زمینه ها پیشرفته تر بود به مرور رو به افول گذاشت و تا دهه ۹۰ میلادی چین بسرعت از هند پیشی گرفت. این موضوع باعث سرزنش روش دولتمردان شد بخصوص ناسیونالیستها بشدت با روش سخت گیرانه سوسیالیستی مخالفت کردند با ظهور واقع گرایان اقتصادی مانندمنموهان  سینگ هند در صدد همراهی با جامعه غربی و بهره برداری از ظرفیتهای انها جهت افزایش توان نظامی و اقتصادی خود بر آمد و با سیاستهای بانک جهانی و صندوق پول در جهت اقتصاد رقابتی و  وابستگی متقابل بر اساس مزیت های نسبی همراه  شد.

حامد انصاری

حامد انصاری معاون رئیس جمهور هند

اهداف سیاست خارجه امروز هند عبارتند از :

*اولویت به همسایگان متصل و پیرامون

*اهرم قرار دادن همکاری های بین المللی برای رشد  و توسعه داخلی هند.

*حصول اطمینان از تعادل پایدار و چند قطبی قدرت در هند و اقیانوس آرام؛ ” محور شرق”.

*تضعیف پاکستان و منصرف کردن از حمایت از تروریسم.

*هدایت و رهنورد کردن  هند در  نقش راهبردی جهانی

هند امیدوار است با بهره گیری از فرصتهایی که همسویی با غرب به هند اعطا می کند تولید ناخالص ۵ تریلیونی خود را تا ۱۵ سال آینده به سطح ۲۰ تریلیونی چین برساند. در این راستا جلب اعتماد قدرتهای بزرگ اقتصادی و روابط تجاری با تمام کشورهای جهان مور توجه هند هست در بلوکهای  اقتصادی مهم از جمله  بریکس و آسه ان حضور فعال دارد  و در رقابت با چین امید دارد که به اقتصاد سوم دنیا تبدیل شود. هند در این هدف با موانع زیاد داخلی و خارجی نیز روبرو است.

هند از ابتدای استقلال خود در سال ۱۹۴۸ با دو مشکل عمده روبرو بوده است که این دو مشکل اساس تنظیم روابط داخلی و خارجی آن کشور است.  مشکل اول منازعه  مرزی چین دوم اختلاف مرزی با پاکستان و موضوع کشمیر این دو بحران چند بار به جنگ بین هند و این دو کشور منجر شده است.  هند پس از جنگهای ناکام با چین و پاکستان از انزاوا گرایی و عدم تعهد بسمت اتحاد با بلوک شرق پیش رفت اما ناچار شد با فروپاشی شوروی سیاست درهای باز را شروع کند اما این کافی نبود تا مورد توجه غرب قرار گیرد و از فشار تحریم های آمریکا رها شود لذا  برای جلب توجه ، روابط دوستانه ای با آمریکا و با رژیم صهیونیستی برقرار کرد و در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز خود را همسو با غرب قرار داد. هند از تحریم های غرب خلاص شد اما بخاطر وجود بعضی موانع  هنوز با هیچ کشوری نتوانسته است روابط استراتژیک برقرار کند و  اگر چه رهبران امریکا و هند تلاش دارند روابط خود را به سطح استراتژیک ارتقاء دهند اما موانعی داخلی و خارجی متعددی هنوز در این مسیر وجود دارد.

موانع عمده چین و پاکستان و جهان اسلام می باشد. دو همسایه اصلی هند با این کشور منازعه لاینحلی دارند . منازعه مرزی هند با چین و پاکستان  به دلیل نبود توافق درباره علامت گذاری در مرز دو کشور از چندین دهه گذشته همچنان باقیمانده است. هند در حدود ۷ هزار کیلومتر مرز مشترک خود با این دو کشور مرز تحدید حدود شده ندارد بلکه منطقه خط استقرار یا خط کنترل دارد.

هند، چین را متهم می کند که بیش از ۴۱هزار کیلومتر مربع را در اقصی چین در تصرف دارد که  بیش از پنج هزار کیلومتر آن را پاکستان از از غرب کشمیر به هند فروخته است.

در مقابل چین مدعی است کشور هند بیش از ۹۰هزار کیلومترمربع از اراضی را که بیشتر آن در ایالت «اروناچال پرادش» در شمال شرق هند واقع است در اشغال خود دارد.

یک هزار کیلومتر مرزی را که  که مک ماهان در سال ۱۹۱۴ با حضور مقامات تبت و انگلیس تعیین کرد را  چین غصب شده می داند. بخصوص منطقه تاوانگ را چینی می داند هند نیز  اشغال تبت در سال ۱۹۵۰ از سوی چین را برسمیت نمی شناسد و از دالایی لاما حمایت می کند. جنگ ۱۹۶۲ نیز نتوانست مشکل تاوانگ را حل کند. اما چین مدعی است منطقه اکسایی چین(اقصی چین) جزو لاینفک این کشور از زمان قدیم می باشد این منطقه را  جزو ایالت جامو و کشمیر هند می داند لداخ  و سیکیم نیز منطقه دیگر اختلافی است .

مسئله مرزی میان هند و چین بسیار حساس است و باوجود اینکه روابط دوجانبه در زمینه های مختلف از جمله تجاری روبه افزایش است مذاکرات برای حل مسئله مرزی میان هند و چین نتیجه ای نداشته است .

اما هند با پاکستان علاوه بر اختلاف مرزی اختلافات مذهبی و سیاسی دارد اختلافات دینی و جغرافیایی، اختلاف بر سر مسئله کشمیر، اختلاف بر سر سهم آب در پنجاب، اخلاف بر سر منطقه مرزی سیاچن و در نهایت اختلاف در خصوص مسائل سیاسی بنگلادش و افغانستان و تروریزم به اصطلاح اسلام افراطی بخشی از مشکلات با پاکستان است. لذا هند روابط خود  با سایر کشورهای دنیا را با نحوه نگرش انها به هند و پاکستان تنظیم می کند. پاکستان از ابتدای تاسیس خود روابطی محکم با آمریکا و ناتو برقرار کند و هند در ضدیت با پاکستان روابط خود را با شوروی مستحکم نمود.

چالش با کشورهای اسلامی

هند جمعیتی ۲۰۰ میلیونی مسلمان دارد که جمعیت تاثیر گذاری هستند وقتی ناریندا مودی در هند به قدرت رسید انتظار بود که رابطه با کشورهای  مسلمان تضعیف و رابطه با آمریکا و اسرائیل با قدرت بیشتری رو به تعمیق گذارد اما رفتار دو سال گذشته  مودی نشان داد که هند نمی تواند بدون توجه به واقعیتهای میدانی داخلی و خارجی عمل کند مودی سفر های متعددی به کشورهای مسلمان کرد و از جمله به ایران سفر نمود کشورهای آسیای میانه و خلیج فارس را همچنان مورد توجه قرار داد. بیش از ۷ میلیون هندی در خلیج فارس سالانه حدود ۷۰ میلیارد درامد به هند منتقل می کنند با این وجود هند روابط استراتژیک با هیچیک از کشورهای عربی خلیج فارس ندارد زیرا آنها با پاکستان روابط صمیمانه ای دارند. اما از سوی دیگر ناچار است  سود رابطه با این کشورها را بر اسرائیل ترجیح دهد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بخصوص عربستان تلاش زیادی می کند که رابطه خود را با هند به حد اعلای ممکن برساند و از کدورتهای قبلی عبور نماید و موضوع کشمیر و پاکستان را جدا از روابط دوجانبه قرار دهد. روابط هند با عربستان البته چالش های خاص داخلی و بین المللی برای هر دو کشور دارد ،هندی ها ناچار هستند در روابط خود با عربستان و ایران و بالانس برقرار کنند. موضوع پاکستان و جهان اسلام و بحث تروریزم و اختلاف نظری که این کشورها راجع به این موضوعات دارند قابل توجه است. هند نمی تواند نقش عربستان را در ایجاد طالبان و القاعده و مدارس مذهبی پاکستان فراموش کند. روابط عربستان از  ۷ میلیارد دلار در سال  ۲۰۰۱ به چیزی در حدود ۵۰ میلیارد دلار، حجم مبادلات دو کشور رسیده است که همان طور که گفته شد اگر ۶۰ میلیارد دلار درآمد هندی هایی را که مقیم خلیج فارس و عربستان هستند به این رقم اضافه کنید، می بینید که این رقم در مقایسه با حجم ۱۲ میلیاردی تجارت هندبا ایران و یا حجم نیم میلیارد دلاری با اسرائیل ، بسیار قابل توجه است.

همگرایی ها و واگرایی با ایران یا چالش ایران

هند هنوز نتوانسته است با ایران نیز روابط عمیقی داشته باشد . معمولا تمام مقامات هندی در دیدار  با مقامات ایرانی به میراث مشترک تاریخی و تمدنی دو کشور  اشاره می کنند. اما هند همواره به ایران به عنوان یک کشور مسلمان با دستور کارهای اسلامی نگاه می کند و بنا بر این یک سقف و محدودیتهای برای کار با ایران قایل هست. هند درک می کند که اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران و موقعیت جغرافیایی خاصی است که ایران در آن قرار گرفته است قابل چشم پوشی نیست . هند برای دسترسی به آسیای میانه بهترین مسیری را که می تواند انتخاب کند، ایران است. هند به عنوان قدرت نوظهور با رشد اقتصادی ۸ درصدی برای تامین انرژی خود که در واقع پرمصرف ترین کشور در چند سال آینده خواهد بود، به منطقه خلیج فارس نیاز دارد. چابهار از ابعاد اقتصادی و سیاسی برای هند مهم است  از جمله امنیت و ثبات ایران و مزیتهای اقتصادی و تجاری ایران مورد توجه هند قرار دارد. باید به ناچار به نیاز هند و چین به توسعه صادراتشان توجه کرد و طرح های بلندپروازانه ای (که چینی ها به عنوان رقیب هند دنبال می کنند) که هند نمی خواهد از چین عقب بماند. هر سه کشور چین ، هند و  ایران در مسیر اصلی کریدور و کمربند جاده ابریشم هستند این کریدور عظیم مجموعه ای شاهراه و  خط آهن در مسیر خشکی چین به اروپا است . بدنبال همسویی هند با غرب، تحریم های هسته ای هند لغو شد و قراردادهای هسته ای مهمی با هند امضا شد، آمریکا در مقابل از هند تعهداتی گرفته بود که در رابطه با ایران، بدون مشورت با آمریکا همکاری نکند اگر به کتاب خاطرات خانم هیلاری کلینتون نگاه کنید، یک فصل مفصلی از کتاب خاطراتش اختصاص به روابط هند و آمریکا با ایران دارد و در آن جا وزیر خارجه وقت امریکا اذعان می کند که در کمتر از یکسال فقط دو سفر را ویژه بحث تحریم های ایران به هند انجام داده است و در هر دو سفر مناقشات خیلی جدی و گاهی اوقات ناراحت کننده بین دو طرف صورت گرفته است. هندی ها به وزیر خارجه آمریکا تاکید می کرده اند که برای توسعه کشور به مزیت کار تجاری با ایران و به انرژی ارزان و به راه های مواصلاتی ایران نیاز دارند و نمی توانند به تحریم های آمریکا و غرب تن بدهند و ایشان توضیح می دهد که چطور هندی ها را متقاعد یا مجبور کرد که به تحریم های جهانی بپیوندند وی با افتخار می نویسد که توانستم خرید نفت هند از ایران را در آخر دوره ماموریتم به صفر برسانم

هند بسوی اتحاد با غرب و دوستی با اسرائیل پیش می رود ولی کشورهایی مانند ایران و کشورهای مسلمان را نیز نمی تواند نادیده بگیرد . بزرگترین مانع همگرایی و رابطه خوب بین ایران و هند،  آمریکا و اسرائیل  است.  ایران و هند می توانند روابط پایداری داشته باشند زیرا دو کشور  نه با هم مشکل مرزی دارند و نه مشکل دینی و مذهبی و هر دو کشور از دخالت در امور داخلی یکدیگر همواره دوری جسته اند هند در تمام دوره ها در پرونده حقوق بشری بنفع ایران رای داده است. از نفوذ ایران در هند نگران نیست و زبان فارسی و تمدن ایرانی را جزئی از فرهنگ و تاریخ خود می داند. هند جایگاه روابط عمیق ایران و پاکستان را پذیرفته و روابط دو کشور را با مشکلات میان خود و پاکستان پیوند نمی زند پاکستان نیز به صورت مشابه جایگاه روابط هند و ایران را پذیرفته است و این یکی از نکات مهم در وضعیت روابط ایران نسبت به هند و پاکستان است. روابط هند با آمریکا بسیار گسترده و عمیق شده است حجم مبادلات دو کشور بیش از یکصد میلیارد دلار شده در حالیکه ۱۰ سال قبل فقط ۵ میلیارد دلار بود.  نقش آمریکا در منطقه آسیای جنوب شرقی و نیاز هند به آمریکا بگونه ای است که می تواند روی روابط هند با ایران تاثیر بگذارد. امریکا برای سرمایه گذاری در هند همواره بدنبال امتیاز گیری است و ایران یکی از موضوعات و چالش ها بر سر راه روابط استراتژیک دو کشور است . مشکل دیگری که هند دارد افکار داخلی بخشی از جامعه هند است.احزاب چپ گرا و کمونیست هند همواره مخالف نزدیک شدن هند به آمریکا و اسرائیل هستند تا جاییکه در ضدیت با غرب از برنامه هسته ای ایران حمایت کرده اند. افکار عمومی هند همواره از ایران با بزرگی یاد می کنند و غرب ستیزی ایران را ستایش می کنند. دولت هند و بخشی از احزاب سیاسی هند  از مواضع ایران در سوریه و عراق حمایت می کند و مخالف دخالت آمریکا در سوریه است زمانیکه بحث حمله آمریکا به سوریه بود دولت هند رسما دخالت غرب برای تغییر دولت اسد را مورد انتقاد قرار داد. هند و طالبان دشمن یکدیگر هستند و زمانیکه ائتلاف برای سرنگونی طالبان در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت هند مواضع غرب  را در مورد افغانستان مورد تایید قرار داد و با ایران همسویی نمود و همواره در دو دهه گذشته در مورد افغانستان تقریبا با ایران همسو بوده است. بخش بزرگی از احزاب هند مخالف سرنگونی قذافی بود و اعتقاد داشت قذافی دیکتاتور است اما دشمنان او ارتجاع و تروریستهای مذهبی فرقه ای هستند که وضعیت آنارشیستی ایجاد خواهند کرد و این بر ضد مصالح هند است.

سیاستهای دولت ناریندا مودی

حزب هندویی بی جی پی که در انتخابات دو سال قبل برای اولین بار بسیار قدرتمند ظاهر شد و به تنهایی اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را بدست آورد حزبی  هندوگرا هست و طرفداری رشد و شکوفایی فرهنگ هندو در جهان است، مودی هنگامیکه سر وزیر ایالت گجرات بود فعالیتهای بین المللی زیادی انجام می داد که چندان خوشایند دولت مرکزی نبود. از جمله مودی روابط اقتصادی گسترده ای با جهان خارج بخصوص ژاپن – چین و اسرائیل برقرار کرده بود. او با وعده سربلندی هند و هندوها در سراسر جهان و مقتدر کردن هند بقدرت رسید او الگوی تجارت پیشگی چین را مورد احترام قرار داده و تجارت با سراسر جهان و تولید در هند با سرمایه خارجی را مورد استقبال قرار داده است او سفرهای متعددی به کشورهای مختلف انجام داد و مورد استقبال ۲۵ میلیون هندی تبارهای خارج از هند قرار گرفت روابط با آمریکا را تعمیق نمود اهمیت زیادی به تعمیق روابط با همسایگان بی واسطه و آسیای شرقی داد هند می خواهد رسالت جهانی بر عهده گیرد و نقش یک ابرقدرت فعال را بازی کند هند هم اکنون در مبارزه با تروریزم همپیمان غرب است و در استقرار صلح جهانی مدعی است هند در سازمان های بین المللی از قبل فعال تر ظاهر شده و در گروه ۲۰ – گروه بریکس – اسه آن و سارک نقش راهبردی دارد و تلاشهای موفقیت آمیزی برای پذیرش  به عنوان عضو دایم شورای امنیت انجام داده است.

 علی رغم این که کشورهای عربی خلیج فارس و کشورهای اسلامی زمانی که آقای مودی به قدرت رسید، چندان استقبال نکردند؛ ولی مودی خیلی صریح اعلام کرد که با کشورهای اسلامی به خصوص کشورهای خلیج فارس و ایران رابطه دوستانه ای خواهد داشت. اولا بدلیل نیاز جغرافیایی و تاریخی دوم این که جمعیت شش میلیون نفری هندی هایی که در خلیج فارس کار می کنند و چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار به طور سالانه برای هند درآمد کسب می کنند و سومین عامل هم بازار خوبی است که در خلیج فارس برای هندی ها وجود دارد، چه از نظر خرید انرژی و تامین انرژی و چه از نظر فروش محصولات کشاورزی هند. تقریبا همه کشورهای خلیج فارس خریدار عمده محصولات کشاورزی و غلات هند هستند و هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حجم کل مبادلات تجاری که دارد، نزدیک به دو برابر بیشتر از کل اتحادیه اروپاست

اما دولت ها هم متوجه هستند که در میزان و سقف رابطه با کشورهای مسلمان مشکلات زیادی وجود دارد، موضوع مسلمانان، بی جی پی، آر اس اس و مسائل هندو ها و مسائل ایدئولوژیکی که هنوز بر این دو دولت به خصوص دولت مودی حاکم است و این ها موضوعاتی است که می تواند روابط کشورهای مسلمان را تحت تاثیر قرار دهد. به هر حال ماشین اقتصادی هند بسوی غرب در حرکت است ولی هند مایل است که رابطه با اسرائیل و آمریکا تاثیری بر کشورهای عربی و ایران  و روسیه نداشته باشد. روسیه نیز از موضوعاتی است که هند براحتی نمی تواند آنرا نادیه بگیرد و از رابطه با آن چشم پوشی کند تعادل میان روابط با روسیه و غرب نیز دور از ذهن هندی ها نیست.

نتیجه گیری

هند امروزه به یک قدرت بزرگ اقتصادی و کشوری صنعتی تبدیل شده است و ابزارهای لازم برای ایجاد نقش فعال و پویا در سطح جهانی را دارد. هند در بخش اعزام نیروهای حافظ صلح در مناطق بحران زده بیشترین نیروی اعزامی دارد و بر همین اساس مدعی است که نقش جهانی خود را بشکل مثبتی انجام می دهد در مبارزه با تروریزم بین الملل نیز ادعاهایی دارد بخصوص در افغانستان حضور فعالی دارد.  هند در سازمان های منطقه ای و بین المللی اقتصادی نقش فعالی دارد از جمله آنها می توان به G 20- ASEAN -BRICS – SAARC   و غیره اشاره کرد.

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

بحران قطر و فرو پاشی شورای همکاری خلیج فارس(شهخف)

کد خبر: ۸۰۵۱۸
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۵
 
 
 
عجم: ورود ایران هزینه دارد، امیر جوان به سازش تن‌ نمی‌دهد اگر در خلیج‌فارس جنگی فراگیر رخ دهد، آنها دوست دارند پای ایران به جنگ کشیده شود
جمهوریت؛
چند سناریوی خطرناک درباره قطر
یک پژوهشگر خلیج فارس معتقد است قطع روابط با قطر برای منطقه بسیار خطرناک و زیانبار است و به اقتصاد کل منطقه اسیب جدی وارد خواهد کرد.
 

صبح دوشنبه اخبار رسانه های عربی خبر از یک بحران دیگر در منطقه داد، یک کشور عربی کوچک از میان اعراب طرد شد. برخی ناظران بین المللی معتقدند دوحه به دلیل حمایت از تهران به این سرنوشت دچار شده است. برخی دیگر نیز معتقدند قطر به دلیل حمایت از سنتی ترین اسلام گرایان جهان اسلام یعنی اخوان المسلمین و حمایت از مقاومت متهم شده است. برای بررسی قطع روابط قطر با کشورهای عربی با دکتر محمد عجم، پژوهشگر مطالعات حوزه خلیج فارس و غرب اسیا گفتگو داشته ایم که مشروح آن را از نظر می گذرانید:

قطع روابط اعراب با قطر را چگونه ارزیابی می کنید؟ از نظر اقتصادی چه تاثیری بر این کشور دارد؟
قطع روابط دستکم 4 کشور عربی با قطر تبعات بسیار سنگینی برای اقتصاد قطر دارد خطوط پروازی قطر که دومین خط پروازی در حوزه خلیج فارس است اسیب جدی می بیند تا همین الان 60 پرواز روزانه به قطر قطع شده است شاخص بورس قطر همان ساعات اولیه 7 درصد سقوط کرده است. 
دعوای عربستان با  قطر اگرچه قدیمی است اما پس از بهار عربی  علنی تر شد قطر از جنبش های اسلام گرای سیاسی مانند اخوان المسلمین  حمایت می کرد ولی عربستان مخالف بود و از جنبشهای لاییک بخصوص در لیبی و مصر حمایت می کرد قطر سابقه حمایت در جنگ 33 روزه  از حزب الله و حماس و  در جنگ سوریه از جبهه النصره را دارد که عربستان با هر سه این گروهها مخالف است.


آقای عطوان تحلیلگر برجسته جهان عرب آینده این بحران را جنگ نظامی پیش بینی کرده است؟ نظر شما چیست؟ 
احتمال محاصره اقتصادی کامل قطر وجود دارد ولی برای جنگ هنوز زود است باید  قدم های بعدی را عربستان بردارد اگر قطر به خواسته های عربستان تمکین نکند عربستان بدنبال قطعنامه در مجمع عمومی و  شورای امنیت علیه قطر خواهد بود اتهام وارده به قطر همدستی با طالبان القاعده و حوثی ها و حماس و تروریستهای اسلام گرای چچنی و حمایت از برنامه هسته ای ایران  است. تا کنون نزدیک به 20 اتهام برای قطر مطرح کرده اند  احتمالا گرفتن قطعنامه برای عربستان مشکل نخواهد بود

 

با توجه به اوضاع منطقه خاورمیانه، ارزیابی شما از آینده منطقه به چه صورت است؟ با توجه به اینکه قطر از ائتلاف عربی اخراج شده است.

همین اقدام تحریک کننده عربستان به اقتصاد کل منطقه خلیج فارس اسیب می زند و اعتماد سرمایه گذاران را کاهش می دهد، گامهای بعدی فشار برای تغییر حکومت و یا انتقال قدرت است .

همانطور که قبلا هم سال 1392 امیر قطر مجبور به کناره گیری شد اما اینبار امیر جوان قطر بسیار بعید است تن به سازش بدهد و به احتمال زیاد در مقابل توسعه طلبی و هژمونی طلبی عربستان ایستادگی خواهد کرد . قطر می تواند با فتوای شیخ مفتی القرضاوی مقاومت کند اگر قطر ایستادگی کندنظر به عدم بلوغ سیاسی  عربستان احتمال فشار سیاسی و اقتصادی و نظامی بر قطر محتمل است. عربستان در اقدام علیه قطر بسیار جدی است عربستان نمی خواهد یک معمر قذافی دیگر در جهان عرب ظهور کند و عربستان را به چالش دایمی بگیرد.
اینکه در خلیج فارس جنگی فراگیر در بگیرد خواسته  و ارزوی همیشگی اسراییل است اگر جنگی روی دهد انها دوست خواهند داشت پای ایران خواه ناخواه به جنگ کشیده شود اگر در منطقه جنگی در بگیرد و طرف پیروز نداشته باشد و همه بازنده باشند غربی ها استقبال می کنند اما نگرانی غرب این هست که در صورت بروز جنگ متحدان انها اسیب ببینند ولی ایران قدرتمندتر ظاهر شود و در کشورهای عربی نیز ترس این هست که گروهای سلفی افراطی قدرت را بدست گیرند پس فعلا جنگ تمام عیار را اجازه نخواهند داد و بیشتر با فشار اقتصادی و محاصره دریایی قطر را تسلیم خواهند کرد انها از قطر مجموعه ای از خواسته ها را دارند اولین  گام اخراج  رهبران و طرفداران حماس و اخوان المسلمین از قطر است.

این وضعیت برای ایران زیان است یا منفعت؟به هر صورت توضیح دهید که کشور ما چه سیاستی باید اتخاذ کند؟ آیا باید قطر را به سمت خود بکشد؟ یا سیاستی بیطرفانه اتخاذ کند؟

خدای نکرده هر جنگی در منطقه به ضرر منطقه و جهان اسلام است و اقتصاد کل منطقه آسیب می بیند.
ایران در جنگ جهانی اول سیاست بی طرفی اعلام کرد و در جنگ دوم هم همینطور ولی دول متخاصم بی طرفی ایران را نپذیرفتند.

ایران حتما موضع بی طرفی خواهد گرفت.  ورود ایران به نفع هریک از طرفهای دعوا منطقه را خطرناکتر می کند اما اگر فکر کنیم عدم حمایت ما از قطر می تواند جو را بین ایران و عربستان تلطیف کند اشتباه است عربستان بغض فرو خفته زیادی از ایران دارد روابط ما با قطر همیشه بر پایه حسن همجواری و عدم مداخله و همکاری  بوده و همین سیاست حتما ادامه خواهد یافت. به جز کدورتهایی که در سوریه میان ایران و قطر ایجاد شد ایران با قطر مشکل دیگری ندارد، اما ایران جانب هیچ یک از طرفهای متخاصم را نباید بگیرد و البته همانطور که سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده وضعیت تخاصمی در خلیج فارس بضرر همه کشورهای خلیج فارس است و باید در جهت ارامش و تلطیف فضای تند حاکم بر خلیج فارس عمل نمود. خلیج فارس به ارامش و صلح نیاز دارد.

 
نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

.

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

.

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

اولین همایش بین‌المللی کارتوگرافی خلیج فارس قرن 16-18 در دانشگاه تهران 1383

گروه : ویژه نامه ها
حوزه : تعاون و اشتغال
شماره : ۸۳۰۲۰۲۰۰۸۴
تاریخ : ۸۳/۰۲/۰۳ - ۱۶:۳۳
یک پژوهشگر در همایش بین‌المللی کارتوگرافی خلیج فارس:تغییر نام مکانی جغرافیایی در ایجاد تهدید امنیت ملی موثر استخبرگزاری فارس:یک پژوهشگر گفت: تغییر نام یک مکان جغرافیایی در ایجاد تهدید برای امنیت ملی و هویت تاریخی یک کشور موثر واقع می شود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، محمد عجم ، که امروز در اولین همایش بین‌المللی کارتوگرافی خلیج فارس قرن 16-18 در دانشگاه تهران سخن می‌گفت، افزود: نامهای جغرافیایی کشورها، دریاها و رودخانه‌ها مشخص کننده حاکمیت ، حوزه قلمرو و نظام اداری ، سیاسی ، باورها، آرمانها، سرگذشت ملی، تاریخی و ایدئولوژیکی ملتهای تابعه می باشد. وی تصریح کرد: به همین دلیل است که نامهای تاریخی نباید به عنوان بازار سیاسی در جهت نیل به آرمانهای قومی و نژادی و یا تحقیر قومیتهای دیگر و در تعارض با منافع ملی و ارزشهای دیگران بکار رود. این پژوهشگر آزاد هدف اولیه تغییر دهندگان نام 3 هزار ساله خلیج فارس را به چالش کشیدن حاکمیت ایران بر جزایر خلیج فارس دانست و یادآورشد: معادلها و مترادفهای آن از 2هزار و 600 سال قبل تا سال 1975 در تمام زبانهای دنیا با مترادفهایی که منسوب به صفت فارسی و ایرانی است بکار رفته است و حتی با وجود حمله اعراب، اسکندر، مغولان، تاتار، پرتغالی ها، هلندی ها وانگلیسی ها به کشور ایران از گزند همه متعصبان و کینه توزان در امان بوده است. عجم افزود: از این نظر است که به اینگونه نامها میراث بشریت می گویند و به همین دلیل اقدام بعضی کشورهای تازه استقلال یافته خلیج فارس که تا قبل از دهه 60 میلادی در تاریخ بین المللی وجود نداشته و هم اکنون با کمک استعمار و با دادن رشوه و حق حسابهای کلان به اصحاب رسانه های گروهی در صدد تخریب این نام و طرح ادعاهای واهی نموده اند،
عملی مذموم و مغایر باحقوق بین المللی محسوب می شود. وی گفت: پژوهشگرانی که در خصوص نام خلیج فارس تحقیق نموده اند، متفق القول هستند که نام خلیج فارس در تمام قرون و 2500 سال گذشته نامی یگانه، بین المللی و بدون معارض بوده است و درخاورمیانه بر روی کمتر نامی در ادوار مختلف تاریخی چنین اتفاق و یگانگی در میان همه نویسندگان و مورخان وجود داشته است. انتهای پیام/
نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳٩٦
Comments نظرات () لینک دائم

بر روی عنوان مورد نظر کليک کنيد

 
 

از کتاب خليج فارس نامی کهن تر از تاريخ :محمد عجم  

از سال ۲۰۰۴  تا کنون مطالب اين بلاگ در سايتهای مختلفی کپی شده است بدون ذکر منبع . لطفا منبع را بيان کنيد

 
نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤
Comments نظرات () لینک دائم

«خليج‌ عربي!»، مرهم زخم اميرنشين‌هاي بدون عرب

 

«خليج‌ عربي!»، مرهم زخم اميرنشين‌هاي بدون عرب

سومالی هدیه تلویزیون العربیه و الجزیره  به عمو آمریکا و اشک ریزی برای عمو صدام

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
Comments نظرات () لینک دائم

نام خليج فارس میراثی کهن تر از تاريخ بازديد گنندگان دريای پارس <#hits#>


     


 

در جهت تقدير و ارج گذاری به پاسخ مثبت هموطنان به فراخوان مردمی دوستداران نامهای ميراثی و تاريخی در اعتراض به تغيير نام خليج فارس بدين وسيله متن بخشهای اصلی کتاب نام خليج فارس میراثی کهن تر از تاريخ . محمد عجم ۱۳۸۳ تقديم هموطنان ارجمند می گردد برگ سبزی پيشکش درويش . تقدير بی کران از مولف و ناشر اين کتاب

در خصوص ترجمه اين کتاب به زبان انگليسی و عربی از هموطنان تقاضای ياری داريم  روی جلد و پشت جلد تصوير يکی از ۱۰ نقشه معروفی است که بطور همزمان دريای عرب را با نام دريای پارسpersian sea و خليج فارس را با نام persian gulf خليج فارس ثبت کرده اند البته سازمان نقشه برداری و سازمان جغرافيايی ارتش ايران سالها است که دريای پارس به دريای عرب  بخشيده اند  حالا مانده است از آن اقيانوس پارس يک خليج  در جنوب غربی ايران که ناسيونال فاشيستهای عرب به آنهم گير داده اند

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

فهرست کتاب خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ و ميراث

 

 
 

خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ و ميراث معنوي و فرهنگي بشريت

فهرست عناوين

 

فصل اول : ديباچه  :

علم جغرافيا قديمي ترين علم

 1- نامهاي جغرافيايي كهن Paleotoponymy ميراث فرهنگي بشريت 2- دفاعيه نام خليج فارس 3- علت نام گذاري و پيشينه تاريخي نام خليـــــــــج فارس . 4- پژوهشي در اسناد تاريخي و حقوقي نام خليج فارس. الف- اسناد تاريخي دوره پارسي (قبل و بعد از ميلاد مسيح تا ظهور اسلام). ب- دوره اســــــلامي ج - دوره استعمار : پرتغال ، هلند، فرانسه و انگليس د- دوره معــــــاصر ه- خليج فارس در نقشه ها، اطلسها و دايره المعارف هاي تاريخي. 5- خليج فارس در اسناد ،6- كتب ،7- منابع عربي و در قراردادها و معاهدات ميان كشورهاي عربي و معاهدات بين المللي 6-- مصوبات سازمان ملل،8- سازمانهاي بين المللي و قطعنامه هاي كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي سازمان ملل 7- خليج فارس و حقوق درياها8- مهمترين خليج جهان بدون نام فصل دوم: سابقه بكارگيري عناوين مغرضانه ، استعماري و اهداف آنها 1- اقدام كارگزاران انگليس پس از دوستي ايران و آلمان و بويژه پس از جنگ نفت با ايران 1950 (كتاب رودريك اوون 1957) 2 ـ اقدام رهبران كشور هاي عربي از 1960 تا كنون 3-رسانه هاي گروهي كشور هاي عربي 4 - نويسندگان استخدامي كشور هاي عربي 5- تحريف اسناد تاريخي 6- علل تخريب نام خليج فارس فصل سوم: اعتراف به حقيقت 1- پاسخ متفكران عرب به مدعيان دروغين عربي بودن خليج فارس. عواقب سكوت در مقابل تغيير نام خليج فارس اقدامات ايران الف: قبل از انقلاب ب : بعد از انقلاب. ج: چه بايد كرد؟ پاسخ به مدعيان عربيت و پاسخ به سه مقاله درالاهرام 5 نمونه از نقشه هاي تاريخي بر گرفته از كتب عربي نقد 2 كتاب خليج عربي رودريك اوون 1957. و خليج عربي قدري قلعجي 1992 دو نمونه از مكاتبات اعتراض آميز به تحريف نام خليج فارس. فصل چهارم: ضمــا ئم ـ فهرست 200 كتاب متعلق به مورخين، ادبا و سفرنامه نويسان و اقليم شناسان قرون گذشته درجهان عرب واسلام كه از خليج فارس نام برده اند 2ـفهرست مشخصات 80 نقشه تاريخي عربي از 3 كتاب عربي- انساب العرب - الخليج الفارسي عبر القرون- خارطه العراق.. 3- فهرست كتب مورخين، ادبا و سفرنامه نويسان غير مسلمان جهان كه در قرون گذشته از خليج فارس نام برده اند. 4ـ فهرست تعدادي ( حدود 1000 ) از نقشه هاي تاريخي كه در قرون گذشته خليج فارس را ثبت كرده اند. 5ـ فهرست 100 اطلس مهم تاريخي كه نام خليج فارس را ثبت كرده اند.

 

نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۳:٠٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
Comments نظرات () لینک دائم

مشخصات فيزيكی.چراجويی نام های خليج فارس بحر الفارسی

 
 

 

  • مشخصات فيزيكی خليج فارس ادامه ...........
  • ب . وجه تسميه و علت نام گذاري خليج فارس

    خليج فارس در طول تاريخ با نام سرزمين ايران توصيف می شده است . آثار باستاني برجاي مانده از شهرهاي ساحلي خليج فارس همانند بوشهر، خارك ، سيراف و بند طاهري حكايت از وجود يك تمدن 6000 ساله در سواحل خليج فارس مي كند. آثار مكتوب و نوشتاري برجاي مانده حدود كمتر از3000سال قدمت دارند بنابر اين  از بسياري از مسايل و حوادث دوره تمدن ايلاميها ، مادها، آشوريها، دراويديان و پيشداديان و تاقبل از حكومت پارسها اطلاع دقيق و روشني وجود ندارد و اين دوره از زندگي ساكنان منطقه هنوز در پرده اي از ابهام وجود دارد. تنها در دوره امپراتوري قدرتمند و پهناور پارس است كه خليج فارس شهرت بين المللي مي يابد.

    برابر اسناد تاريخي و شواهد ، قراين و فرهنگ شفاهي مي توان گفت 4 نام براي كشور ايران و همچنين درياي جنوب ايران بكار رفته است:

    1- كشور جم .يم (جم شيد) 2 - مملكت عجم 3- پارس ( فارس) 4- ايران(اريان  ايراك، عراق معرب شده ايراك ، ايلام) .

    اينكه كدام اسم قديمي تر و حدود جغرافيايي هركدام چه محدوده اي بوده است مورد اختلاف است از آنجا كه در داستانهاي كهن ايراني كه البته با ابهاماتي به نسلهاي هزاره اول ميلادي منتقل و بخشي از آن در بعضي كتب موجود است، جم كه در اوستا، يم و در زبان پهلوي و كردي جمشيد و جمشير و جم و گاهي هجم بيان شده است از اولين پادشاهان و پيامبران ايراني ثبت شده كه بر اساس نوشته ها و داستانهاي شفاهي و كتب خداينامه ها، اختراع لباس، نگارگري، كشف فلز، ساختن گرمابه، پزشكي و جشن نوروز را به او نسبت داده اند صفات اين پادشاه شباهت زيادي به نوح در قران دارد و بعضي وي را با حضرت سليمان يكي دانسته اند. در اوستا آمده است در زمان جم شيد 300 سال مرگ و بيماري نبود اهورا مزدا از او خواست كه پيامبرش در روي زمين باشد ولي او شهرياري را پذيرفت. در يكي از سالها سرما بشدت فزوني يافت او دژي بنام جم كرات ( ورجمكرت) ساخت و حيوانات را در آن جاي داد در دوره او حيوانات فزوني يافتند. او جامي داشت كه در آن تمام اسرار نهان را مي ديد نگاه كردن به گوي شيشه اي و اسرار گفتن از اين دوره رايج شده است، سرانجام او ادعاي خدايي كرد و گمرا شد پس ضحاك بر او چيره شد و به تعبير فردوسي:

    مني كرد آن شاه يزدان شناس زيزدان بپيچيد و شد ناسپاس

    بنابر اين كشور جم شايد قديمي ترين نام ايران باشد كه عربهاي دوره جاهلييت آنرا معرب نموده ، اجم و عجم گفتند و كلمات عجمه عجمو اعجمي و الاعاجم را از آن ساختند. سعدي مي گويد :

    چنين گفت شوريده اي در عجم به كسرا كه اي وارث ملك جم

    اگر ملك بر جم بماندي و تخت تو را كي ميسر شدي تاج و تخت

    شهرت جم و جمشيد باعث شد كه مورخين مسلمان ساخت پرس پليس را بدو منسوب نموده و آنجا را تخت جمشيد ناميدند. پروين اعتصامي نيز چنين سروده است:

    تخت جمشيد حكايت كند ار پرسي كه چه آمد به فريدون و چه شد بر جم

    مرا زيبد از خسروان عجــــــــم سرتخت كاووس و اكليل جــم

    بخشش و هدايا رسم ملوك عجم بود به هنگام ولادت نبي ايوان كسرا انوشيروان ابن قباذ خسرو ملك عجم فرو فتاد

    بنا بر اين مي بينيم كه جم كه از شاهان ماقبل تاريخ است از امپراتوران پارسي شهرت بيشتري داشته و در داستانهاي سينه بسينه همواره عظمت او نقل شده است. قبل از اينكه دريانوردان يوناني و مصري نام پرشيا و پلسيا را براي حوزه فلات ايران مرسوم سازند از اين منطقه بيشتر به كشور جم، سرزمين يم، اريتران، ارنا، آريانا و ايران ياد مي شده است بنابر اين به احتمال زياد اسامي، كشور جم و كشور ايران قدمت بيشتري از نام كشور پارس داشته است. از مستندات يوناني و ايراني بر مي آيد كه در سراسر آبهاي ساحلي جنوب ايران سه قوم عمده به ترتيب در شرق پارتها، مكراني ها وكرمانيا در مركز پارسها و در غرب ايلاميها و خوزيها ساكن بودند ولي پارسها بدليل برخورداري از سواحل درياي پارس و دريانوردي از شهرت بيشتري برخوردار شدند و از سال 600 قبل از ميلاد نام آنها بر بخش وسيعي از فلات ايران و سپس به تمام فلات ايران منسوب شد. پارسها گروهي از آرياييها بودند كه به اسب سواري و داشتن اسبهاي ورزيده شهرت داشتند و يكي از معاني كلمه پارس به معني اسب سوار، چالاك و دلير است و اعراب هنوز هم كلمه فارس و فرس را به همين معني بكار مي برند. به همين دليل اسب و سرو در تمام نمادهاي پارسي برجامانده از دوره پارسي بويژه در تخت جمشيد و نقش رستم وجود دارد.

    ايران

    مسالک الابصار فی ممالک الامصار یک  دایرة المعارف جغرافيايی است و گرچه عنوانش در دانش جغرافی است اما مولف آن، بسیار وسیع تر از موضوع جغرافی تلاش کرده است تا فرهنگ و تمدن اسلامی را از آغاز اسلام تا زمان خودش در آن منعکس سازد.
    شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری (700 - 749) نویسنده این اثر تنها 50 سال عمر کرد، اخيرا مرکز زاید للتراث و التاریخ در امارات  تاکنون دست کم هشت مجلد از اين کتاب را عرضه کرده است.آقای سلیمان الجبوری  در حال انتشار متن کامل آن می باشد.
    بخشی از این کتاب در باب مملکت ايران اوضاع ایران در دوره ایلخانی است.
    این زمان تبریز یا توریزيا توریس(در تقویم البلدان (ص 401) آمده است که عامه مردم آنجا را توریز) می نامند. سلطانیه هم شهر بسیار مهمی بوده که توسط سلطان محمد خدابنده در همان سالهای نخست سلطنتش یعنی از سال 704 تاسیس گردید.
    واژه ایران به عنوان یک واحد سیاسی
    اما انتخاب عنوان مملکة الایرانیین هم برای این فصل جالب است. به طور معمول کلمه ایران را به ائیریه در زبان اوستایی و به اریه در فارسی باستان و آریه در سانسکریت بر می گردانند. نیز می افزایند که در دوره ساسانی ایران را ایرانشهر می نامیدند و سرزمین ایران هم ایرانویج خوانده می شده است (بنگرید: ایرنویج ، بهرام فره وشی، ص 11 – 12).
    اما پس ازآمدن اسلام، به طور عمده ایران را بلاد فارس و برای بخش های مختلف نام های استانی مانند جبال و آذربایجان و جیل و خراسان و سیستان بکار می رفت. فردوسی، قاعدتا بر حسب آنچه در زبان ادبی آن روزگار رایج بوده ایران و توران را برابر هم نهاده و از این تعبیر حدود ۷۰۰ بار برای مجموع آنچه اروپاييان و عربها آن را بلاد فارس می نامیدند استفاده می کرده است. آنچه به لحاظ تاریخی قابل جستجوست این است که اطلاق نام ایران پس از حمله اعراب بندرت بکار رفته است و کاربرد نام ايران از دوره مغول مجددا در اسناد و منابع رسمی بر سرزمینی با این محدوده جغرافیایی،  باب شده است.
    اطلاق نام ایران بر یک واحد سیاسی مستقل در این ناحیه نه در برابر سرزمین های عربی بلکه دقیقا به مانند دوران پیش از اسلام در برابر توران بود. اما نه توران قدیم و نه آن نام، بلکه در مقام اولوس هایی که مغولان تشکیل دادند و ایران را به فرزندان تولی دادند که هولاکو فرزند وی و سپس نسل او در راس آن قرار گرفتند. این کاربرد را در جامع التواریخ رشید الدین فضل الله وزیر برجسته دوره ایلخانی به خوبی مشاهده می کنیم. وی غالبا از این دیار به عنوان «ایران زمین» یاد می کند. برای مثال عنوان فصلی چنین است: «تاریخ خلفا و سلاطین وملوک و اتابکان ایران زمین و شام و مغرب و ...» (جامع التواریخ، چاپ روشن، ج 1، ص 343، 468، ج 2، ص 812، 855، 932، و موارد بیشمار دیگر).
    کاربرد این عنوان از طرف نویسنده این کتاب بسیار جالب و نشانگر نفوذ این کاربرد در سایر بلاد اسلامی در غرب ایران در آن وقت است.
    یک نکته جالب دیگر اطلاق عنوان قلب دنیا هم برای ایران از سوی همین مولف؛ چیزی که در متون جغرافیایی قدیم ایرانی وجود دارد، همزمان نشانگر اهمیت این سرزمین در ذهن یک جغرافی دان مسلمان است که در سرزمین شام می زیسته است.
    مملکت ایرانی ها
    مملكت ايراني ها، عراق و عجم و خراسان است. طول این مملکت از رود جیحون در انتهای خراسان تا فرات است که میان آن سرزمین و شام فاصله انداخته است. عرض ایران، میان کرمان است که متصل به دریای فارس است و خود از اقیانوس هند منشعب می شود تا نهایت آنجایی که در اختیار بقایای سلجوقیان روم است در حدود علایا و انتالیا در کنار مدیترانه. در سمت شمال، حد فاصل میان میان مملکت ایرانی ها با بلاد قبچاق، رودی است در کنار باب الحدید که به ترکی آن را دمرقابو گویند و دریای طبرستان که به آن بحر خزر و قلزم هم گفته می شود.
     این ممکلت تقریبا مربع است. با راه رفتن طبیعی، عرض آن را چهار ماه و طول آن را هم چهار ماه می توان پیمود. این همان مملکتی است که در اختیار خاندان هولاکو فرزند تولی فرزند چنگیز قرار گرفته و میان سلاطینی از فرزندان او چرخیده تا به زمان ما رسیده است. در عمران متوسط و از بزرگترین سرزمین ها و میانه ترین آنها در طول و عرض است. آنجا تختگاه شاهان می بود تا آن که اسلام تصرفش کرد و پس از آن قاعده خلافت عباسی تا اخرین روزها در آن جریان یافت. در آنجا اقلیم های بزرگ و شهرهای زیادی هست که هر کدام رستاق های فراوان و نواحی و مناطق و جهات متعدد دارد .
    پایتخت فعلی آن  توریز  و سپس سلطانیه است. خاندان هولاکو برآنند که پادشاهی از آن کسی است که در اوجان بر تخت نشیند. اوجان در بیرون تبریز است. ممالک بزرگ آن یکی عراق عرب و دیگری عراق عجم و خراسان و کرمان و فارس و آذربایجان و آران و ری و جبال و دیاربکر و ربیعه و جزیره و ارمینیه و گرجستان و روم است. اگر با انصاف بنگری این مملکت در حقیقت قلب دنیاست.
    در درون این مملکت چندین پادشاه هستند که همه بنده سلطان هستند، مانند حاکم هری که در اصل همان هرات است، و امیر کرمان و گیلان و سمنان و مالاین و ارزن. در اینجا از تختگاه های آن سخن می گوییم.

    معني و تفسير واژه پارس و پرشيا

    بر اساس كشفيات باستان شناسي زادگاه انسان اوليه شرق و شاخ آفريقا بوده است يك گروه از اين انسانها كه در سواحل درياي سرخ و درياي پارس تمدني ايجاد نمودند با تغيير آب و هوا به شمال مهاجرت نمودند ولي در هزاره هاي بعد يا عصر يخبندان بسوي جنوب مهاجرت نمودند كه آنها را آريايي مي گويند. پارسها يكي از سه شاخه اصلي قوم آريا هستند كه حدود 5 هزار سال پيش از شمال درياي خزر بسوي فلات ايران مهاجرت نموده اند گروهي كه در خراسان و افغانستان امروزي ساكن شدند به پارتها و آريانها معروف شدند يك گروه نيز در شمال غربي فلات ايران ساكن شدند كه به آنها ماد يا مديا مي گفتند گروه سوم كه به اسب سواري و چابك سواري شهرت داشتند در ناحيه جنوب و سواحل خليج فارس و جنوب كوههاي زاگرس سكونت گزيدند و به پارسها ( اسب سواران ) شهرت يافتند اين قبيله بزرگ آريايي پادشاهي قدرتمندي در جنوب ايران ايجاد كردند كه بدليل دسترسي به آبهاي بين المللي بزودي شهرت جهاني يافتند و نام آنها بر تمام ايران اطلاق شد.

    اگرچه آثاري از تمدنهاي مربوط به 6تا 7 هزار سال در بسياري نقاط ايران كشف شده است ولي هنوز زواياي پنهان بيشتر از 10 هزار سال تاريخ گم شده ساكنان فلات ايران ناپيدا است و تنها براي كمتر از سه هزار سال تاريخ مدون ايران، داده ها و نوشته هاي با ارزشي در منابع يوناني، رومي، عربي، و سنگ نوشته ها و لوحه هاي پارسي وجود دارد به بركت ترجمه اين آثار امروزه ديكر كسي نمي تواند كاخ پارسه گراد در استخر پارس و يا تاق بستان را از كارهاي ديوان و اجنه ها بشمارد و منكر ساخت آنها به دست بشر شود امروزه علم باستان شناسي به كمك مورخين شتافته تا رازهاي نهفته در اعماق قرون را كه هيچگاه مكتوب نشده اند و يا اگر هم نوشته شده اند بكلي از ميان رفته اند را آشكار سازد و اميد مي رود در آينده با كشفيات جديد بسياري از ابهامات روشنتر گردد، يافته هاي باستاني ثابت مي كند كه قبل از اعلام امپراتوري جهانگير و فدرال پارس در سال 538 ميلادي توسط كورش ، در شرق ايران ( زابلستان و باكتريا) و هم درغرب (ايلام) پادشاهي هاي مقتدري وجود داشته اند طبق تاريخ شفاهي و داستانهاي باستان نامه فردوسي در شرق و مركز ايران شاهنشهي ايران وجود داشته است كه با تورانيان( سرزميني در غرب سين كيانگ، شرق ازبكستان تا جنوب قرقيزستان امروزي) در نبرد هاي طولاني بود در غرب ايران سومريها و ايلامي و مادها حكومت مي كردند و با ظهور كورش تمام اين مناطق ( ايران، ماد ،ايلام و خوزيه تحت حكومت فدرال پارس و يا پرسيا قرار گرفت. و اين مملكت فدرالي متشكل از 35 پادشاهي، مملكت پارسيا و يا پرشيا ناميده شد با حمله اسكندر و آتش زدن و غارت پرسپوليس و پرسه گراد در دوره اين حكام نيز ايران همچنان پرسيا ناميده مي شد. بنابر نوشته فيثاغورس  ايرانيان باستان به اسب عشق و علاقه فراواني داشتند و بسياري از پادشاهان پيروزي خود را مديون اسبهاي تربيت يافته اي مي دانستند كه آنها را اسب پارس، پرس و يا فارس مي ناميدند.

     اعراب كه به اسب خيل و خيول و جواد مي گفتند بس از پيروزي بر ايرانيان و به غنيمت گرفتن هزاران اسب پارسي به اسب فارس و به چابك سوار و رزمنده، فارسان و فرسان مي گفتند. و هنوز هم کلمه فارس به عنوان رزمنده و جنگجوی اسب سوار بکار می رود.

     وقتي دريانوردان يوناني در هزاره اول قبل از ميلاد وارد سواحل خليج فارس شدند همه جا با كشتي ها و دريانورداني روبرو شدند كه به پارس شهرت داشتند، در نتيجه آنها نه تنها درياي پارس را پرسيا خواندند بلكه نام پارس را به كل فلات ايران اطلاق كردند و بويژه از دوره كوروش (سيراس) و داريوش ( دارا) كه از قبيله هخامنش يكي از قبايل پارسي بودند و بدليل وجود پارس گرد( يعني شهرپارس يا پايتخت پارس كه يوناني ها نيزآن را پرسه پليس مي خواندند) از اين دوره نام ديهه يا روستاك پارس كه نام بخش جنوب ايران بود بركل ايران اطلاق شد. و بعدها عربها نيز به تقليد از يونانيان، فارس (عربي شده پارس) را جايگزين كلمه عجم نمودند. بنابر اين كلمه پارس ( persia ) داراي دو مفهوم مضيق و موسع است. در معني محدود فارس يعني كسانيكه به زبان پارسي صحبت مي كنند (قوم پارس).

    براي مدت مديدي ايران جزيي از سرزمين دارالاسلام بود و هنگاميكه از تمدن پادشاهان قبل از اسلام ياد مي شد از آنها به عنوان ملوك عجم و يا خسرو ( كسري)، بلاد فارس و يا بلاد عجم ، بلاد كسري و مملكت فرس ياد مي كردند و نام ايران براي چند قرن در تاريخ هاي رسمي گم شد (بجز يك دوره كوتاه در زمان صفاريان و سامانيان كه اشعاري در مدح عظمت قهرمانان ايران توسط افرادي چون رودكي سروده شد و با اشعار حماسي فردوسي كه در آن نام ايران 400 بار بكار برده شده است در اذهان مردم زنده ماند و تا اينكه در سال 1258 ميلادي مغولان خلافت اسلامي را سرنگون و بشدت تحت تاثير ادبيات قهرماني ايران واقع شدند و وزراي ايراني آنها القاب پادشاه ايران، شاهنشاه و خسرو ايران، وارث ملك كيان، وارث جم ، جم جاه و … را به ايلخانان مغول و بعد به قاجارها دادند و اين القاب در همه جا شهرت پيدا كرد و در اين دوره فرهنگ كهن ايراني به سبك نويني احياء شد. و از اين زمان كلمه ايران بطور پيوسته در ادبيات ايران وجود داشته است اما اروپاييان در تمام ادوار تاريخي از نام كهن ديگر ( پرسيا) استفاده مي كردند تنها در سال 1740 در يك نقشه آلماني نام ايران نيز به چشم مي خورد. اعراب قبل و بعد از اسلام كلمه الاجم( ايراني) را استفاده مي كردند اعراب اين كلمه را از جم گرفته و واژه هاي زيادي از آن ساخته اند از جمله عجمه اعجم( گنگ) و اعجمي ( بيگانه ) و معجم را از آن ساخته و معني آصلي آن را دگرگون نمودند .

    از قرن دوم هجري به بعد عربها نيز به تقليد از يونانيان، فارس (عربي شده پارس) را جايگزين كلمه عجم نمودند. بنابر اين كلمه پارس ( persia ) داراي دو مفهوم مضيق و موسع است. در معني محدود فارس يعني كسانيكه به زبان پارسي صحبت مي كنند (قوم پارس).

    در مفهوم موسع كه بيشتر دركتب تاريخي مورد نظر نويسندگان و محققان اروپايي در رشته هاي تاريخ و جغرافيا است، فارس يعني همه كسانيكه در فلات ايران زندگي مي كرده اند و بويژه اقوام آريائي. در اين معني فارس شامل همه اقوام فلات ايران، پاكستان، افغانستان و نواحي آسياي ميانه و قفقاز نيز مي شود. اروپائيان كلمه پرشيا را براي تمام مردمان اين مناطق بكار مي بردند و عربها براي اين اقوام از كلمه عجم (ماخوذ و معرب از حرف جم) استفاده مي كردندكه هر دو مترادف ايران محسوب مي شود. آنها فارسها را بدلايل اهميتشان قريش العجم مي خواندندكما اينكه قريش را برترين قبيله عرب مي شمردند.

    اروپائي ها كلمه پرشيا را در مقابل عربيا بكار مي بردند و منظور آنها همه اقوام ايراني بود ولي وقتي عربها بتدريج بجاي كلمه عجم از كلمه فارس( پرشيا) استفاده كردند، منظور آنها از فارس بيشتر فارس زبانان بود و گاهي اوقات نيزكلمه فارس را فقط به استان فارس اطلاق مي كردند و گاهي نيز كلمه فارس به پيروان آيين زرتشتي اطلاق مي شد و در مواردي فارس را به معني مجوسي و يا زرتشتي بكار مي بردند. كلمه پارس بعد از اسلام در خود ايران نيز جاي خود را به كلمه عربي فارس داد و مفهوم اصلي خود را از دست داد كاربرد محدود، مضيق و نادرست اين عبارت باعث شد كه دولت ايران در سال 1313 خورشيدي رسماً از همه كشورهاي خارجي بخواهد كه بجاي كلمه دولت فارس (پرشيا) و يا شاه پرشيا از عبارت قديمي تر " ايران" و شاهنشاه ايران استفاده كنند. از اين زمان به بعد نام پرشيا كه در ادبيات اروپايي واژه اي بسيار غني و متضمن ارزشهاي تاريخي و هنري زيادي بود، رنگ باخت و كلمه پرشيا به تاريخ پيوست در حاليكه اصالت نام تاريخي پرشيا و پرس به هيچ عنوان كمتر از نام ايران نبود و حق اين بود كه همانند مصر كه داراي دو نام تاريخي مصر و اجپت(ايكپت) است ايران نيز هردو نام خود را حفظ مي كرد.

     
    نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۳:٠۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
    Comments نظرات () لینک دائم

    پژوهشي دراسناد و مباني تاريخي نام خليج فارس

  •  
     

     

    «خليج فارس» در حداقل 300 كتاب مهم تاريخي ، جغرافيائي ، ادبي ، مذهبي و علمي قرون گذشته و دو هزار نقشه متعلق به قبل و بعد از ميلاد مسيح، از خليج فارس با همين نام و يا نامهايي مترادف و همسان  آن توصيف شده است كه در اين مختصر به گوشه اي از آنها اشاره مي كنيم.

    از اولين  ادامه ...  پژوهشي دراسناد و مباني تاريخي نام خليج فارس( پرشن گلف

     
     
  • نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۳:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
    Comments نظرات () لینک دائم

    نام خليج فارس در دوره حضور هلنديها.

     

     

    با رانده شدن سلطه گران پرتغالي و اسپانيايي از خليج فارس نفوذ انگليسيها در منطقه زياد شد و هلندي ها نيز در سال 1033 ق 1625 م. با داير نمودن نمايندگي بازرگاني در هرموز و سپس انتقال آن به بندر عباس در سال 1625م. سهمي از بازرگاني خليج فارس را بدست.

     

     ادامه ......دوره حضور هلنديها در خليج فارس بحر فارس

     

     

    خليج فارس درقراردادها و معاهدات ميان كشورهاي عربي و قراردادهاي بين المللي

    نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ۳:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
    Comments نظرات () لینک دائم

    خلیج فارس در نقشه های کهن - اسطوره ای - جغرافیایی &amp;lt;#hits#&amp;g

     خلیج فارس در نقشه های کهن  اسطوره ای - جغرافیایی - تاریخی

     

     

    خلیج فارس در نقشه های کهن - اسطوره ای - جغرافیایی - تاریخی

     

     

     

     

     

     

     

    در منابع کهن اشاره‌هایی مبهم به دریاهایی با نامهای کلی و افسانه گونه وجود دارد که بعضی جغرافی دانان منظور از آن عبارت ها را خلیج فارس دانسته‌اند اما در واقع در خصوص صحت نسبت دادن آن نامها به  خلیج فارس با توجه به مبهم بودن آنهادیدگاههای مختلفی وجود دارد از جمله این نامها می‌توان به دریای آفتاب تابان در افسانه‌های سومری - دریای فراخ‌کرت در اوستا و دریای بالا و پایین و دریای مرتور(تلخ) اشاره نمود که همگی نامهای افسانه‌ای هستندو نه پدیده دقیق جغرافیایی.اما کهن ترین نام که بدون هیچ تردیدی منطقه جغرافیایی دریای جنوب ایران را توصیف می‌کند همان دریای پارس است. قدمت خلیج فارس از نظر زیست شناسی و جغرافیایی چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند «خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است.» 

     دریای آفتاب تابان؛ و دریای طلوع و دریای غروب نام‌های افسانه‌ای است و نه نام جغرافیایی ( بحر الشروق الکبیر) (: Sea of the rising sun)؛ جائی که آفتاب طلوع می‌کند نیز در افسانه‌ها به دیلمون  اشاره داشت.

     لوحه‌ای گلی که در پیش از میلاد فتوحات سنّاخریب پادشاه آشور را نگاشته  از این نام سود برده‌است، او در توصیف سرزمینی که از پدرش سارگن به ارث برده، می‌نویسد:

     «سنّاخریب، پادشاه بزرگ، پادشاه توانا، پادشاه جهان، پادشاه آشور، پادشاه چارگوشه، چوپان خردمند، محبوبِ خدایان توانا، نگاهبان حق، عاشق عدالت، کسی که پشتیبان همگان است، به یاری بینوایان می‌شتابد، کردار نیکی دارد، قهرمان بی‌نقص، انسان توانا، برترینِ فرمانروایان، فردِ نیرومندی که گستاخان را از پای در می‌آورد، تبه‌کاران را با غرشی ناگهانی نابود می‌کند؛ خداوندِ- آشور آن کوهستانِ پهناور، سلطنتِ بی‌همتایی را به امانت نزد من سپرده‌است و بر رویِ سر کاخ‌نشین‌ها جنگ‌افزارهایِ نیرومند مرا قرار داده‌است. ازدریای بالا؛ دریایِ غروبِ آفتاب تا دریای پائین؛ دریایِ طلوع آفتاب همه موجودات بشری را در زیر گام هایِ من مطیع کرده است؛ و فرمانروایان نیرومند از هراس رویارویی با من، خانه‌هایشان را رها کرده و همچون سیدیننو پرنده غار به مکان‌های دست نیافتنی می‌گریزند.».

     دریای پائین یا ( lower sea) «البحر الاسفل» أو «البحر السفلی» أو «البحر التحتانی» این نام  ظاهرا از سویِ آشوریان که در شمال بین النهرین می‌زیستند رایج شده‌است. و معمولاً در برابرِ دریای بالا البحر العُلوی (upper sea) قرار می‌گرفته که نویسندگان امروزی همواره آن را دریای مدیترانه می‌خوانند اما  درستی منطبق کردن این نامهای با پدیده ای جغرافیایی موجود امری مشکل است .

    در اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده ولی به دریایفراخکرت اشاره شده‌است اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره‌ای نیز به اروندرود شده‌است که در آن دوره اورنگ گفته می‌شده‌است:

     

    «

    دارنده دشت‌های فراخ و اسب‌های تیزرو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی‌خسبد، هرگز فریب نمی‌خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از برآمدن خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می‌آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه‌های آریایی را می‌نگرد.


    » در کتیبه معروف به منشور آزادی کوروش که به شرح فتوحات کوروش دوم  می‌پردازد و در بابل کشف شده، فرمانروای پارسیان نیز این لقب را به دریای سواحل جنوبی سرزمین خویش داده‌است:

     «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان پسرِ کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان، نوه کوروش شاه بزرگ، ......به فرمان مردوک، همه شاهان پیش اورنگ پادشاهی نشسته‌اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین، همه مردم سرزمین‌های دوردست، از چهار گوشه (جهان)، همه پادشاهان اموری و همه کوچ نشینانمرا خراج گذاردند و در بابل به پایم بوسه زدند.»

     »

     

    نقشه جهان. از تمدن میان رودان ترجمه این نقشه در موزه لندن اشتباه های فاحشی دارد. این نقشه جهان است که به شکل سینی گرد است.

    گرد گردو(کره ای ) با گرد سینی دایره متفاوت است. هیچگاه جغرافی  دانان  شرقی زمین را به شکل گردو تصور نکرده اند. بلکه زمین را بشکل سینی گرد تصور کرده اند.  نقشه کهن بابلی در اصل مرکز هفت اقلیم  را با دایره مشخص کرده  دور تا دور هفت اقلیم را بحر المحیط یا اقیانوس سراسری در برگرفته است شماره 9- 7 دریای پائین یا همان خلیج فارس است. مثلث های بیرون از دایره دریای اقیانوس در واقع قله های کوه قاف است. یکی از آن قله ها کوه دماوند و دیگری قله زاگرس است.

     قدیمی ترین لوحه های و نقشه ها ی ترسیمی کشف شده به مصریها و بابلیها منصوب شده اند نقشه ای از بابلیون حک شده بر گل پخته پیدا شده که در موزه بریتیش لندن  به شماره 153/92687 نگهداری می شود و متعلق به 500  سال قبل از میلاد است اما نسخه شبیه به  آن  گویا به دوره سارگون پادشاه اکد 2300ق.م مربوط است که در آن خلیج فارس بدون اسم ترسیم شده است.

    یونانیها و رومیها و فنیقیها این حرفه را توسعه داده اند و بویژه بطلیموس 168 م و استرابون 64 ق.م در این حرفه کوشا بوده اند. در دوره عباسیان که دانشمندان و مدیران ایرانی بر امور خلافت تسلط داشتند و وجوب جهت یابی قبله برای مسلمانان بویژه کشورهای دور دست ضرورت اهمیت کارتوگرافی را ایجاب می کرد. بدستور مامون 833-814 م ترجمه آثار یونانی شروع شد و نقشه ای از جهان تهیه گردید خوارزمی 821 ، استخری 925، ابن حوقل 977 ق، ادریسی حمودی 1165 ق ( 82 نقشه در کتاب نزهه المشتاق) نقشه هایی از دیار عرب ، بلاد فارس بحر فارس و روم وشام ترسیم کردند که پایه و اساس نقشه های قرون بعدی توسط اروپائیان گردید. در تمام این نقشه ها خلیج فارس نام خود را تحت عنوان بحر فارس حفط کرده است. هم اکنون صدها نقشه دستی با ارزش در موزه های جهان نگهداری می شود که نام خلیج فارس و بحر فارس را به همراه دارند که تعدادی از آنها نیز درموزه های کشورهای عربی است. به یقین می توان گفت هیچ نام جغرافیایی در جهان به اندازه نام خلیج فارس در کتب جغرافی و کارتوگرافی قدمت،‌ اصالت ندارد و از نظر حضور در نقشه های کلاسیک و مدرن رکورد دار نامهای جغرافیایی بوده است.

     تا کنون در رابطه با نقشه های تاریخی خلیج فارس چند اطلس بسیار ارزشمند به چاپ رسیده است که آنها را می توان در دو گروه تقسیم کرد.

     

    الف. اطلس نقشه های برگرفته از منابع لاتین که عبارتند از:

     

      The Arabian Peninsula in Old European Maps (253 maps) by Khaled Al Ankary, Institute du Monde Arabe,Paris and Tunisia University,2001

    - Tibbets, Gerald Randall, Arabian in early Maps,

      Naples,Italy,Falcon press, 1978.

    A Guide to Antique MapsCollectionofking Abdulaziz Public Library,Riyadh.

     

    *اطلس " نقشه های جغرافیایی خلیج فارس از ماقبل تاریخ تا زمان معاصر" ( موسسه سحاب1971) در این اطلس مجموعه ای شامل 373 نقشه،‌ لوحه و سنگ نوشته از منابع و اطلسهای مختلف و متنوع موجود در موزه ها و کتابخانه های کشورهای عربی و کشورهای اروپائی به چاپ رسیده است که همگی به زبانهای مختلف کلمه های مترادف با دریای پارس و خلیج فارس بکار برده اند. 

    2- در سال 1995 بانک العربی بحرین اطلسی را بصورت تقویم دیواری در ابعاد 50+ 33 تحت عنوان بحرین و خلیج در نقشه های تاریخی منتشر نموده که در آن 12 نقشه از منابع اروپایی و همچنین نقشه معروف العالم ادریسی به چاپ رسیده است که همگی نام خلیج فارس را در بر دارند.

     3- اطلس" نقشه های تاریخی خلیج" این اطلس در دو جلد چاپ شده که مجموعاً حدود 500 نقشه با نام خلیج فارس دارند .

     

    *اطلس" نقشه های تاریخی خلیج" سالهای 1493-1931 که دارای 276 نقشه از منابع اروپایی در مورد خلیج فارس است و توسط سلطان بن محمد القاسمی در سال 1996 در لندن منتشر شده است.

     4- جلد دوم اطلس " نقشه های تاریخی خلیج" 1478-1861 که دارای 301 نقشه از منابع لاتین در مورد خلیج فارس است، این اطلس در واقع همان اطلس قبلی است با مقداری حذف و اضافات تقریباً 80% نقشه های این دو اطلس مشترک هستند که در سال 1999 در لندن تجدیدچاپ و منتشر شده است.

     *سلطان بن محمد القاسمی از مقامات شارجه در تلاش برای اثبات ادعای هویت عربی برای خلیج فارس اقدام به تهیه و خرید نقشه های تاریخی متعلق به سالهای 1478 تا 1931 نموده که بنظر می رسد انگیزه اولیه گرد آورنده اثبات هویت عربی برای جزایر سه گانه خلیج فارس بوده است ولی در کلکسیون نقشه های گرد آوری شده ایشان که بیشتر از 350 نقشه می باشد در همگی خلیج فارس با همین نام ثبت شده و در مورد جزایر نیز اسناد هویت ایرانی را تایید می کند ( به استثنای سه نقشه که یکی از آنها رابه عنوان طرح روی جلدکتاب اطلس خود تحت نام "خلیج در نقشه های تاریخی" منتشر ساخته است. در چاپ جلد اول که در سال 1996 در لندن صورت گرفته نقشه روی جلد کتاب مربوط به سال 1679 منطقه کشور پارس نام دارد که توسطGiacoma deRossi. Romeترسیم شده است و جزایر تمب بطور واضح به رنگ ایران ترسیم شده است به همین دلیل تهیه کننده اماراتی این اطلس تاریخی در چاپ جلد دوم در سال 1999 نقشه مذکور را از جلد کتاب حذف نموده است.

     *اطلس نقشه های تاریخی خلیج جلد اول از 1478 تا 1861 و جلد دوم نسخه بازبینی شده جلد اول است که تعدادی نقشه به آن اضافه شده و از 1493 تا 1931 را در بر می گیرد که البته تعدادی از نقشه های این دو جلد تکراری است ولی تعدادی از آنها نیز منحصر به فرد بوده و در کتاب دیگری چاپ نشده است. در مورد جلد اول گفتنی است که اولین نقشه متعلق به 1478 توسط بوکینک در رم بصورت نقشه رنگی و بر روی کوپر و بر اساس نقشه بطلیموس ترسیم شده است در این نقشه خلیج فارس با نام سینوس پرسیکوس به شکل مستطیل و بزرگتر از اندازه طبیعی آن است ولی نامهای جغرافیایی زیادی را بر اساس متون یونان قدیم در بر دارد. در نقشه سال 1493 نیز بر اساس اطلاعات یونان قدیم ترسیم شده است خلیج با نام مر پرسیک و به شکل مربع ترسیم شده که اندازه آن کوچکتر از اندازه واقعی خلیج فارس است. نقشه 1511 که در ونیز بر روی چوب و رنگی توسط برناردوس سیلوانوس ترسیم شده است مشابهه نقشه 1478 بوکینک است و بر اساس نقشه بطلیموس ترسیم شده است در این نقشه نیز خلیج فارس با نام سینوس پرسیکوس به شکل مستطیل و بزرگتر از اندازه طبیعی آن است. نقشه 1513 این نقشه نیز مشابهه نقشه 1478 بوکینک است و بر اساس نقشه بطلیموس ترسیم شده است در این نقشه نیز خلیج فارس با نام سینوس پرسیکوس به شکل مستطیل و بزرگتر از اندازه طبیعی آن است در هر سه نقشه جزایر زنوبیا که متعلق به پارسیان بوده است به شکل دقیقی در جنوب شرقی یمن ترسیم شده است. از نقشه سال 1478 تا نقشه سال 1548 تحولی در دقت فاصله های جغرافیایی بوجود نیامده است در این سال جیاکومو گاستالدی ونیزی برای اولین بار نقشه پرشیا را به شکل دقیق تری ترسیم و از دریای شمال ایران، مر باکو ( دریای خزر) و دریای جنوب ایران، با نام مر پرسیو را به شکل واقعی تری ترسیم نموده است وی مجدداً در سال 1561 و 1570 خلیج فارس را با نام گلفو پرسیا و دریای عمان را با نام گلفو اورموز بطور دقیق تری نیز ترسیم کرده است در حالیکه تا سال 1679 سایر نقشه ها قبل و حتی بعد از این تاریخ نیز همچنان بر پایه اطلاعات قدیمی موقعیت و مساحت خلیج فارس را با نام سینوس پرسیکوس و گلفو پرسیا را همچنان غیر دقیق ترسیم کرده اند. در این سال جیاکومو دی رسی در رم نقشه رنگی دقیقی ترسیم و حتی جزایر سه گانه تمب و ابوموسی را به رنگ خاک ایران ترسیم کرده است اما همچنان اندازه ها در نقشه ها تا واقعیت فاصله زیادی دارد مثلاً بحرین با نام بهرام در همه این نقشه ها بصورتی غیر واقعی و گاهی بجای قطر ترسیم شده است. اطلاعات موجود در نقشه های جهان نما حتی در این دوره نیز همچنان فراتر از 7 دریا و 7 کشور نرفته و به سبک قدیم و سبک جغرافیانویسان مسلمان، چین در غرب ، اروس در شمال فرانکه در اروپا و افریقیه در جنوب لبه های پایانی دنیا تصور می شود. حتی در نقشه جهان نمای سال 1740 وتریس اربیس استرابن جهان همچنان تنها به سه قاره محدود شده است.و در تمامی این نقشه ها خلیج فارس در مرکزیت جهان قرار دارد. در نقشه جهان نمای سال 1515 Johannes Stabius Durer جوهانز دویر تا حدودی نقشه ها به واقعیت های جغرافیایی نزدیک شده ولی قاره آمریکا و اقیانوسیه همچنان حلقه مفقوده جهان است. در سال 1551 جرارد مرکاتور بر روی کره نقشه جهان را ترسیم نموده است که البته نقص قبلی را دارد.

    در سال 1660 PhilippEckebrecht فلیپ ایکبرخت نقشه جهان نمایی ترسیم کرده است که قاره آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا را در بر می گیرد ولی فاقد سرزمین های استرالیا و اقیانوسیه است، نقشه ای متعلق به حدود 1753 از نیکلاس دی فر (1694-1754 ) بصورت رنگی و به شکل کره ای باقی مانده است در این نقشه جهان تقریباً به شکل امروزی ترسیم شده است. در سال 1748 Bertrand Rene Palluدر نقشه خود جغرافیای خلیج فارس را تا حدودی درست ترسیم کرده است. در سال 1758 توماس جفریز نقشه جهان نمایی ترسیم کرده است که به واقعیتهای امروز جهان نزدیک است. و بلاخره در سال 1774 سامویل دون کامل ترین نقشه کروی تا آن روز را از جهان ارایه نموده است.

     

    در سال 1772 کارستن نیبور نقشه ای ترسیم کرده است که در آن برای اولین بار بجای نام دریای هرمز از بحر عمان نام برده شده در حالی که قبل از این تاریخ در نقشه های لاتین  دریای عمان نیست. بندرت گلف عمان وجود دارد. در این نقشه اندازه های جغرافیایی بنادر و جزایر به واقعیت نزدیک تر شده اند و جزایر سه گانه نیز در موقعیت دقیق تر به رنگ ایران ترسیم شده اند علت دقیق بودن این نقشه آن است که نیبور چند سال در خلیج فارس به پژوهش مشغول بوده و نقشه وی مستقل از اطلاعات قبلی و متکی بر مشاهدات وی بوده است علی رغم دقیق بودن نقشه نیبور تا سال 1835 بسیاری از نقشه های ترسیم شده از سوی آلمانها، انگلیسی ها ، فرانسوی ها و حتی هلندی ها از دقت برخوردار نیست تا اینکه در این سال نقشه ای بر اساس اطلاعات نیبور ترسیم و توسط جوستوس پرتس منتشر می شود. و بلاخره در سال 1860 دو نقشه با نام پرشن گلف وست و ایست توسط موسسه هیدروگرافی( آبنگاری) در لندن منتشر شده است که با واقعیات و اندازه های جغرافیایی امروزی خلیج فارس منطبق است این دو نقشه در صفحه 310و 311 کتاب اطلس تاریخی خلیج چاپ شده است.

     علاوه بر این 4 اطلس که ویژه خلیج فارس هستند اطلسهای دیگری نیز هستند که تعدادی از نقشه های تاریخی خلیج فارس را دارند و در آرشیو وزارت خارجه موجود هستند.

     مانند 1- اطلس کویت 2- ریشه های کویت3- اطلس جغرافیا و جهان نما چاپ چین 1901 .

    *اطلس جغرافیایی، فیزیکی، سیاسی و تاریخی- پاریس 1863

    * اطلس جغرافیایی، فیزیکی، سیاسی و اقتصادی- پاریس 1874

    * اطلس دستی آلمان 1899 Andrees Allgemeiner Hand Atlas

    *اطلس دستی مربوط به کل جهان. آلمان 1873 A.Graf"sHand Atlas

    *اطلس دستی 1921 آلمان Andrees Allgemeiner Hand AtlasI

    *اطلس دستی 1921 آلمان Andrees Allgemeiner Hand AtlasII

    *اطلس دستی آلمان 1922 Andrees Allgemeiner Hand Atlas

    *اطلس آلمان 1900 HandAtlas Neuer

    *اطلس جهان نما - لیسبون. Novo Atlas Escolar Portugues- 1934

     اطلس دستی .پرتغال Stielers. 1906

     اطلس کارتوگرافی تاریخی پرتغال در 6 جلد - لیسبون 1987

     اطلس دستی رویال - لندن. 1873

     اطلس جهان نمای روسی - مسکو 1967 world Atlas

    بر اساس نقشه های این اطلس ها که در همگی خلیج فارس یا مترادفهای لاتین آن بکار رفته است می توان گفت که دقت در اندازه ها و مقیاسهای طبیعی در کارتوگرافی بویژه برای خلیج فارس از دوره بطلیموس تا قرن 17 م هیچ تغییر قابل توجهی نکرده است. نقشه گاستالدی ونیزی در سال 1548 چند نقشه پرتغالی در سالهای 1560 و ، نیکلاس سنسون فرانسوی در 1654 ، نقشه یک آلمانی در سال 1596 و چند نقشه انگلیسی در سال 1807 هرکدام درنقشه های ترسیمی خود اسامی را به نقشه های قبلی اضافه کرده اند ولی علی رغم اینکه بعضی اسامی جغرافیایی در منطقه خلیج به آنها اضافه شده است اما همچنان شیوه کلاسیک و بطلیموسی و یا اطلاعات برگرفته از کتب مقدس و کتب کلاسیک بر همه آنها حاکم است می توان گفت سال 1772 عصر نوین در کارتوگرافی سینوس پرسیکوس است در این سال کارستون نیبور هلندی که چند سال در سواحل خلیج فارس به پژوهش علمی مشغول بود نقشه 1772 سینوس پرسیکوس را ترسیم کرده در این نقشه حتی جزایر کوچک تنب و ابوموسی در قلمرو ایران بدقت ترسیم شده است اگر چه تا سال 1862 که نقشه های دقیق و مستند انگلیسی ها منتشر شد نیز همچنان بسیاری از نقشه ها همان اطلاعات غیردقیق سنتی را داشتند اما می توان گفت این نقشه به دوره نقشه های کلاسیک وسنتی گلف پرس یا سینوس پرسیکوس پایان داده است. تنها در اطلس قاسمی تعداد 201 نقشه کلاسیک از 1487 تا 1772 که آن را دوره نوین می نامیم بنام خلیج فارس وجود دارد تعداد کل نقشه های سنتی که خلیج فارس را ثبت کرده اند بالغ بر 600 نقشه است. از سال 1772 تا 1957 نیز صدها نقشه علمی در سراسر جهان منتشر شده است که تمامی آنهایی که به منطقه خلیج فارس مربوط می شود نام اصیل و تاریخی خلیج فارس و یا معادلهای آن را در بر دارند در سال 1975 و بعد از جنگ نفت ایران و بریتانیا توطیه تغییر نام خلیج فارس شروع شده است.

    *****ب.

    اطلس های برگرفته از منابع اسلامی:

     

    می دانیم که به دلیل واجب بودن جهت یابی دقیق قبله در مساجد و برای نماز علم جغرافیا از سده دوم هجری اهمیت زیادی برای مسلمانان پیدا کرد و از این زمان شخصیت های جغرافیایی مانندمقدسی 885 م. بلخی 934 م. مسعودی 958 م، ادریسی متوفی 1165 م جیهانی، ابوزید و استخری ظهور کردند و نقشه های آنها برای سیاحان پرتغالی، فرانسوی،هلندی و روسی تا قرن 17 منبع الهام بود.

     این نگارنده شخصاً برای بررسی نقشه های تاریخی خلیج فارس به زبان عربی در کتابخانه و دارالوثایق قاهره حدود 10 نقشه دیواری و چند اطلس را مورد مطالعه قرار دادم از جمله :

     اطلس عراق در نقشه های قدیمی در این اطلس که تالیف احمد سوسه پدر کارتوگرافی در عراق است بر اساس منابع یونانی و اسلامی 39 نقشه به زبان عربی ترسیم شده است که در این نقشه ها از جمله

     در نقشه دوره آشوریان به شماره 6 ، نقشه هیکاتوس متوفی 475 ق.م به شماره 7 که در امپراتوری پارس و مصر سفر نموده است، نقشه ایراتوستین یونانی به شماره 9 ، نقشه بطلیموس به شماره 10، در همگی خلیج فارس (ترجمه سینوس پرسیک) بکار رفته و اما در نقشه فتوحات قرن اول هجری به شماره 11، نقشه بلخی 934م به شماره 12 ، نقشه دیار عرب استخری 951 م به شماره 16 و نقشه عراق از استخری به شماره 18 ، نقشه جهان نمای ابن حوقل 977م به شماره 19 ، نقشه عراق از ابن حوقل به شماره 22، نقشه جهان از جیهانی 977م به شماره 26، نقشه جهان نمای ادریسی 1099-1164 م به شماره 29 ، نقشه جهان نمای قزوینی 1203-1283 به شماره 31 ، نقشه ابن الوردی 1348م به شماره 36 نقشه شماره 38 از جغرافیانویس مجهول و نقشه شماره 39 بنام مواضیع التاریخیه در همگی کلمه بحر فارس ( دریای پارس) بکار رفته است.

    **- اطلس ضمیمه کتاب الخلیج الفارسی (در طول تاریخ) چاپ دوم که در آن 51 نقشه به زبان عربی که همگی از کتب عربی برگرفته شده و متعلق به دوره های مختلف تاریخی هستند مربوط به خلیج فارس است که در 24 نقشه آن خلیج فارس و در 25 نقشه بحر فارس و در دو نقشه آن بحر العجم بکار رفته است در این کتاب فصل اول به گزیده ای از توصیفهای مختصات جغرافیایی و طبیعی خلیج فارس از کتب جغرافیایی مسلمانان از قرن سوم تا قرن دهم اختصاص دارد و در آن متونی را از کتب 26 نفر از سیاحان و مورخین مشهور مسلمان در خصوص توصیف بحر فارس را با ذکر منابع و ماخذ آورده است. فصل دوم به برگزیده ای از نویسندگان قرون اخیر اختصاص دارد که در آن متونی را از کتب 18 نفر از سیاحان و مورخین مشهور عرب در خصوص توصیف بحر فارس را با ذکر منابع و ماخذ آورده است. . فصل سوم به برگزیده ای از نویسندگان و مستشرقین غربی قرون اخیر اختصاص دارد که در آن متونی را از کتب 8 نفر از سیاحان و مورخین مشهور غرب در خصوص توصیف بحر فارس را با ذکر منابع و ماخذ آورده است. بخش دوم شامل نقشه های خلیج فارس است که فصل آول آن به خلیج فارس در نقشه جهان و آسیا اختصاص دارد و شامل 17 نقشه است فصل دوم خلیج فارس در نقشه های کشورهای عربی است که 23 نقشه دارد فصل سوم به نقشه خلیج در جغرافیای ایران نام دارد که در آن 20 نقشه از کتب عربی ویژه جغرافیای ایران برگرفته شده است.

    ** در کتاب "قلائد الذهب فی معرفه انساب قبائل العرب" به قلم مصطفی حمیدی بن احمد الکردی الدمشقی، از مولفین قرن دهم هـ ق. شرح و مقدمه سلمان الجبوری مکتبه الهلال 2000 دارای 10 نقشه با ذکر نام حلیج فارس است.hillal@libancom.com.lb

    • در کتاب " اطا لس التاریخی للعالم الاسلامی فی العصور الوسطی" عبد المنعم ماجد. علی البنا . دار الفکر العربی 1986 مکتبه القاهره الکبری رمز 25400 حدود 16 نقشه از جمله نقشه های شماره 2-3-7-8-9-10-16 مربوط به خلیج فارس با همین نام است .

     • در کتاب مصور الجغرافی لاقالیم الارض الطبیعیه و السیاسیه 90 نقشه از منابع عربی وجود دارد که در 12 نقشه مربوط به منطقه خلیج فارس در همگی نام تاریخی بحر فارس و خلیج فارس وجود دارد این کتاب تالیف الشیخ محمد فخرالدین مدرس دارالعلوم است که انتشارات مکتبه الهلال بشارع الفجاله بمصر چاپ یازدهم آنرا در سال 1925 انجام داده است.

     در کتاب اطلسی بنام " انساب العرب للعالم الاسلامی " چاپ 1994 مکتبه القاهره الکبری رمز 25400 حدود10 نقشه با ذکر نام خلیج فارس وجود دارد

     در کتاب" اعلام الجغرافیین العرب " الدکتر عبدالرحمن حمیده،دارالفکر المعاصر ، دمشق ،سوریه 1995 مختصری از مطالب 150 سیاح عرب و مسلمان و پنج نقشه تاریخی بر اساس مورخین صدر اسلام با ذکر نام خلیج فارس دارد و کتابهای بیشمار دیگری که از ذکر آن برای جلوگیری از اطاله کلام خودداری می شود.

     = اطلس تاریخی اسلام ( محمد مختار قاهره 1922) و الخرایط التاریخیه احمد صالح قاهره 1914 و اطلس ضمیمه کتاب قلاید الذهب فی معرفه انساب قبایل العرب که دارای 9 نقشه به زبان عربی با نام خلیج فارس و بحر فارس است. یک اطلس باستانی دیگر عربی و فارسی متعلق به سالهای قبل از 1200 میلادی که دارای 96 صفحه و 15 نقشه منطقه ای و دو نقشه جهان نما است این اطلس را سال 2001 دانشگاه آکسفورد از یک حراجی خریداری کرده است. در این سند تاریخی نیز خلیج فارس در همه جا با نام تاریخی درست خود ثبت شده است.

     در طول دو دهه گذشته کشورهای عربی در مورد اثبات ادعاهای ارضی خود نسبت به یکدیگر نقشه هائی تاریخی را در رسانه های گروهی خود منتشر و بعضاً به عنوان سند به دیوان بین المللی دادگستری تقدیم نموده اند که در آنها خلیج فارس با همین نام توصیف شده است. از جمله در دعاوی ارضی 1- قطر و بحرین، 2- در دعاوی عربستان و قطر 3- در ‌دعاوی یمن و عمان در نقشه ها و اسناد مورد استفاده آنها نام خلیج فارس بکار رفته است.

     4- دولت کویت درسال 1992 کتابی را مشتمل بر 80 نقشه و سند تاریخی تحت عنوان " الکویت فی الخراءط العالم" (کویت در نقشه های جهان) به چاپ رسانیده است که در همه این نقشه ها و اسناد تاریخی که از اطلسهای مختلف گرد آوری شده است، نام خلیج فارس وجود دارد.

     5- در سال 1994 اطلسی در کویت تحت نام " الکویت قراءه فی الخرایط التاریخیه" به همت عبدالله یوسف الغنیم به چاپ رسیده که حاوی حدود 20 نقشه با نام خلیج فارس است.

     6 - در کتاب دیگری بنام " ریشه های کویت" ( اصول الکویت المنشور العام ) که در سال 1991 در هلند به چاپ رسیده است، 15 نقشه تاریخی وجود دارد که در همگی نام خلیج فارس ثبت شده است. جالب اینکه یکی از مهمترین استنادات کویت که در هر سه اطلس مذکور به چاپ رسیده است، نقشه 1762 کارستون نیبور دانمارکی است در نقشه مذکور تحت نام نقشه خلیج فارس جرایر سه گانه با نام ابرانی بومف و تنمب متعلق به ایران به ثبت رسیده است.

     در یک کتاب به نام "اطلس تاریخ اسلام" که در آمریکا و کشورهای عربی بویژه مصر در سالهای 1951 و 1955 چندین بار تجدید چاپ شده است، 16 نقشه وجود دارد که در همه آنها نام خلیج فارس برای آبهای جنوب ایران بکار رفته است.

     بانک عربی و بیت القرآن در بحرین در سال 1996 تقویم دیواری بزرگی رامنتشر نموده اند که دارای 12 نقشه تاریخی است مربوط به بحرین است که در همگی نام خلیج فارس در آنها موجود است

     در وب سایت ذیل وابسته به دفتر مطالعات استراتژیک پادشاهی عربستان نیز چند نقشه کلاسیک با توضیحات عربی با نام الخلیج الفارسی وجود دارد:

     در این میان اطلس عراق در نقشه های قدیمی 1959( احمد سوسه) اهمیت بسزایی در تاریخ تحول نقشه های مسلمانان دارد بر اساس نقشه های این اطلس ها می فهمیم که مسلمانان، جهان را همچون سینی دایره ای شکلی تصور می کردند که دور تا دور آن را آب فراگرفته و لبه انتهایی این دایره سلسله جبال قاف وجود دارد که مانع ریختن آب به بیرون از این سینی می شود و مرکز دنیا منطقه غرب خلیج فارس و مکه بوده است. در تمام نقشه های دوره اسلامی تکامل و تحول چندانی به چشم نمی خورد همگی جهان را همانند یک سینی تصور می کردند که لبه پایانی آن در شرق پایانه دریای پارس و چین در جنوب بلاد زنگ و افریقیه و در غرب بلاد تنجه( تنگه) و اندلس و انتهای دنیا در شمال نیز روم و یاجوج و ماجوج و کوه قاف و دریای محیط نیز لبه های پایانی دیگر دنیا تصور می شدند. دریا های جهان نیز در تصور مسلمانان عبارت بودند از :

     دریای محیط2- دریای روم3- دریای پارس4- دریای هند5- دریای قلزم6- دریای دریای چین7- دریای زنگ ( افریقیه) در این میان دریای محیط که همان اقیانوس است بزرگترین دریا ترسیم می شده است. که بنظر بعضی از جغرافیانویسان مسلمان این دریا سراسر دنیا رافرا گرفته و بعد از آن سلسله جبال قاف قرار دارد که به دور دنیا کشیده شده است. گفتنی است که اصطلاح هفت شهر عشق و هفت سرزمین و 7 آسمان و 7 خان که در ادبیات ایرانی از کتاب اوستا تا کتب معاصر از آن سخن به میان می آید از همین تصور جغرافیایی قدیمی ریشه می گیرد.

     حداقل حدود 3000 نقشه و اطلس در کشورهای مختلف جهان تا کنون نام خلیج فارس را ثبت نموده اند بسیاری از این نقشه ها حتی جزایر کوچگ تنمب و ابوموسی را نیز ترسیم و آنها را جزء قلمرو و حاکمیت ایران تصویر کرده اند تعداد اینگونه نقشه ها با لغ بر یکصد عدد است که در 3 گروه قرار می گیرند الف- نقشه های رسمی دولتی - از جمله آنها می توان به نقشه های ذیل اشاره کرد:

     ـ نقشه رنگی خلیج‌فارس Carte du Golphe Persique: در سال 1764 از سوی وزارت خارجه فرانسه تهیه شده و جزایر به رنگ سرزمینهای ایران است.

     

    ـ نقشه خلیج‌فارس theGulf of persia : در سال 1829 توسط کاپیتان بروکسC.B.Brucksبه دستور کمپانی هند شرقی تهیه شده ، جزایر به رنگ سرزمینهای ایران است و در یادداشت همراه نقشه نیز نام جزایر جزو نواحی تحت تملک ایران آورده شده است.

     ـ نقشه امپراتوری ایران the Persia Empire: در سال 1813 توسط جان مکدونالد کاینز مشاور سیاسی سرجان مالکوم در ماموریت به ایران تهیه شده ، سیاه و سفید است، در سال 1832 توسط اروسمیت به صورت رنگی چاپ شد و در آن، سرزمین ایران و جزایر از یک رنگ هستند.

     ـ نقشه آسیای مرکزی شامل کابل، ایران، رود ایندوس و کشورهای واقع در شرق آن

     Center AsiaComprising Cabool,Persia ,the river Indus and Countries Eastward of it در سال 1834 توسط سرگرد الکساندر برنز بر اساس « نقشه‌های معتبر Authentic Mapsاروسمت تهیه شده ، رنگی و جزایر در آن به رنگ سرزمینهای تحت حاکمیت ایران است.

     ـ نقشه حدود فعالیت قبیله‌های ساحل مروارید the activities of tribes of pearl Coast Limits: در سال 1835 توسط کاپیتان هتل تهیه شده ، جزایر را در بخش ایرانی خط تقسیم کننده خلیج‌فارس نشان می‌دهد.

     ـ نقشه خلیج فارس thepersian Gulf: در سال 1886 از سوی بخش اطلاعات وزارت جنگ بریتانیا تهیه شد. نسخه‌ای از این نقشه در سال 1888 به دستور لرد سالیسبوری وزیر خارجه بریتانیا، تقدیم ناصرالدین شاه قاجار شد. هنگامی که وزیر مختار بریتانیا در تهران ، سردروموندولف از تقدیم آن به حضور شاهر ایران ابراز تاسف کرد، چون در آن متصرفات ایران در خلیج‌فارس نشان داده شده بود که شامل جزایر سه گانه بود، لرد سالیسبوری یادآور شد: دقت کنید که در آینده هیج نقشه‌ای اهدا نگردد، با این وجود، نقشه مزبور یکبار دیگر در سال 1891 به چاپ رسید و باز هم جزایر در آن به رنگ سرزمین ایران نمایش داده شده بود.

     نقشه رسمی ایران Official Map of Persia( در 6 صفحه ) : در سال 1997 در بخش نقشه‌برداری سیملا، اداره مکان نگاری وزارت خارجه حکومت هند، تهیه شده و جزایر تنب و ابوموسی در آن به رنگ سرزمین ایران نمایش داده شده‌اند.

     نقشه ایران، افغانستان و پاکستان غربی Afganistan and west Pakistan در اطلس جهان Worid Atlas: ورقه‌های شماره 144 ـ 143 ، تهیه شده در سال 1967 تحت نظارت شورای وزیران اتحادیه جماهیر سوسیالیستی شوروی به مناسبت پنجامین سالگرد انقلاب اکتبر، که در آن نام ایران زیر نام جزایر تنب و ابوموسی و سایر جزایر ایرانی خلیج‌فارس آورده شده است.

     ب ) نقشه‌های نیمه رسمی از جمله آنها می توان به نقشه های ذیل اشاره کرد:

     ـ نقشه امپراتوری ایران A Map of the Empire of Persia: در سال 1770 توسط آقای دانویل برای دولت بریتانیا تهیه شده و جزایر در آن به رنگ ایران هستند.

     ـ نقشه جدید امپراتوری ایران A New Map of the Empire of Persia: در سال 1794 توسط دانویل تهیه شده و در آن جزایر به رنگ بقیه سرزمین‌های ایران است.

     

    ـ نقشه ایران و کابل Map of Persia and cabulدر سال 1837 : توسط اروسمیت در لندن تهیه شده و سه جزیره به رنگ ایران است.

     ـ نقشه ایران ، افغانستان و بلوچستان . Persia Afghanistan and Baluchistan: در سال 1891 توسط انجمن سلطنتی جغرافیای تحت نظارت لرد کرزن تهیه شده و به کتاب وی « ایران و قضیه ایران » چاپ سال 1892 نیز پیوست شده است که در آنها جزایر تحت حاکمیت ایران ترسیم شده است.

     پ ) نقشه‌های غیررسمی از جمله آنها می توان به نقشه های ذیل اشاره کرد:

     ـ نقشه ایران the Mapof Persia : در سال 1818 در انگلستان برای اطلس بزرگ جدید تامسون Thomson new Grand atlsتهیه شده است .

     ـ نقشه ایران Map ofPersia: در سال 1828 در لندن توسط سیدنی هال تهیه شده است.

     ـ نقشه ایران و بخشی از امپراتوری عثمانی Persia and part of Ottoman Empire : در سال 1831 توسط جی لانگ تهیه شده و از سوی انجمن گسترش آموزش مفید Society of ExpandingUseful Educationدر انگلستان چاپ شده است.

     

    ـ نقشه ایران Map ofpersia : در سال 1840 برای اطلس بلاک Black Atlasدر لندن چاپ شده است.

     ـ در نقشه ایران و کابل Map of persia a Cabul : در سال 1844 توسط جانستون برای اطلس نشنال National Atlasدر انگلستان چاپ شده است.

     

    ـ نقشه ایران Map ofpersia : در سال 1851 توسط راپکین برای اطلس جان تالیس John TallisAtlasتهیه شده است.

     

    ـ نقشه ایران و افغانستان Persia and Afghanistan: در سال 1854 توسط بلاک برای دانشگاه ادینبورگ تهیه شده است.

     

    ـ نقشه ایران و افغانستان Persia and of Afghanistan : در سال 1860 برای اطلس جنرال General Atlas کیت جانستون تهیه شده است. ـ نقشه ایران، افغانستان و بلوچستان Afghanistan Baluchistan Map of pers : در اطلس نوین جهان Modern Atlas of the Worldکه در سال 1909 در موسسه هاموند چاپ شده است.

     

    نقشه ایران The Map ofIran : در اطلس بین المللی جهان (Cosmopolitan World Atlas CentennialEd ) 1856 -1956 که در سال 1956 توسط موسسه مک نالی تهیه شده است.

     

    در کتاب مغاص اللئالی و متار اللیالی سدید السلطنه کبابی که مربوط به یکصد سال قبل ست سندی دال بر حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه وجود دارد در 20/1/73 یک کارشناس حقوق بین الملل در فرانسه اظهار داشته است که 500 سند از اسناد وزارت خارجه انگلیس گواهی تعلق جزایر سه گانه به ایران را دارد.

     ولی در رابطه با خلیج عربی این نکته قابل ذکر است که در بعضی نقشه ها و کتب تاریخی به دریای میان شمال آفریقا و عربستان، خلیج عرب و دریای سرخ اطلاق و خلیج شهر اسکندریه نیز خلیج عرب نام دارد گاهی اوقات نیز به آبهای ساحلی عمان دریای عرب گفته شده است. همچنین در خلیج فارس خلیج های کوچکتری با نامهای محلی وجود دارد مانند خلیج قطیف خلیج بحرین، خلیج بصره، خلیج کویت و…که نام آنها کاربرد محلی دارد ولی برکل خلیج همواره فقط کلمه فارس اطلاق شده است.

     از میان حدود 6 هزار نقشه تاریخی مربوط به قرون گذشته تا سالهای 1890 که درهمه آنها خلیج فارس ثبت شده فقط سه نقشه با نامهای خلیج بصره، خلیج قطیف و خلیج کویت ، خلیج بحرین، خلیج سیراف از این منطقه نام برده اندکه البته اینها نام خلیج ها کوچک هستند که به آنها خور و Bayگفته می شود و هنوز هم کاربرد محلی خود را دارد ولی بر کل خلیج اطلاق نمی شوند..

     بدیهی است که اصالت و صحت این سه نقشه که عربها از آن استفاده های تبلیغاتی زیادی برده و آنرا روی جلد بسیاری از کتبی که تاکنون در مورد خلیج چاپ شده ترسیم کرده اند تردید وجود دارد اگر چه حتی آنها اصیل هم که باشند در مقابل هزاران نقشه ،کتاب و نوشته تاریخی و بیشتر از سیصد کتاب تاریخی ،‌یک کتاب و یک نقشه فاقد ارزش علمی است و آنرا به عنوان خطا، به دور می اندازند ، کمااینکه در مورد دریای خزر نیز بطور انگشت شماری مورخین قدیمی از جمله شهاب الدین محمد النوبری 733ق در کتاب نهایه الارب فی فنون العرب بحر فارس و دریای عجم بکار برده اند ولی، بدلیل اینکه اکثریت مورخین عرب، اروپائی و ترک آنرا دریای قزوین، کاسپین و خزر ثبت کرده اند در علم کارتوگرافی این سه نام را نامهای اصیل می دانند و اسامی دیگر را برسمیت نمی شناسند قطعاً اینکه اعراب برای یک نقشه این همه اهمیت علمی قائل هستند ولی چشم خود را بر روی بیشتر از 6 هزار نقشه دیگر می بندند اقدامی غیر منصفانه و مغایر با اصول علمی است و این نشانگر آن است که نگاه آنها به مسائل از دید علمی و تاریخی نیست، بلکه از روی جهالت ، تعصب و یا نگاهی سیاسی و مغرضانه دارند. این در حالی است که بعضی از اعراب برای یک نقشه این همه اهمیت علمی قائل هستند ولی چشم خود را بر روی بیشتر از هزاران نقشه و سند دیگر می بندند؟ این نشانگر آن است که نگاه آنها به مسائل از دید علمی و تاریخی نیست، بلکه نگاهی سیاسی و مغرضانه دارند نمونه ای از این نوع برخورد را وزیر آموزش و پرورش عربستان سعودی در اسفند 1382 با دستور جمع آوری یک میلیون نسخه از یک کتاب درسی از مدارس سراسر کشور به دلیل وجود نام خلیج فارس انجام داده است .

     آیا افرادی که اینگونه تعصبات غیر منطقی دارند توانایی دارند تمامی نقشه ها و اطلسها و کتب مهم تاریخی چه در قرون قبل و چه بعد از میلاد و چه در دوره معاصر که شاهراه آبی جنوب ایران را با نام خلیج فارس ثبت نموده اند را جمع آوری نمایند.؟ بعلاوه اینکه تمامی سازمانهای بین المللی معاصر نیز تنها نام خلیج فارس را برسمیت می شناسند و در تمامی کشورهای غیر عربی بندرت و آنهم در اثر اشتباه و یا تطمیع بعضاً نام مجعول بکار می رود ولی هنوز علی رغم هزینه سنگین بعضی کشورهای عربی، رسانه های گروهی معتبر جهان نام اصیل و تاریخی را حفظ نموده اند. در کشورهای عربی نیز در کتب درسی و نقشه های رسمی همواره تا دهه 70 نام خلیج فارس بکار برده شده است. و هنوز هم بسیاری از نویسندگان بیطرف که تطمیع نمی شوند اصالت این نام را در نوشته های خود رعایت می کنند بنابر این اقداماتی شبیه آنچه وزیر مذکور انجام داده است عرض خود بردن و زحمت دیگران داشتن است.

     در تمام کتب و منابع دولتی کشورهای عربی تا دهه 60 میلادی همواره نام خلیج فارس یگانه نامی است که برای توصیف این پهنه آتی بکار رفته است. از جمله می توان به یکی از سرودهای ملی مصر که در آن جمله" حدودنا من خلیج الفارسیه حتی بحر الابیض" آمده است وکتابهای 1- انور سادات رئیس جمهور سابق مصر تحت نام" طغیان رود نیل سال" ( 1957 ) 2- الحسن بن طلال ولیعهد اردن هاشمی در کتاب خود به نام "السعی نحو السلام " 3- کتاب "الاستعمار فی الخلیج الفارسی" وحتی فرهنگ لغتهای معتبر عربی مانند " المنجد" و دایره المعارفهای عربی مانند دایره المعارف اقتصادی لبنان 1972 و راهنمای دولتی عراق 1936 و دهها مورد دیگر اشاره کرد که همگی از آبراه جنوب ایران بنام خلیج فارس نام برده اند. اما رقابت های استعماری ، انگیزه های سیاسی و طمع ورزی های ارضی و تعصبات افراطی قومی بعضی افراد و یا دولتهای مغرض باعث اقدام آنها به کاربرد نامهای جعلی شده است.

     اینها نمونه ای از صدها نقشه تاریخی موجود در کتب مختلف عربی است که نام خلیج فارس بر آنها ثبت ودر اعماق تاریخ ریشه های آنرا مستحکم گردانیده است. اما از صدها نمونه دیگر در آرشیو سایر کشورها به موارد ذیل بسنده می کنیم.

     در کتابخانه کنگره آمریکا و کتابخانه آرگوسی نیویورک بیشتر از 200 نقشه تاریخی وجود دارد که خلیج فارس با نام اصلی در آنها ثبت شده است.

     در کتابخانه ملی بریتانیا (لندن) ، کتابخانه و اسناد وزارت امور هند (لندن)، مرکز اسناد عمومی لندن و کتابخانه دانشکده مطالعات خاورشناسی لندن بیشتر از 300 نقشه در بر دارنده نام خلیج فارس وجود دارد در بسیاریی از نقشه های اروپایی نه تنها خلیج فارس persian gulf بلکه نام دریای پارس persian seaنیز برای منطقه سواحل ایران و پاکستان و عمان ترسیم شده است از جمله در این مورد می توان به نقشه ذیل اشاره نمود.

     

     Map drawn by Eman Bowen 1748. A new accurate map of Persia with the adjacent countries, drawn from themost approved modern maps and cartoghraphy the whole being regulated by astronobservations:

    by Eman Bowen1748.

     

    3- اداره آرشیو ملی پرتغال دهها سند مهم تاریخی به زبانهای عربی، فارسی، ترکی و پرتغالی در خصوص جزایر ایرانی و خلیج فارس وجود دارد. در اداره آرشیو وزارت خارجه ایران ، وزارت خارجه فرانسه، وزارت خارجه روسیه، وزارت خارجه پرتغال ، وزارت خارجه هلند، هند، آلمان ، اسپانیا و ژاپن و در بسیاری از موزه ها ،کتابخانه ها و حتی هتلها و یا آرشیو های خصوصی چه در کشور های عربی مانند مصر و چه کشور های غیر عربی صدها نقشه تاریخی با نام خلیج فارس وجود دارد. ( نقشه موجود در موزه کبیر قاهره که بر اساس یک لوحه سنگی عظیم قبل از میلاد ترسیم شده است و از سال 1903 در کنار این لوح نصب است وبه نام خلیج فارس مزین می باشد) برای نمونه حداقل آدرس 300 مورد از آنها در ضمایم این تحقیق برای آگاهی خوانندگان درج می گردد که بعضی از این نقشه ها از سوی یونسکو به عنوان میراث بشریت برسمیت شناخته شده و بطور نمونه می توان به کتابی تحت عنوان نوادر المخطوطات RARE MANUSCRIPTS)) که از سوی یونسکو در سال 1995 بر اساس اسناد کتابخانه اسکندریه چاپ شده است اشاره کرد.

     

    موسسه دریای شرق با کمک دولت کره جنوبی نیز در سال 2002 کتابی بنام:

     

    East Sea in WorldMapsاین کتاب 40 نقشه تاریخی را از سال 1715 تا سال 1800 در جهت اثبات نام دریای شرق به چاپ رسانده است که در تمامی نقشه هائی که جنوب ایران را در بر گرفته اند (31 نقشه) نام خلیج فارس ثبت گردیده است. در این کتاب همچنین فهرست مشخصات 90 نقشه کتابخانه لندن از سال 1595 تا 1894 و فهرست 61 نقشه موجود در دانشگاه کمبریج لندن متعلق به سالهای 1570 تا 1824 راجع به آسیا را به چاپ رسانده در این نقشه ها نیز همچنان خلیج فارس فارس با نام تاریخی و درست خود ثبت شده است.

     

    × در آلمان یک اطلس تاریخی حاوی تصاویر نقشه های موجود در موزه ها و آرشیو های خصوصی آلمان چاپ شده که 9 مورد نقشه های جهان نام خلیج فارس را در بر دارد.

     

    حدود 30 اطلس تاریخی مربوط به قرن گذشته خلیج فارس را با همین نام ثبت کرده اند.

     

    از جمله: اطلس توماس هربرت 1628 ، اطلس پاریس دانشگاه لوساج 1863 ، اطلس آلمان 1861 ، اطلس پاریس انویلی 1760، اطلس جغرافیای مدرن 1890 پاریس که توسط F. SCHRADER and F.PRUDENTطراحی شده دارای 10 نقشه با ذکر نام خلیج فارس است. این اطلس در مرکز اسناد ملی مصر ( دار الوثائق قومی) نگهداری می شود و در نقشه شماره 40 جزایر سه گانه با رنگ و متعلق به ایران ترسیم شده است. اطلس لندن 1873 ، اطلس ارنست امبروسیوس 1922، اطلس بیلفیلد 1899 اطلس هارمسورث قرن 19 لندن . و …

     

    دایره المعارف های بزرگ جهان مانند RAISONNE DE SCIENCE KOSJDK NHDVI HGLUHVT 1751 چاپ 1751 فرانسه ، دایره المعارف بریتانیکا، دایره المعارف لاروسکا، امریکانا و….و .. تمام دایره المعارف ها ی مشهور از قدیم تا کنون خلیج فارس را با همین واژه ثبت نموده اند.

     

    در کتاب:

     

    THE ISLAND OF TUNBAND ABUMUSA An Iranian Argument in Search of Peaceفهرست و مشخصات 27 نقشه تاریخی که علاوه تعلق جزایر تنب و ابوموسی به ایران، نام خلیج فارس را نیز ثبت کرده اند، ارائه گردیده است.

     

    نقشه های خلیج فارس در شبکه جهانی اینترنت در بسیاری از سایتهای جغرافیایی نقشه های کهن خلیج فارس وجود دارد علاوه بر سایتهای اطلسهای معروف جهان در بعضی سایتهای عربی نیز می توان نقشه های تاریخی خلیج فارس را یافت از جمله در وب سایت دفتر پادشاهی عربستان سعودی به آدرس ذیل 66 نقشه قرون گذشته از منابع اروپایی، ‌عربی و ترکی وجود دارد که در همگی نام خلیج فارس و معادلهای آن بکار رفته است.www.darah.org.sa/trip/images.htm

    اسناد موجود در کتابخانه ها،‌ موزه ها و آرشیوهای معتبر جهان از جمله کتابخانه اسکندریه و قاهره و نقاشی هایی مانند سقف گنبد کلیسای سن پیتر واتیکان از جمله نقشه معروف ریچاردهالدینگان متعلق به سال 1285که در موزه هرفورد بریتانیا نگهداری می شود و سی هزار لوح گلی تخت جمشید نشان می دهد که واژه خلیج فارس از آغاز تمدن مکتوب در همه منابع و مراجع جهان وجود داشته است، اینها نمونه ای از صدها نقشه تاریخی موجود در کتب و منابع مختلف غیرعربی است که نام حلیج فارس بر آنها ثبت و ریشه های آنرا در اعماق تاریخ مستحکم گردانیده است.

     علی رغم همه این اسناد تعصب برخی افراد بگونه ای است که آنها را به انجام کارهای بی خردانه وا می دارد. اخیراً وزارت آموزش و پرورش عربستان دستور داده است یک میلیون از یک نسخه کتاب درسی از مدارس عربستان جمع آوری شود علت این امر فقط نام خلیج فارس بوده است این تعصب کور است که یک نقشه این همه اهمیت علمی قائل می شود ولی چشم خود را بر روی بیشتر از یک هزار نقشه دیگر می بندند؟ این نشانگر آن است که نگاه آنها به مسائل از دید علمی و تاریخی نیست، بلکه نگاهی سیاسی و تعصب آمیز دارند. علاوه بر وجود اسناد و واقعیتهای تاریخی، حقوقی و حقایق جغرافیایی، انسانی، علمی و همچنین مصوبات سازمانهای بین المللی، اعتراف نویسندگان و پژوهشگران عرب نیز دلیل دیگری بر حقانیت و صحت نام خلیج فارس و غیر قانونی بودن کاربرد نام جعلی بجای آن است.

    نوشته شده 1383.

    ارایه شده در کنفرانس ژئوماتیک 1394 و بنیاد ایران شناسی 

     این مطالب با تجدید نظر کلی و درستیابی در کتاب اسناد نام خلیج فارس  میراثی کهن و جاودان دکتر عجم سال 1388 چاپ شده است.

     

     

     

     

     

     


    نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
    Comments نظرات () لینک دائم

    اعترافات دانشمندان سرشناس عربی

     

     
     

    نه تنها بسياري از دانشمندان و آگاهان در غرب بلكه بسياري از علما و دانشمندان عرب نيز چه در دهه 60 ميلادي (سالهاي اوليه توطئه) و چه در سالهاي اخير بر اصيل بودن و تاريخي بودن نام خليج فارس تأكيد كرده اند و نام خليج عربي را غيرعلمي و غيرتاريخي و مغرضانه خوانده اند. بسياري از اين آگاهان مسائل منطقه معتقد هستند كه نتايج زيانبار مادي، معنوي و رواني تغيير نام خليج فارس از سوي افراد متعصب و مغرض به ضرر کشورهای منطقه است. در اينجالازم است حداقل چند نمونه از اين اظهار نظرها را به روئت و قضاوت خوانندگان برسانيم:

    • عبد الرحمن راشد مدير کل شبکه جهانی تلويزيون عربيه و نويسنده سرشناس  پرتیراژ ترین روزنامه عربی ،شرق الاوسط چاپ لندن  و  سعد بن طفلة  یک وزیر سابق کویتی در  دو مقاله  جداگانه  در خصوص نام خليج فارس در تاریخ 1/1/2005 و  15/1/2005 اعتراف نموده اند که هیچ سندی برای تغيير نام خليج فارس وجود ندارد.
      محمد ابوعلی در  16/12/2004  در همان روزنامه تغییر یکجانبه نام خلیج فارس را توسط روشنفکران ناسیونالیست محکوم نموده است و نوشته است  فجميع كتب الأطلس وكتب التاريخ والجغرافيا تتحدث عن اسم الخليج الفارسي. یاسین سوئد در نهار المغربیه 7/1/2005  در حالیکه اسناد تاریخی عربی و غیر عربی نام خلیج فارس را تایید می کند اصرار بعضی قوم گرایان بر تسمیه عربی عملی مربوط به عصر جاهلیت  است.حسن عباس نصرالله " تاريخ نگار و استاد تاريخ دانشگاه لبنان تاکيد کرد :
      نام "خليج فارس " در همه اسناد و کتابهاى تاريخى ذکر شده است .
      نصرالله روز پنجشنبه ۱۰/۱۰/۸۳ در مصاحبه با خبرنگار ايرنا گفت : تنب بزرگ و کوچک و ابوموسى نيز به ايران تعلق دارد.
      اين تاريخ نگار لبنانى افزود : موضع غيردوستانه برخى رسانه هاى کشورهاى
      عرب در برابر ايران مانند تحريف نام "خليج فارس " ناشى از فشارهاى آمريکا
      است که با همه امکانات به جنگ انقلاب اسلامى آمده است .
      نصرالله ، اعتراض ايران به ناشر اطلس "ناسيونال ژئوگرافى" که خليج فارس
      را خليج عربى ناميده است ، منطقى دانست . 

      تاريخ نگار لبنانى از حکومت هاى عرب خواست که با بهره گيرى از رويدادها
      و تحولات کنونى و پندگيرى از تجربه گذشته براى تقويت تفاهم و هماهنگى با 
      ايران تلاش کنند.
      وى تاکيد کرد که ايران به عنوان يک کشور مهم حوزه خليج فارس با محترم
      شمردن تاريخ و جغرافياى منطقه و پايبندى به قوانين حسن همجوارى در برابر
      بيگانگانى که در پى تحريف واقعيت هاى تاريخى هستند، ايستاده است .

    مجله الاهرام www.ahram.org.eg/arabi در شماره 219 اگوست 2001 متن كامل مصاحبه آقاي مجدي عمر معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر را چاپ نموده است وي در بخشي از سخنان خود چنين گفته است:" نسل من بخاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در كتب و نقشه ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولي بعد از مدتي به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غير منطقي، رزالت و پستي است. اين كه چند كشور عربي در اطراف آن باشند دليل نمي شود كه نامي تاريخي را تغيير دهيم، حال براي اينكه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آنرا خليج مي ناميم ، كدام خليج؟! مگر خليج بدون نام هم مي شود".


    انتخاب (2/11) برخورد غيرحكيمانه اعراب با نام «خليج فارس»
      نوشت
    :  دكتر عبدالنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام گفت كه اصرار اعراب براي مذاكره با ايرانيان بر سر نام خليج فارس را «برخوردي غيرحكيمانه» با حقايق تاريخي و جغرافيايي مي‌داند.وي كه همراه هياتي از اين مركز براي شركت در ميزگرد ايران و مصر به تهران سفر كرده بود، در دومين بخش از گزارش خود كه روزنامه مصري «الاهرام» آن را منتشر كرد نوشت: براي اولين بار بود كه از مركز اسناد وزارت خارجه (ايران) ديدن مي‌كرديم و براي ما از هر نظر اعجاب برانگيز بود.

    آنچه در مركز اسناد وجود داشت، به معني واقعي كلمه شگفت‌آور بود و اين اسناد با عالي‌ترين و مترقي‌ترين فناوري موجود براي حفظ آثار، نگهداري مي‌شدند، براي پژوهشگراني چون ما اين مركز اسناد يكي از گنج‌هاي علاءالدين بود، به ويژه آن كه آنچه در رابطه با مصر و ايران و روابط آن دو كشور يافتيم مربوط به زماني بود كه مردم به تازگي قادر به نوشتن و ثبت كردن شده بودند. از سويي ديگر، شايد شاه بيت اين قصيده هم اين باشد كه در اين مركز يكي از غني‌ترين مجموعه‌هاي مربوط به نفشه‌ها را كه تاكنون در هيچ كتابخانه‌اي نيافته بودم، مشاهده كردم. در اين نقشه‌ها وضعيت جهان و جايگاه ايران در هر دوره‌اي از آن ديده مي‌شد.

    به طور كلي، به هيچ وجه شگفت‌انگيز نخواهد بود كه بگوييم، همه نقشه‌ها از دوران يونان باستان و حتي نقشه‌هايي كه عرب‌ها ترسيم كرده بودند و ما شاهد آن بوديم،‌همه آنها كلمه خليج فارس را به كار برده بودند.

    به نظر مي‌رسد كه اين كار، مطرح شدن يكي از موضوعات معلق در روابط عربي - ايراني است كه به صورت بسيار زودرس مطرح شده است. اين مساله به نامگذاري خليج (فارس) ميان عرب‌ها و ايراني‌ها مربوط مي‌شود. به هر حال من نسبت به حالت تمايل شديدي كه عرب‌ها به عربي خواندن خليج فارس پيدا كرده‌اند، اصلاح احساس هيجان نمي‌كنم، زيرا در همه جهان چه شرق و چه غرب، چه از سوي دشمنان و چه از سوي دوستان ايران نقشه‌اي يافت نمي‌شود كه به غير از خليج فارس نام ديگري بر آن باشد. چنين به نظر رسيد كه تلاش‌هاي برادران شيفته قوميت عربي براي مذاكره با ايرانيان درباره نام خليج فارس - عربي يا خليج اسلامي و يا فقط خليج در واقع نوعي برخورد غيرحكيمانه با حقايق تاريخي و جغرافيايي بوده است.

    در كتاب " تطوير العلاقات المصريه الايرانيه" مجموعه نويسندگان ، چاپ موسسه مطالعات سياسي و استراتژيك الاهرام 2002 .قاهره در ص 190 به نقل از آقاي دكتر عبد المنعم سعيد رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام چنين آمده است :" به صراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخي نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند بر آن تغيير داد. تمام نقشه ها و كتب تاريخي و حتي بعضي از سخنرانيهاي ناصر و رهبران انقلاب از خليج فارس صحبت شده است. اگر تغيير نام خليج باعث كدورت مردم ايران است چرا به حقيقت اعتراف نمي كنيم. بايد شجاعت داشت و اين در حدود موازين علمي است. همچنين اين نويسنده و متفكر بزرگ در مقاله ديگري در روزنامه الاهرام 23 دسامبر 2002 در دفاع از نام خليج فارس مقاله اي علمي و ارزشمندي نوشته است و تغيير اين نام تاريخي را محكوم نموده است. دكتر عبدالمنعم سعيد در بخشي از گزارش سفر خود تحت عنوان " تقرير آخر من طهران" نوشته است:

    يكي از مكانهايي كه در سفر 9/12/2002 در تهران بازديد كرديم ، اداره اسناد و آرشيو وزارت امور خارجه بود در آنجا صدها نقشه جغرافيايي تاريخي وجود داشت كه موقعيت ايران و جهان را در طول تاريخ نشان مي دهد. براي من هيچ تعجبي تداشت كه در همه اين نقشه ها كه دوستان و دشمنان ايران اعم از اعراب و يونانيها تهيه كرده اند همگي آنها نام خليج فارس را در بر دارد. هيچ نقشه تاريخي در شرق و يا در غرب و در هيچ كجاي جهان با نام خليج عربي وجود ندارد و بنابر اين تغيير اين نام به خليج و يا خليج عربي و يا هر نام ديگري بر خورد غير منطقي و غير حكيمانه با حقايق تاريخي و جغرافيايي است.

    روزنامه الاهرام www.ahram.org.eg در شماره 42229 مورخ 20/7/2002 در مقاله اي نحت عنوان " الثوره ساعدت علي تسميه بالخليج العربي بدلاً من الفارسي" نوشته است كه نام خليج از نظر تاريخي خليج فارس است. ولي در اثر انقلاب ناسيوناليستي ناصر به خليج عربي تبديل شد". (البته حقيقت اين است كه عوامل استعمار اين توطئه را آغاز كردند و افراطيون عرب ناآگاهانه در دام آنها افتادند.)

    پرفسور عبدالهادي تازي نويسنده و پژوهشگر معروف عرب و عضو آكادمي پادشاهي مغرب و رئیس گروه نامهای جغرافی  کشور های عربی در مصاحبه با ایرنا   :

    حقيقتاً من هيچ منبع تاريخي را نديدم كه آبراه جنوب ايران را خليج عربي ناميده باشد اعراب قبل و بعد از اسلام هميشه اين آبراه را بحر فارس بحر العجم و يا خليج فارس ناميده اند من خودم نقشه سفرهاي ابن بطوطه را در كتابم ترسيم كرده ام و اسم خليج فارس را در جاي خودش آورده ام بنظر من مسولان نقشه برداري و كارتوگرافي كشورهاي عربي و ايران بايد نشستي داشته باشند و در مورد اين نام با يكديگر مصالحه و سازش مورد رضايت همه اطراف داشته باشند. بنظر من اعراب هيچ نيازي ندارند كه نام تاريخي خليج فارس را به خليج عربي تبديل كنند و باعث كدورت غير عرب در منطقه شوند، اين عمل تفرقه افكني ميان مسلمانان است اگر كساني با كلمه فارس مشكل دارند مي توانند نام تاريخي معادل ديگر آنجا را كه بحر العجم بوده است بكار ببرند سازمان ملل و کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی سازمان ملل فقط خلیج فارس را برسمیت می شناسد و من همیشه مخالف طرح ابهام از سوی نمايندگان عربی در خصوص نام خليج فارس  در کنفرانس نامهای جغرافيايی سازمان ملل بوده ام  ."

    روزنامه شرق شماره مورخ 22/7/1382 به نقل يك مقاله از روزنامه الانباء چاپ كويت پرداخته است در اين روزنامه عربي ضمن تاسف از اينكه تحت تاثير قوم گرايان افراطي نام تاريخي خليج فارس در رسانه هاي عربي به خليج عربي تبديل شده است بدون اينكه واقعيتهاي تاريخي و احترام به ميراث تاريخي مراعات گردد. الانباء در مقاله اي تحت عنوان هويت آب آورده است زمان آن فرا رسيده است كه آب رفته به جوي بازگردد و امور را به جايگاه درست آن بازگردانيم و نام واقعي اين خليج را بكار گيريم به ويژه اين نام يك ميراث تاريخي خودي است و كاربرد نام خليج فارس هويت كشورهاي مشرف بر خليج را تغيير نمي دهد بلكه قطعاً عقلانيت از دست رفته را به ما بازمي گرداند. صلاح الساير در روزنامه الانباء 6- 10- 2003  ضمن دفاع از نام خليج فارس نوشته است قوم گرايان افراطي عرب كه حرمت تاريخ را نگهه نداشته و نام تاريخي خليج فارس را به خليج عربي تبديل كرده اند بايد به خود آيند و ماسكهاي جعل و دروغ را گنار بگذارند.ايسنا اين خبر را بشرح ذيل مخابره كرده است:

    اعتراف ديرهنگام به يك حقيقت تاريخي

    روزنامه‌ي الانباء در مقاله‌اي خطاب به كشورهاي عربي و امت اسلامي، از آنها خواسته است كه از ناميدن "خليج فارس" به عنوان "خليج عربي" خودداري كنند، اين روزنامه‌ي كويتي در مقاله‌اي به قلم نويسنده مشهور عربي صلاح الساير، تحت عنوان (هويت آب) نوشته است: خليج فارس نام دريايي است كه ما را از ايران جدا مي‌سازد، ولي بنا به اهداف سياسي كه به اصطلاح قوم‌گرايان عرب يكه‌تاز آن بودند، اين نام در تمام اسناد، نقشه‌ها و مطبوعات و رسانه‌هاي عربي به (خليج عربي) تبديل شد، بي‌ آن كه حرمت تاريخ رعايت شود، يا احترام بايسته‌اي نسبت به حقيقت آن مراعات گردد.

    نويسنده با طرح اين سوال كه آيا زمان آن فرا نرسيده است كه آب رفته به جوي بازگردد و امور را به جايگاه صحيح آن بازگردانيم تا به اين آب هويت تاريخي ‌اش را اعاده كنيم، مي‌افزايد: به ويژه اين كه چنين تصحيحي هويت كشورهاي مشرف بر خليج فارس را تغيير نمي‌دهد، بلكه قطعا عقلانيت از دست رفته را به ما باز مي‌گرداند.

    روزنامه كيهان عربي در تاريخ 21/7/81 برابر با 13/10/2002 نوشته است: دكتر بروس اينغهام رئيس مركز پژوهشهاي خاور ميانه و نزديك دانشگاه لندن در مصاحبه اي گفته است كه " فكر مي كنم همه با من موافق هستند در اين حقيقت كه اين آبراه از نظر تاريخي خليج فارس نام دارد و اين نام نزد همه ملل شهرت دارد و عربها و ايرانيها نيز اين نام را از يونانيان قبل از اسلام گرفته اند. به نظر من براي مناطق جغرافيايي بايد نامهاي با ريشه تاريخي را به كار برد و اين به معني آن نيست كه خليج فارس متعلق به فارسها است همانطور كه اقيانوس هند متعلق به هند نيست اينكه دولت بريتانيا و بعضي از دولتها برخلاف روند تاريخي اين نام ،كلمه " خليج " بكار مي برند يك اشتباه فاحش و توهين آميز است.

    در مقاله اي تحت عنوان :هل كل قلم حر عميل ..؟ بقلم: د. هوزان قاسو *

    أخبار الشرق - 5 كانون الأول 2002 آمده است:...وكل من يدعوا إلى إلغاء هذا المصطلح الجغرافي البحت مهما كان جنسه مثقف أو تنظيم كردي أو مثقف عربي أو تنظيم وطني فهو يحرف ويشوه ويزور التاريخ والمنطق معاً.حتى تاريخ هذه اللحظة معظم الناطقين بالعربية والقوميات المتواجدة في الوطن العربي من أقصاه إلى أقصاه لا يستطيعون تسمية الخليج بالخليج الفارسي رغم أن الفرس أقدم تاريخياً من العرب ولكن كوننا نعيش تحت لواء دولة عربية نحترم تسميتها الجغرافية واجتهادا فإنها عندنا الخليج العربي).

    ـ المبروك بن عبد العزيز از كشور عربستان سعودي در يك مقاله اينترنتي تحت عنوان هل ستكون "الجزر الثلاث" "شط العرب 2"؟ نوشته است:

    المؤسف أنّ العرب يواصلون تقديم الخدمات، عن قصد أو عن غير قصد، لقوى لا تريد الخير للمسلمين،  مثلا مع الإيرانيين هم يستفزون الشعب الإيراني و ليس الحكم الإيراني.
    1- أول تلك الأخطاء إطلاق اسم العربي على الخليج الفارسي من جهة واحدة. فجميع كتب الأطلس و كتب التاريخ و الجغرافيا تتحدث عن اسم الخليج الفارسي. و نحن نعرف أن القبائل العربية انطلقت مع ظهور الإسلام من شرق وجنوب الجزيرة لتنشر الإسلام شرقا و غربا. بينما وصلت أطراف الإمبراطورية الفارسية قبل ذلك إلى حدود نهر النيل غربا. مسالة الاسم هي مسالة علمية تاريخية جغرافية لا يحق لنا تسييسها  من حيث عدد السكان المطلين على الخليج يتفوق الإيرانيون على العرب و ربما يتبعهم الهنود و الباكستانيون لان الدول الخليجية ستصبح قريبا مثل الولايات المتحدة متعددة الأعراق، كما أن للعرب بحر يقع في جنوب الخليج هو بحر العرب. فلم لم يطلق جمال عبد الناصر اسم البحر العربي على البحر الأحمر أو البحر الأبيض المتوسط؟..
    2- فيما يخص الجزر الثلاثة يساوي الإماراتيون بين الاحتلال الإسرائيلي الواضح لفلسطين و بين خلاف حدودي حول جزر نائية تقع في عرض البحر بين دولتين مسلمتين، و يذكرنا دعم القمة العربية الأخيرة لموقف الإمارات في استعادة جزرها باستعمال القنوات السلمية بالدعم الفاشل و المتواصل الذي ناله العراق أثناء حربه مع إيران في الثمانينات من القمم العربية.
    إن أي حرب جديدة مع إيران، لا قدر الله، لن تخدم سوى إسرائيل و أعداء المسلمين، و سيكون المتضرّر كالعادة الطرف العربي الأضعف، و بإمكاننا تخيل الدمار التي ستحدثه مثل هذه الحرب بالدول الخليجية التي أنفقت المئات من المليارات على التنمية طول عقود. هذا بالطبع إذا لم تتدخل الولايات المتحدة لتسيطر على الجزر و ترابط فيها.
    إن إيران هي العمق الاستراتيجي للعرب من جهة الشرق. وهي دعم للحقوق العربية و الإسلامية. و يرجع جزء كبير من النمو التجاري و الازدهار الاقتصادي للإمارات إلى عوائد التجارة مع إيران التي تستفيد من الترانزيت الإماراتي خصوصا في ظل الحصار الأمريكي لها فيما يتعلق بالتكنولوجيا المتقدمة.
    فالفرس موجودون هناك منذ آلاف السنين.
    التقدم العلمي و التقني الإيراني سيخدم المسلمين و سيوفر لهم إمكانية التخلص من التبعية المكلفة للغرب. خلاصه ترجمه:
    متاسفانه اعراب با تفرقه افكني ميان اقوامي كه هزاران سال است در منطفه حضور دارند به قدرتهاي استعمارگر خدمت مي كنند حضور فارسها در خليج فارس از اعراب قديمي تر است تغيير نام خليج فارس كه همه نقشه ها و اسناد تاريخ دليل بر اين نام است عملي غير علمي و توهين به ايرانيان و خدمت به استعمار است امارات در خصوص جزاير سه گانه همان راهي را مي رود كه صدام رفت و شكست خورد و باعث كشته شدن هزاران نفر مسلمان از دو كشور شد جزاير بهتر است در اختيار ايراني ها باشد تا در اختيار كشوري كه آن را به پايگاه آمريكا تبديل خواهد كرد.

    "قدري قلعجي" نويسنده و متفكر عرب در ماه نوامبر 1968 در مقاله تحت عنوان (ملاقات صلح در مهد اسلام) در روزنامه "الراصد" چاپ بيروت نو چنين قضاوت مي كند: "ايران دولتي است دوست و ملتي است برادر، تاريخ آن با تاريخ عرب در هم آميخته و فرهنگ ما براي دوره اي از تاريخ مخلوط گشته است…اختلافات ما با آن درباره عربيت خليج فارس بيش از اختلاف ما درباره عربيت ابن المقفع، ابن برذو،‌ ابي نواس،‌ ابن قتبيه، ابن سينا،‌ سيبويه، خوارزمي، اصفهاني، ‌‌همداني،‌ رازي، موصلي،‌ بلخي ، ‌بيروني، غزالي، شهرستاني، گرگاني، طغرائي، كاشاني،‌تبريزي شيرازي كه همه از شاخه اي ايراني پديد آمده و در محيط اسلام رشد يافته اند نيست."

    "علي حميدان" كه از نويسندگان برجسته عالم عرب است دركتاب (les Princes deorlmoir) چاپ پاريس همه جا نام خليج فارس را بطور كامل يادآور مي شود.

    ـ متعاقب آن روزنامه تايمز لندن در 26 سپتامبر 1968 در صفحه خاورميانه اظهار اميدواري كرده است كه ديگر نويسندگان نيز از اين محقق منصف پيروي كرده و از سعي بيهوده در تغيير نام خليج فارس كه قرنها در كليه نقشه هاي جهان به همين نام طبع شده است پرهيز نمايند.

    نذير فنصه سردبير "مله الاخاء" در اين باره مقاله جالبي نوشت و ضمن آن بشرح وضعيت علما و دانشمندان و متفكرين عرب پرداخته كه چگونه از لجاجت و تعصب غيرمنطقي دچار ناراحتي گشته اند و مي نويسد:‌"امروز اعراب از لحاظ تسميه خليج فارس در وضعي قرار گرفته اند كه نويسندگان و مورخان منصف از ترس اينكه در تلاطم احساسات لبريز شده، متهم به دست نشاندگي و ارتجاع نشوند، نمي توانند اظهار نظري كنند…شما را بخدا بگوييد كه نام خليج از چه تاريخي در كنار لفظ (عربي) قرار گرفت. اين بدعت از ده سال قبل و از زبان يك سياستمدار معروف و در راه يك هدف غايب معيني … آغاز گشت. اين توهين به تاريخ و اصول بين المللي است."

    دكتر سيد محمد نوفل مصري، ‌معاون اتحاديه عرب و نماينده دولت مصر در كنفرانس حقوق بشر تهران 1968 در مصاحبه اي با خبرنگاران، پيرامون خليج فارس چنين سخن گفت: "من كوششهايي را كه براي تغيير نام خليج فارس به خليج عربي صورت مي گيرد مورد استهزاء قرارداده اين كوششهاي بي نتيجه را محكوم مي كنم"،‌ وي گفت كه مطالعاتي درباره منطقه خليج فارس دارد و در كتابي كه در سال 1952 درباره اين منطقه نوشته است همه از خليج فارس نام برده و تنها شيخ نشينهاي خليج را نه عرب و نه ايراني دانسته است.

    همچنين روزنامه آكسيون چاپ تونس در اسفند ماه 1969 در بحث مفصلي تحت عنوان (كدام يك از اين عبارات صحت دارد) ضمن اينكه تاريخچه خليج فارس را مورد بررسي قرار مي دهد، فارسي بودن خليج فارس را ثابت نموده و اين اصل را از هر نوع شبهه اي بدور دانسته است.

    علاوه بر اين كتابهاي زيادي از سال 1959 تاكنون از طرف پاره اي از نويسندگان و محققين منصف عرب بچاپ رسيده است كه در آنها از اين دريا بهمان نام اصلي يعني خليج فارس نام برده مي شود.

    دهها ديپلمات و شخصيت علمي، اساتيد دانشگاه هاي عربي واسلامي در گفتگو با همتايان ايراني خود از اين بابت كه عده اي افراطي به تغيير نام خليج فارس دامن زده و باعث اختلاف ميان ايرانيان و اعراب شده اند اضهار تاسف كرده اند كه بدليل جلوگيري از اطاله كلام مجال پرداختن به همه اين نظرات نيست.

    در كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي، كشورهاي عربي دولت اسرائيل را بخاطر تلاش براي تغيير نام خليج عقبه بشدت مورد انتقاد قرار داده اند چطور همان عمل اسرائيل را خود به شكل بسيار بيشرمانه تري در مورد خليج فارس بكار ميبرند.

    در كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي، كشورهاي عربي دولت اسرائيل را بخاطر تلاش براي تغيير نام خليج عقبه بشدت مورد انتقاد قرار داده اند چطور همان عمل اسرائيل را خود به شكل بسيار بيشرمانه تري در مورد خليج فارس بكار ميبرند. بسياري از آگاهان مسائل منطقه معتقد هستند كه نتايج زيانبار مادي، معنوي و رواني تغيير نام خليج فارس از سوي اعراب برای منطقه ، كمتر از آثار روانی زيانبار تجاوز عراق به ايران و كويت نيست.

    سابقه بكارگيري نامهاي جعلي بجاي خليج فارس در سازمانهاي بين المللي

    نه تنها ادبيات شفاهي ،كتب تاريخي، جغرافيايي و ادبي و نقشه ها ي هزاره هاي گذشته در تمام زبانهاي دنيا نام درياي پارس و خليج فارس و يا معادلها و مترادفهاي آنرا به درستي بكار برده اند بلكه تمامي سازمانهاي بين المللي از جمله سازمان ملل از ابتداي تاسيس هرگاه از منطقه خليج نام برده اند آنرا خليج فارس ناميده اند. در سال 1971 براي اولين بار در يكي از مكاتبات سازمان توسعه صنعتي ملل متحد اشتباهاً كلمه مجعول خليج عربي امارات بجاي خليج فارس بكار رفت. در جهت اصلاح اين اشتباه بلافاصله دبيرخانه سازمان ملل متحد در نيويورك طي يادداشت شماره AD311/1GEN مورخ 5 مارس 1971 اعلام كرد: رويه سازمان ملل متحد در طول فعاليت خود تأكيد بر نام صحيح خليج فارس بوده است. در اين يادداشت ضمن تأييد موضع رسمي دولت ايران در رابطه با نام اصلي "خليج فارس" صريحاً‌ قيد شده است كه رويه سازمان ملل بكاربردن نام صحيح، اصيل و تاريخي خليج فارس مي باشد. در تائيد و پاسخ به مكاتبات و درخواستهاي دولت ايران براي كاربرد نام كامل خليج فارس در انتشارات و اسناد اركان مختلف سازمان ملل متحد و سازمانهاي وابسته به آن مي توان به 14 يادداشت و مكاتبه ازجمله

    يادداشت شماره AD311/1GEN مورخ 5 مارس 1971 دبيرخانه سازمان ملل متحد و نامه مورخ 14 آوريل 1971 دبيرخانه سازمان ملل حاوي اصلاحيه سندIPPD19/UNIDB

    اشاره كرد.

    علاوه بر اين، ‌دبيرخانه سازمان ملل متحد در رابطه با بكاربردن نام صحيح خليج فارس دستورالعملهاي ديگري نيز صادر نموده است كه از آن جمله به موارد زير اشاره مي شود:

    1- يادداشت شماره LA45.8.2 مورخ 10 اوت 1984، به نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در نيويورك.

    2- بخشنامه شماره 63/87/1/CAB مورخ 16/2/1987 مدير كل يونسكو.

    ST/CSSER/29 -3 مورخ 10 ژانويه 1990

    AD/311/1/GEN -4مورخ 5 مارس 1991

    ST/CS/SER.A/29/Add.1 -5 مورخ 24 ژانويه 1992

    ST/CS/SER.A/29/Add.2 -6 مورخ 18 اوت 1994

    ST/CS/SERA/29/Rev.1 -7 مورخ 14 مه 1999

    در همه يادداشتها و بخشنامه هاي مذكور خواسته شده است كه از پهنه آبي سراسر جنوب ايران با نام "خليج فارس" ياد گردد و تاكيد شده است كه نامي غير از اين نام تاريخي را به رسميت نمي شناسد. دستور العملها، فوق را مي توان بنوعي تاكيدات عرف و حقوق بين الملل در اين خصوص ناميد.

    بكار بردن نامهاي مجعول بجاي كلمه پذيرفته شده بين المللي با كاربرد گسترده و جهاني 3 هزار ساله كه ريشه در اعماق تاريخ دارد نه تنها باعث سردرگمي ومغشوش شدن افكار عمومي شده است، بلكه استعمال واژه هاي غير تاريخي و مغرضانه توهين به اقوام كهن و تاريخ منطقه مي باشد.

    خليج فارس واژه اي است منحصر به فرد كه منعكس كننده تاريخ و هويت باستاني مردمان بومي اين آبراه بين المللي است.

    علي رغم يادداشتهاي موءكد مجمع عمومي سازمان ملل متحد و علي رغم مصوبه هاي كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي و مصوبه هاي سازمان علمي فرهنگي ملل متحد (يونسكو) ، بعضي كشورهاي عربي با انگيزه هاي سياسي نسبت به اشاعه نام هاي غيراصيل بجاي خليج فارس اقدام نموده و با بيان نامها و عبارت هاي جعلي به نقض مقررات و مصوبات سازمانهاي بين المللي ادامه مي دهند. نظر به عدم توجه و بي مبالاتي آنها به اين همه حقايق تاريخي نبايد انتظار داشت كه آنها حقانيت و مشروعيت اعاده جزاير سه گانه از اشغالگران انگليسي به ايران را به رسميت بشناسند. به هر حال مردم ايران از همه حقيقت جويان آگاهان ، محققان ،انديشمندان ،موسسات خصوصي و دولتي و از همه كشورهاي عربي انتظار دارند كه در ادامه روند تاريخي نام خليج فارس و در انطباق با مصوبه هاي سازمان ملل وسازمان و سازمان بين المللي آبنگاري بين المللي(IHO ) و در راستاي تبعيت از عرف و حقوق بين المللي و در جهت يكسان سازي اسامي جغرافيايي از كاربرد نامهاي غيرتاريخي خودداري نمايند.

    فصل دوم: خليج فارس و دشمنانش

    سابقه بكارگيري عناوين جعلي و مغرضانه بجاي خليج فارس

    1 - نقش كارگزاران استعمارانگليس در جعل نام براي خليج فارس

    پس از انعقاد قراردادهاي گلستان 1813 و تركمنچاي 1828 كه با وساطت انگليس منعقد شد و به تجزيه شمال ايران منجر گرديد. مقامات ايراني بيشتر متوجه عمق فريبكاري و توطئه هاي استعماري انگليس براي تجزيه كشور شدند. بويژه در سال 1837 تهاجم انگليس به جزيره خارك و تهديد ايران به جنگ و توطئه هاي رنگارنگ آن كشور براي محروم كردن ايران از حاكميت بر جنوب ايران ، موجب شد صدر اعظم ايران ميزرا آغاسي به انگليس اخطار دهد تا از تجزيه طلبان و دشمنان ايران حمايت نكند و حاكميت ايران را بر كل جزاير خليج فارس محترم شمرده و از تجزيه بخش جنوبي ايران دست بر دارد.

    اين اخطار دولت ايران، انگلستان را به اين نتيجه رساند كه بايد براي خليج فارس زدائي به شيوه هائي آرام و بدون درگيري مبادرت ورزد. پس از اين مشاجرات ، تايمز لندن براي اولين بار خليج فارس را درياچه بريتانيا خواند، اما اين اسم بي مسما جايگاهي در جامعه مطبوعات باز نكرد. در فاصله سالهاي 1818 تا 1820 بريتانيايي ها به علت حملات بي رحمانه اعراب به كشتي هاي انگليسي و غارت اموال آنها كلمه ساحل دزدان را براي خليج فارس بكار برده اند درسال 1820 ارتش انگلستان ضمن حمله به شارجه و رأس الخيمه ، روساي قبايل عرب منطقه را مجبور به تسليم و انقياد ساخته و طي قراردادي كه ميان انگليس و روساي قبايل عربي خليج فارس امضا شد آنها حاكميت استعماري انگلستان را بر اراضي ساحل عربي پذيرفتند.

    انگلستان كه همواره به بخش ايراني خليج فارس نيز چشم طمع داشت به مرور اقدام به اشغال جزاير ايراني نمود. دولت ايران ضمن اعتراض شديد به تعرضات بريتانيا در تلاش براي اعمال حاكميت خود بر جزاير برآمد ولي بدليل ضعف نظامي، سياسي ، اقتصادي،‌ و به جهت اينكه روسيه و انگليس همانند دو تمساح در حال بلعيدن ايران بودند. دولت بيمار ايران نتوانست اهداف خود را عملي سازد. در سال 1888 شاه ايران، استدلالهاي حقوقي و تاريخي خود مبني بر مالكيت و حاكميت ايران بر جزايرسه گانه را مطرح ساخت. در سال 1903 شيوخ عرب تحت الحمايه انگليس به تحريك و با حمايت انگلستان، درجزاير ايراني تنب پرچم برافراشتند. اين اقدام منجر به مشاجره مستمر و طولاني ايران با انگلستان شد. ايران براي اثبات حاكميت خود بر سه جزيره ابوموسي و تنب بزرگ و تنب كوچك، علاوه بر اسناد تاريخي و به نقشه هاي رسمي خود دولت انگليس( نقشه هاي وزارت جنگ و وزارت دريانوردي كه در سال 1888 به شاه ايران تقديم شده بود و به نقشه هاي لرد كرزن در سال 1892 و نقشه وزارت هند بريتاني سال 1897 كه در همگي جزاير به رنگ ايران و متعلق به ايران ترسيم شده بود با انگليس به مجادله قانوني و حقوقي پرداخت. مقامات ايران علاوه بر اين اسناد و نقشه ها، به كاربرد بين المللي نام خليج فارس استناد مي نمودند و نام تاريخي، بدون معارض و پذيرفته شده بين المللي" خليج فارس" را با استناد به قاعده فقهي و حقوقي "من يملك الكل يملك الجزء " و قاعده "من يملك الاصل يملك الفرع " يكي از نشا نه هاي محكم حاكميت ايران و تعلق جزاير خليج فارس به ايران مي دانستند. استدلال هاي ايران، انگليسي ها را واداشت تا به تهيه نامه و استشهاديه بپردازند و بويژه آنها را بفكر انداخت تا كاربرد گسترده و پذيرفته شده نام بين المللي خليج فارس را مخدوش سازند. نكته قابل توجه اينكه در دوره جنگهاي ايران وعثماني ، تركها نيز سعي كردند نام خليج بصره كه نام يكي از خورهاي خليج فارس است را به كل خليج نسبت دهند كه اين موضوع نيز خود بخود هيچ ريشه اي در ادبيات وعلم كارتوگرافي نيافت.

    اما جهت نمونه سه مكاتبه كه در كتاب حمدي آورده شده است ، ذيل قابل مطالعه است.

    1- د. دبيلو. لاسيلز D.W.Lasilz درگزارش مورخ 4 سپتامبر 1934 و زمانيكه رضا شاه به دليل بر چيدن بساط عوامل انگليس در خوزستان و ايجاد دوستي با آلمان، مورد خشم انگليس واقع شده بود، طي گزارشي به نقد ادعاهاي ايران درخصوص حقانيت ايران براي حاكميت بر جزاير سه گانه اشاره خليج فارس پرداخته و دقيقاً روي نكات فوق ( تغيير نام خليج فارس )انگشت گذاشته است.

    2- در دوم آوريل 1935 وزير خارجه ايران با سفير بريتانيا در تهران ملاقات و دلايل حاكميت ايران بر جزاير سه گانه را برشمرد. در يادداشت 30 آوريل 1935 وزير خارجه ايران به سفارت انگلستان در تهران با اشاره به سوابق حاكميت ايران بر جزاير ابوموسي و تنب به حق تاريخي‌جغرافيائي و منطبق با اصول و رويه بين المللي اشاره و به اين حقيقت كه نام بين المللي‌، جهاني و تاريخي خليج كه خليج فارس است يكي از دلايل ديگر حقانيت ايران است را يادآوري نموده است.

    3- در هشتم دسامبر سال 1948 آر.سي. كلنتون توماس كارگزار سياسي بريتانيا در خليج فارس مقيم بحرين طي گزارشي به وزارتخارجه بريتانيا اعلام كرد كه در ادامه مطالبات ايران در خصوص جزاير ابوموسي و تنب سفير ايران با آقاي رايت ملاقات و ادعاهاي ايران منبي بر اينكه استعمال و شهرت تاريخي و جهاني نام خليج به خليج فارس دليلي بر تعلق جزاير مذكور به ايران است را تكرار نمود.

    با وصف مذكور، بي دليل نبود كه كارگزاران استعمارگر كه از قبل شروع به تضيف كاربرد نام خليج فارس كرده بودند بفكر خليج فارس زدايي به شيوه عملي افتادند. آنها ابتدا در سال 1840 درياي بريتانيا بكار برده بودند ولي اين نام مقبوليتي نيافته بود لذا آنرا رها نمودند.

    پس از ملي شدن نفت ايران و خلع يد از شركتهاي انگليسي وقطع روابط ايران و انگليس ابتدا نماينده سياسي انگليسي مقيم بحرين از سال 1950 عبارت ساحل عربي را براي منطقه جغرافيايي بخش جنوبي خليج فارس كه متعلق به اعراب تحت الحمايه انگليس بود مرسوم ساخت و سپس به تدريج كلمه خليج عربي را جايگزين آن ساخت و سپس اين نام را به كل خليج فارس تعميم داد.

    علي رغم اينكه در تمام دوره حاكميت استعماري پرتغال (1507-1622 ) و در تمامي مكاتبات و اسناد دولت بريتانيا همواره آبهاي جنوب ايران خليج فارس ناميده شده است. پس از مصادره اموال شركت نفت انگليس و خلع يد از شركتهاي انگليسي وقطع روابط ايران و انگليس براي اولين بار وزارت مستعمرات انگليس نيز در مكاتبات خود اين نام جديد را متداول ساخت. در واقع ترور اين نام تاريخي از اينجا شروع شد و با انتشار كتابي در لندن در سال 1957 توسط آقاي رودريك اووين كارگزار سازمان جاسوسي انگليس كه بلافاصله به زبان عربي تحت عنوان "الفقاهه الذهبيه - وثائق الخليج العربي" ترجمه و انتشار يافت، سناريو ابعاد تازه اي يافت و در سال 1966 نيز سرچارلز. م. بلگريو، كه از سال 1926 تا 1957نماينده سياسي انگلستان در خليج فارس بود و هنوز امارات عربي مستعمره انگليس بودند در پايان مأموريت خود كتابي تحت عنوان خليج عربي منتشر ساخت و عنوان نمود كه اعراب دوست دارند خليج فارس راخليج عربي بنامند. او همچنين در مجله صوت البحرين خليج فارس را خليج عربي ناميده بود. كه اعتراضاتي را برانگيخت. بلگريو در دومين كتاب خود بنام به بحرين خوش آمديد اشتباه قبلي خود را جبران و خليج فارس را با همين نام ياد نمود. در اين رابطه گزارشهاي www.pro.gov.uk/ Public Record Office the National Archives Egland ( اداره اسناد بريتانيا )بخوبي عمق اين توطئه استعماري و نفاق استعمار را روشن مي سازد. در اين آرشيو فايلي تحت نام " نام خليج فارس" وجود دارد و در چندين مكاتبه كارگزاران انگليسي ضمن اعتراف به تاريخي بودن نام خليج فارس، خطرات اين نام را بر عليه منافع انگليس و ضرورت تغيير نام آنرا به خليج عربي متذكر ميشوند در پوشه هاي FO371/91284- FO371/140124- FO371/148963 اسناد وزارت خارجه انگليس اين موضوع را روشن مي سازد در يكي از اين مكاتبات در پاسخ به اعتراض وزارت خارجه در سال 1975 به بنگاه بي بي سي آمده است كه" ما ضمن اينكه نام واقعي اين آبراه را خليج فارس مي دانيم ولي ناچار هستيم در برنامه عربي آنرا خليج عربي و در برنامه جهاني خليج بناميم" ، برسي اين اسناد خود مقاله اي جداگانه مي طلبد.

    2- رهبران عربي

    بدنبال انتشار ترجمه كتاب ردريك اوون مطبوعات كويت و ماهنامه العربي در سال 1957 خليج عربي را در تبليغات خود بكار برد. بدنبال وقوع كودتـــا ي سال 1958 عبدالكريم قاسم در عراق و ادعاهاي ارضي آن كشور عليه ايران، رهبران كودتاي عراق با انگيزه هاي سياسي از بكار بردن نام خليج فارس خودداري نمودند. با كودتاي عبدالكريم قاسم ، در عراق تبليغات ضد ايراني و ضد فارسي شتاب گرفت و با كودتاي بعثي ها نژادپرستي برضد ايرانيان شدت يافت، در سال 1960 بدنبال قطع روابط ايران و مصر و پس از جنگهاي اعراب و اسرائيل، در كنگره حزب بعث كه در دمشق با حضور رهبران سوريه ، عراق و مصر صورت پذيرفته است، ميشل عفلق، حسن البكر ، حافظ اسد و جمال عبد الناصر براي مخالفت با شاه ايران رسماً خواستار تغيير نام خليج فارس به خليج عربي شدند و تقاضا كردند كه در مكاتبات رسمي از بكار بردن نام خليج فارس خودداري گردد. در اين راستا نام خيابان خليج فارس در مركز قاهره كه از بيشتر از 100 سال قدمت داشت را به نام يكي از شخصيتهاي مصري تغيير دادند البته هنوز بر تابلو اين خيابان كلمه خليج فارس سابقاً وجود دارد و مردم در حال حاضر آن را خيابان خليج مي نامند. بدنبال اختلافات و درگيري هاي سال 1970 بين ايران و عراق و سوء تفاهمات سال 1971 با امارات متحده عربي،‌ بسياري از رهبران متعصب كشورهاي عربي واژه خليج عربي را بطور گسترده اي در رسانه هاي گروهي خود بكار بردند و از استعمال واژه خليج فارس خوداري كردند. آنها براي رسيدن به اغراض نژاد پرستانه نه تنها به تحريف نام تاريخي پرداختند بلكه در اين راه در كتب درسي كشورهاي عربي، دوران امپراتوري پارسي مورد تحريف و تجاهل قرار گرفته و حتي فارسي ستيزي و تحقير ايرانيان بگونه اي مزورانه و كينه توزانه در كتب رسمي و غير رسمي تبليغ مي شد. بسياري از اين رهبران عربي باني چاپ و نشر كتاب در خصوص اثبات عربي بودن جزاير سه گانه و خليج فارس و بد نام كردن سابقه تمدني ايراني بوده اند كه در دهه 70تا 90 ميلادي رهبري اينگونه اقدامات تحريك آميز و ايران ستيزي را عراق برعهده داشت. و در 2 دهه اخير بعضي شيوخ امارات هزينه تحريف تاريخ را مي پردازند. از جمله موسسه مطالعات و پژوهشهاي امارات كه يك موسسه دولتي و درباري است تاكنون دهها كتاب تكراري و بي محتوا در اين موضوع به چاپ رسانيده و طي مراسم رسمي نويسندگان آنان اكثرا جوايز نفيسي دريافت كرده اند. از جمله كتابي تحت عنوان " الجزر العربيه الثلاث الوقايع و التاريخ يوكدان عروبه الجزر و الخليج تقديم و اشراف الشيخ خالد بن صقر وليعهد و نايب الحاكم راس الخيمه ". جمله مذكور بصورت تبليغي بر روي جلد كتاب نوشته شده است ولي هيچ مدرك و منبعي براي اثبات آن در كتاب نيامده است. در جنگ دوم خليج فارس كه رسانه هاي گروهي غرب واژه "جنگ خليج فارس" را بكار ميبردند به يكباره در اخبار مربوطه فقط نام "خليج " را جانشين آن ساختند و گفته مي شود اين اقدام به درخواست رهبران شوراي همكاري خليج فارس صورت گرفته است.

    رسانه هاي غربي

    رسانه هاي گروهي كشورهاي غربي آگهي هاي تبليغاتي كشورهاي عربي را با دريافت پولهاي كلان منتشر مي كنند در اين آگهي ها در بسياري از موارد نام خليج عربي تبليغ مي شود بطور نمونه راديو و تلويزيون بي بي سي، موسسه كويت فاند را با نام خليج عربي تبليغ مي كند و يا در وب سايت يونسكو موسسه خليج عربي كه تامين كننده بخشي از بودجه اين سازمان است وجود دارد. در آگهي هاي شركتهاي تجاري و حمل و نقل نيز نام خليج عربي در روزنامه هاي انگليسي زبان بسياري از كشورها تبليغ مي شود .

    رسانه هاي عربي

    امروزه رسانه هاي گروهي كشورهاي عربي كه متجاوز از 150 روزنامه و مجله و50 كانال تلويزيوني 24 ساعته ماهواره اي ، 60 شبكه محلي و 100 راديوي محلي از جمله آنهاست هيچگاه كلمه خليج فارس را بكار نمي برند و بجاي آن از عبارت ساختگي و جعلي استفاده مي كنند.‌ تلويزيون الجزيره تنها شبكه عربي است كه فقط از عبارت الخليج استفاده مي كند و هيچگونه صفتي را به آن نمي دهد. علاوه بر اين رسانه هاي گروهي كشورهاي غربي از جمله راديو و تلويزيونهاي بي بي سي ، آمريكا، اسرائيل ، آلمان، فرانسه و… در بخش زبانهاي اروپايي واژه خليج فارس و يا فقط خليج بكار مي برند ولي در بخش عربي خود از كلمه خليج عربي بجاي خليج فارس استفاده مي كنند در حاليكه همين رسانه ها در بخش فارسي از عبارت خليج فارس استفاده مي كنند و از نظر آگاهان سياسي اين امر نفاق آنها را در ارتباط با اين موضوع ثابت مي كند. رسانه هاي گروهي بعضي از كشورهاي عربي در طول 20 سال گذشته طي صدها مقاله، تفسير،‌مصاحبه و كتاب سعي در مخدوش كردن اذهان نسبت به نام خليج فارس نموده اند و ادعا هاي بي پايه و اساسي را در رابطه با تماميت ارضي ايران مطرح كرده اند، بطور نمونه مطبوعات عراق و كويت در سالهاي 1958 تا 1975 بارها مهاجرت ايرانيان به دول خليج را به مهاجرت يهوديان به بيت المقدس تشبيه كرده بودند و مجله " العربي" ارگان وزارت تبليغات كويت از اولين نشريات عربي است كه در سال 1958 به اينگونه تبليغات دامن زده است. ابراهيم راشد الدعيج در روزنامه السياسه كويت مورخ 25/3/81 مجدداً اين عبارت تكراري را نوشت: "مرزهاي ميهن بزرگ عربي از خليج عربي تا اقيانوس آرام ادامه دارد،‌ خصومت ما با صهيونيستها به اين دليل نيست كه آنها يهودي هستند بلكه دشمني ما به اين دليل است كه بخش مهمي از سرزمين بزرگ عربي را غصب كرده اند، بنابراين، ديدگاه ما نسبت به كسانيكه حتي يك وجب از خاك ميهن عربي را غصب كنند، يكسان است. چه زماني ايران جزاير امارات را به صاحبان قانوني آن باز مي گرداند؟ و …"

    اگر چه دولت ايران براي پرهيز از تحريك مسايل قومي و نژادي از بدو انقلاب هيچگاه در صدد پاسخ گوئي به مطالب تفرقه آميز و قوم گرايانه رسانه هاي گروهي عربي نبوده است. اما بدون ترديد تبليغات ضد ايراني و قوم گرايانه بعضي مطبوعات و رسانه هاي گروهي عربي اثرات منفي در مسير همبستگي ايراني و عربي گذاشته و افكار عمومي مردم ايران را و افكار اعراب را نسبت به حسن نيت و نقش سازنده وتاريخي ايران دچار ترديدهايي نموده است كما اينكه در ميان بسياري از اقشار مردم ايران آن شور و شعف سالهاي اول انقلاب نسبت به منافع كشورهاي عربي و حتي مشكل فلسطين (كه آرمانهاي انقلاب بر پايه رهايي آن قرار داشت) مشاهده نمي شود و اين از اثرات زيانبار قوم گرايي افراطي عربي است.

    د. نويسندگان استخدامي

    در سال 1957 آقاي رودريك اووين كارگزار بريتانيا در خليج فارس، كتابي منتشر ساخت كه تحت عنوان "الفقاهه الذهبيه- وثائق الخليج العربي" در كشورهاي عربي ترجمه و تكثير گرديد. در اين كتاب استعماري كه به سندي براي اعراب تبديل شده است چنين آورده است:

    "من از همه خليج فارس بازديد نمودم و معتقد بودم كه آنجا خليجي فارسي است زيرا هيچ نقشه و سندي را نديدم مگر انكه ازاين مكان بنام خليج فارس نام برده بود ولي هنگاميكه از نزديك سواحل آنرا ديدم دريافتم كه مردم سواحل همه عرب هستند بنابراين ادب حكم مي كند كه آنرا خليج عربي بنامم ".

    در پاسخ به اين دروغ استعماري و تاريخي چند مطلب وجود دارد 1- ايرانياني كه در سواحل خليج زندگي مي كردند اعم از عرب زبانها و يا كسانيكه به بندري معروف هستند وشامل طوايف مختلفي اعم ازمكراني( بلوچ ، سيستاني ) بندري، لر و خوزستاني هستند ازنظر فرهنگ ، پوشش و آداب و رسوم و حتي زبان بسختي از عربها متمايز مي شدند حتي اكثر كتب نويسندگان ايراني، كتيبه ها و نوشته هاي بناهاي تاريخي ايران در طول يك دوره تاريخي 600 ساله به زبان عربي است و به همين دليل ايرانيان بندري كه در طول 1500سال گذشته به سواحل آفريقا مسافرت نموده اند و تمدن افرو شيرازيهاي كيلوا، تنگه، زنگبار و سفالا را بوجود آورده اند نيز نزد غربيها به "عربهايي كه از پارس آمده اند! موسوم گشته اند. دوم اينكه مطابق آماري كه خود كارگزاران انگليسي از مستعمره هاي خود در سواحل عربي منتشر ساخته اند، جمعيت ايراني تبار كويت، بحرين دبي و سواحل عمان را 27% عنوان نموده اند. در همين سالهاي اخير جمعيت غير عرب سواحل امارات 57% عنوان شده است. بعلاوه اينكه در طول 1000 كيلومتر سواحل ايران عرب زبانها بسختي 5% جمعيت را تشكيل مي دهند بنابر اين، استناد نويسندگان عرب به مغلطه هاي مزورانه و غير منطقي اين كارگزار استعماري چه جايگاهي دارد. نويسندگان ذيل در نوشته هاي خود ادعاهايي مشابهه رودريك اوون را تكرار كرده اند.

    الخليج العربي، قدري قلعجي،شركه المطبوعات للتوزيع و النشر، طبع الثاني بيروت ،1992. صص14-11 يكي از نكات تحريف آميز و كذب تاريخي اين كتاب آن است كه نويسنده مصري مدعي شده است كه در دوره حاكميت پارسها بر خليج فارس آنها اصولاً فاقد دريانوردي و حضور در دريا بوده اند اگرچه اين تحريف بزرگ تاريخي را خود اين نويسنده در صفحه 71 در همان كتاب و در مبحث "عهد الفارسي" في الخليج" به روشني پاسخ داده است و از نويسندگان يوناني نقل كرده است كه چگونه در 2000 سال قبل ناخدايان ايران كالاهاي تجاري را از چين و سيلان تاشرق آفريقا و مصر حمل ونقل مي كردند،

    در راستاي عربي جلوه دادن و با هدف مغشوش ساختن اذهان در مورد نام خليج فارس همچنين كتابي تحت عنوان "الوسيط في تاريخ الخليج في العصر الاسلامي الوسيط" در عمان به چاپ رسيده و نويسنده بطور كينه آميزي و با عقده گشايي هاي غير منطقي بدون آنكه ادعاهاي خود رامستند به شواهد تاريخي سازد، بر اساس اينكه نام درياي ادنا و اسفل در يك متن آشوري آمده است خواستار عربي ناميدن خليج شده است ولي روشن نساخته است كه چه ارتباطي ميان توصيف ادنا و اسفل و يا شوري با عربيت خليج وجود دارد ولي به استناد به نامهاي فوق مدعي عربيت براي اين گستره آبي شده است و به عبث با نقل قولي مخدوش و دروغين از نيبور جهانگرد 1763 كوشيده است سندي بنفع ادعاهاي خود ارايه نمايد.گفتني است نيبور در سراسر كتاب خود نيز خليج فارس را با همين نام و ابوموسي را بنام بوموف نام برده و در نقشه ترسيمي آنرا برنگ ايران ترسيم كرده است. همانطور كه گفته شد كلمات بالا و پايين و يا شور نام جغرافيايي نيست بنا براين اولين نام جغرافيايي خليج، در واقع همان خليج فارس و معادلهاي آن در زبانهاي مختلف بوده است.

    الصراع علي خليج العربي، عبدالرحمن النعيمي، دار الكنوز الادبيه- الطبعه الثانيه بيروت- 1994 .

    الجزر العربي الثلاث و موقف القانون الدولي من احتلالها بالقوه، جابر ابراهيم الراوي، وزاره الثقافه و الاعلام العراقيه، السلسله الاعلاميه رقم 142لعام 1981.ص3 .

    الخليج العربي في الاستراتيجيات الاستعماريه و البريطانيه خاصه، هادي طعمه ، مطابع الجمهوريه- السلسله الصحفيه، بغداد- 1971 -ص 10-11

    مساله الجزر في الخليج العربي و قانون الدولي، محمد عزيز شكري- دمشق 1972.ص 26-27

    الجزر العربيه الثلاث دراسه تحليليه ، قانونيه ،عمار قاسم عوض، دانشگاه دمشق ، دانشكده حقوق ،مطبه اليازجي. 1997 صص 26-27،

    الجزر العربيه الثلاث تقديم و اشراف خالد بن صقر وليعهد و نايب الحاكم راس الخيمه،‌ الوقايع و التاريخ يوكدان عروبه الجزر و الخليج. احمد تدمري ، راس الخيمه. 1995

    ـ الخليج العربي دراسه في تاريخ العلاقات الدوليه و الاقليميه،فتحيه نبراوي و محمد نصر مهنا، ناشر منشات المعارف ، اسكندريه بي تا .

    الخليج العربي و المحرمات البريطانيه الثلاث ( 1778- 1914 ) عبد الوهاب احمد عبد الرحمن ، مركز زايد للتراث و التاريخ الامارات العربيه المتحده ، العين ص پ 23888 ، عام 2000

    د. جمال زكريا قاسم - الخليج العربي - دارالفكر العربي - قاهره، اينها نمونه اي از كتب عربي است كه با بودجه سازمانهاي دولتي و خصوصي عربي منتشر و بدون اينكه حرمت تاريخ و حق همسايگي و هم كيشي را بجاي آورند پيشنهاد كارگزار استعمار پير انگليس را مورد تقليد و تكرار قرار داده اند.

    تحريف اسناد تاريخي

    بعضي از نويسندگان افراطي عرب در سالهاي اخير تنها به تغيير نام هاي تاريخي اكتفا ننموده بلكه به تحريف اسناد معتبر تاريخي نيز پرداخنه و در ترجمه اسناد و كتب تاريخي نام خليج فارس را به خليج عربي و يا به خليج ترجمه كرده اند. دولت امارات عربي كه در طرح ادعاهاي واهي خود در مورد جزاير سه گانه فقط به اسناد و مكاتبات كارگزاران انگليسي متكي مي باشد در ترجمه مكاتبات اداره آرشيو بريتانيا در همه موارد" خليج فارس" را به خليج عربي و يا به خليج ترجمه كرده و بعضاً در ترجمه متن نيز دستكاري و تغييراتي انجام داده اند. يك نمونه از اين موارد كتاب - الجزر العربيه الثلاث تقديم و اشراف صاحب السموالشيخ خالد بن صقر وليعهد و نايب الحكام راس الخيمه،‌ الوقايع و التاريخ يوكدان عروبه الجزر و الخليج.راس الخيمه 1994و كتاب" النزاع بين دوله الامارات العربيه و ايران حول جزر ابوموسي و تنب الكبري و الصغري في الوثايق البريطانيه ". وليد حمدي اعظمي . دارالحكمه 1993. لندن. و همچنين نقشه هاي كتاب اطلس مقدس كارل راسموسن ترجمه عبد المسيح چاپ دارالثقافه القاهره در 60 نقشه كه در كتاب اصلي با نام خليج فارس ترسيم شده در ترجمه عربي بر خلاف قانون مالكيت معنوي و اصل رعايت امانت همه اين نقشه ها به خليج عربي تحريف شده اند

    در ترجمه كتاب راهنماي خليج فارس لوريمر به زبان عربي تحت عنوان الدليل الخليج كه زير نظر شيخ خليفه آل ثاني امير قطر ترجمه شده است در تمام 5 جلد كتاب Persian Gulf به خليج عربي ترجمه شده است در كتاب ديگري كه تحت عنوان الجغرافيا التاريخيه للعالم الاسلامي تاليف موريس لومبارد، استاد در دانشگاه پاريس توسط دارالفكر دمشق چاپ و در تمام كتاب Persian Gulf به خليج عربي ترجمه شده است موارد ديگري از اين قبيل بسيار زياد است و مجال پرداختن به همه آنها نيست.

    علل تجاوز به نام كهن خليج فارس

    الف: قوم گرايي  و نژاد پرستی قومچی عربي،

    ب-  ......

    نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٢:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
    Comments نظرات () لینک دائم

    پاسخ به كتاب خليج عربي، قدري قلعجي

     
     

    «خليج‌ عربي!»، مرهم زخم اميرنشين‌هاي بدون عرب

    يكي از از مهمترين كتابهائي كه در اين زمينه چاپ شده كتاب "خليج عربي " قدري قلعجي است. اصولا عنوان اين كتاب با محتواي آن سازگاري ندارد چون اين كتاب به شرح تحولات تاريخي اقوام و ملل ساكن در منطقه خليج فارس اختصاص دارد و يك بخش آن نيز به دوره حاكميت هزار ساله پارسها اختصاص دارد اما وي در مقدمه كتاب خود اين سؤال را مطرح كرده است" خليج فارسي است يا خليج عربي ؟ وي با تمام سختي هايي كه متحمل شده هيچ سند و مدركي از ميان 200 نويسنده، مورخ، شاعر، اديب، جغرافيانويس مسلمان و عرب نتوانتسه است ارائه كند و تنها مدركي كه بدان توسل جسته است، استدلال به كتاب كارگزار انگليسي در خليج  فارس بنام Roderic owen (رودريك اوون) است كه كتاب وي در سال 1957 تحت عنوان The Arabian Gulf Golden Bubble "حبابهاي طلايي در خليج عربي" با هدف ايجاد جنگ رواني و سرپوش گذاشتن بر شكست هاي استعمار انگليس و معطوف كردن اعراب از مسئله فلسطين به ايران، نگاشته است.

    " هيچ نقشه اي يا سند تاريخي را با نام خليج عربي نديدم و همه نقشه ها خليج فارس ثبت نموده اند ولي از آنجا كه مردم هر دو سوي سواحل اين خليج عرب هستند به ادب نزديكتر است كه آن را خليج عربي بناميم و …."

    همچنين قلعجي در كتاب خود مطالبي را از سفرنامه كارستون نيبور دانماركي كه در سال 1762 در خليج فارس بوده است نقل كرده است.

    نيبور در كتاب "سفر به عربستان و ديگر كشورها" نوشته است" اين كه درهلند مردم اعتقاد دارند كه عربهاي خليج فارس تحت حاكميت ايران قراردارند صحت ندارد زيرا اين قبائل بدون دولت هستند و به كسي ماليات نمي پردازند و دولت پارس بر آنها تسلطي ندارد.

    لازم به توضيح است كه نيبور در سراسر كتاب خود خليج فارس را همه جا خليج فارس نام برده و حتي نقشه بسيار دقيقي تحت عنوان خليج فارس دارد كه در آن جزاير خليج فارس و جزاير سه گانه را به رنگ خاك ايران ترسيم نموده است.

    علت اصلي اينكه نيبور، جزاير خليج فارس را بي دولت معرفي كرده است اين است كه قصد داشته است مردم كشورش را براي مهاجرت و اشغال اين جزاير ترغيب نمايد و ترس اينكه با ارتش ايران مواجه خواهند شد را از آنها بزدايد، قلعجي در كتاب خود همچنين مدعي شده است كه پليني

    (Pliny (62-133 خليج، را عربي ناميده است. بايد گفت اين يك برداشت اشتباه  و يا دروغ عمدی  آقای قلعچی است با مراجعه به کتاب پپلينی مبحث دريا ها خواهيد ديد که وی خليج فارس را توصيف کرده و از خليج عربی نيز که دريای سرخ است نام برده است وی که تصوير امروزی را از منطقه نداشته است خليج فارس و دريای سرخ( خليج عربی ) را همانند دو شاخه به شکل <  منشعب از دريای آريتراس( دريای عمان و عرب) تصوير نموده  و در بيان مکانهای جغرافيايی اشتباهاتی را ناشی از ضعف علمی آن دوره  بوده است را مرتکب شده است. در بسياری از موارد جغرافی نويسان نامهای دريا ها را با هم اشتباه گرفته اند مثلا از دريای خزر در منابع مختلف با بيشتر از  ۴۰ نام ياد شده يکی از اين نامها بحر فارس و بحر خوارزم است . در حاليکه خليج فارس بطور متحد و يگانه در همه جهان با مترادفای آن بکار رفته و هيچ نويسنده اي در قرون گذشته اين خليج را عربي نناميده است حتی به اشتباه و پليني از درياي سرخ با نام خليج عربي نام برده است. در چند مورد نويسندگان اروپايي و عثمانی در كنار خليج فارس به خليجهاي كوچكتر مانند خليج بصره، خليج قطيف و خليج عربي ( بحرين ) اشاره نموده اند كه  هنوز هم کاربرد آنها رايج است و منظور آنها خليجهاي كوچكتر داخل در خليج فارس است و در مواردی نيز به اشتباه اين خليجها را به کل خليج فارس اطلاق نموده اند.

    اگر چه قلعجي به اين سوال كه خليج و جزاير سه گانه  ، فارسی است يا عربي، پاسخ صريحی ننموده و قضاوت را به خوانندگان واگذار نموده است، اما نويسندگان زيادي از جمله نويسنده كتاب الوسيط في تاريخ الخليج في عصر الاسلامي الوسيط از اين كتاب و مطالب قلعجي را با تحريف و نتيجه گيري غلط نقل قول نموده و نوشته است : اينكه خليج را به فارسي نامگذاري كرده اند يك غلط تاريخي و خطاي مورخين يوناني است؟؟!!. جواب اين نويسنده را مطالب بسياري از علما و دانشمندان عرب چه در دهه 50 و چه در سالهاي اخير كه بر اصيل بودن وتاريخي بودن نام خليج فارس تأكيد كرده اند و نام خليج عربي را غيرعلمي و غيرتاريخي خوانده اند داده اند و ما به همين اكتفا مي كنيم اما يكي از نكات كذب تاريخي كتاب قدري قلعجي اين است كه وي مدعي شده است كه در دوره حاكميت پارسها بر خليج فارس آنها اصولاً فاقد دريانوردي بوده و حضوري در دريا نداشته اند! اين تحريف بزرگ تاريخي را خود اين نويسنده در صفحه 71 در همان كتاب و در مبحث "عهد الفارسي" في الخليج" به روشني پاسخ داده است و ضمن اعتراف توضيح داده است كه چگونه در 2000 سال قبل ناوخدايان ايران كالاهاي تجاري را از چين و سيلان تاشرق آفريقا و مصر حمل ونقل مي كردند، اما جهت روشن شدن افكار بايد گفت صدها مورخ شهير يوناني، رومي و عرب در مورد عظمت دريانوردي ايرانيان سخن گفته اند فقط كافي است ايشان نگاهي به كتاب البحر المتوسط بيندازد كه چگونه نويسنده اعتراف مي كند اعراب شبه جزيره در آن دوره تاريخي و حتي دوره صدر اسلام اصلا فراموش كرده بودند كه در اطراف آنها وجود دارد و دريانوردي در خليج فارس در اختيار ايرانيان بود، و اعراب تمام اصطلاحات كشي نوردي مانند ناو- ناخدا- اسطول، سفينه ، مكوك و... را از زبان فارسي اخذ كرده اند. قلعجي برخلاف ادعاي اوليه در مقدمه كتاب خود مجبور شده است كه همراه با كتب تاريخي به حقايق ذيل كه در كتب متعددي وجود دارند در ص 71تا 72 كتاب خود كم وبيش اعتراف كند.

    در خليج فارس به ترتيب امپراتوري هاي ايلام، بابل، سومر،آكد و آشوري حاكميت داشته اند ولي در سال 560 قبل از ميلاد كورش با غلبه بر دولتها و شاهان محلي و الحاق مصر،بابليون، آسياي ميانه و هند بزرگترين امپراتوري قدرتمند وفدرال تاريخ را بوجود آورد كه تا حمله غارتگرايانه اسكندر در سال 333 بعد از ميلاد يگانه امپراتور قدرتمند جهاني در آن دوره بود. اين دوره كه به مدت 894 سال ادامه داشت دوره حاكميت امپراتوري پارس بر خليج فارس مي نامند.

    دريانوردي ايرانيان در آبهاي خليج فارس و اقيانوس ‍‍‍هند و درياي سرخ هزاره اول اول قبل از ميلاد و بويژه به دوران سلطنت داريوش اول پانصد سال قبل از ميلاد مسيح برمي گردد. ايرانيان قبل از اينكه با يونانيان مراوداتي داشته باشند با مصريها در درياي سرخ و با هنديها در خليج بنگال مراوده داشتند. تمام و يا بسياري از اسناد و مدارك مربوط به اين دوران در جريان حمله اسكندر به ايران از ميان رفته و يا به كتابخانه اسكندر يه و كتابخانه هاي يونان منتقل شده است. بقيه اسناد و شواهد نيز در جريان حمله اعراب به ايران از ميان رفت وآنچه از اين مدارك وشواهد در كتابخانه اسكندريه نگاهداري مي شد در جريان آتش سوزي كتابخانه اسكندريه از بين رفت. بنابراين، تنها سوابق اندكي از دريانوردي ايرانيان نزد يوناني ها باقي مانده بود كه مورد استفاده مورخين يوناني قرار گرفته، اگرچه به علت جنگهاي ايرانيان بايوناني ها در اواخر سلطنت پسرش خشايارشاه 485-465 Xerxes آنچه مورخين يوناني درباره ايران ودريانوردي ايرانيان نوشته اند نمي توان بيطرفانه و خالي از غرض باشد. ولي با وجود اين (هرودوت) مورخ معروف يوناني اعتراف مي كند كه داريوش اول DariusI )) نخستين ناوگان درياي جهان را بوجود آورده و سفاين او طول رودخانه سند را تا سواحل اقيانوس هند و درياي ( هومان )عمان و خليج فارس پيموده و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي خليج عرب يا درياي سرخ كنوني رسيده اند. همچنين بنابر شواهد تاريخي نخستين بار در حدود پانصد سال قبل از ميلاد مسيح در محل كنوني كانال سوئز، به فرمان داريوش اول ترعه اي كنده شده و سفاين وي از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافته اند. دركتيبه اين امپراتور ايراني كه در مدخل كانال سوئز بدست آمده چنين نوشته شده است:

    " من پارسي ام مصر را گشودم. من فرمان كندن اين ترعه را داده ام. از رودي كه در مصر روان است به دريايي كه از پارس آيد. پس اين جوي كنده شد چنانكه فرمان دادم و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به ( درياي )پارس چنانكه خواست من بود".

    داريوش اول در سالها اخر سلطنت خود گرفتار جنگ با يوناني ها شد ولي تعداد كشتي هاي جنگي او براي رويارويي با يوناني ها كه قومي دريانورد بودند كفايت نمي كرد. نيروهاي داريوش اول در سال490 قبل از ميلاد در نبرد "مارتون" از يوناني ها شكست خوردند هر چند به روايت مورخين يوناني هم تعداد سفاين جنگي و هم شمار سربازان ايراني در اين جنگ به نسبت دو بر يك بر يوناني ها فزوني داشت. يوناني ها از نبرد ماراتون براي خود يك حماسه بزرگ ساخته اند و در شرح چگونگي اين نبرد نوشته اند كه تعداد نيروهاي يوناني به فرماندهي"كاليماكوس" و "ميلتيادس" از ده هزار نفرتجاوز نمي كرده و سفاين جنگي محدودي دراختيارداشته اند در حالكيه تعداد جنگجويان ايراني به فرماندهي"داتيس" و "آرتافرنس" از بيست هزار نفر تجاوز مي كرده و تعداد سفاين جنگي و شناورهاي آنها هم نزديك به دو برابر سفاين يوناني ها بوده است. با وجود اين در جنگي كه روي داد يوناني ها موفق شدند نيمي از نيروهاي ايران را به محاصره درآورده و 6400 نفر از آنها را هلاك كنند وبقيه را نيز واداربه هزيمت نمايند.سردار يوناني"كاليماكوس" هم در اين نبرد كشته شد و مقبره او وساير قربانيان يوناني جنگ مارتون در بناي ياد بود عظيمي در نزديكي آتن به يادگار اين نبرد قرار داده شده است. بعد از اين حادثه كه اولين نبرد دريايي در تاريخ جهان ثبت شده است، داريوش اول درصددجبران شكست خود از يونانيان برآمد و دستور داد سفاين جنگي بزرگي براي نبرد آينده با يوناني ها بسازند، ولي عمر او براي انتقام شكست مارتون كفاف نكرد و اين كار را به عهده پسرش خشايارشاه گذاشت. خشايارشاه در سال485 قبل از ميلاد به جاي پدر نشست و پنج سال بعد، در سال 480 قبل از ميلاد، به يونان لشكركشي كرد. هردوت و گزنفون اين نبرد را بزگترين نبرد دريايي تا آن دوره ناميده اند. در اين نبرد يوناني ها شكست خوردند ولي مجدداً آتني ها و اسپارتها متحدا به ناوگان ايراني در درياي سالاميس حمله 2000 كشتي ايراني و 380 كشتي يوناني نابود شدند. عظمت دريانوردي ايرانيان تا حمله اسكندر ادامه داشت و پس از روي كار آمدن سلسله پارسي اشكاني تا تهاجم اعراب ايرانيان در خليج فارس حرف اول را مي زدند با پيروزي اعراب بر ايرانيان ، آنها صنعت كشتي سازي و دريانوردي را از ايرانيان آموختند و انحصار صنعت دريانوردي از دست ايرانيان خارج شد.

    قلعجي نوشته است اصولاً در دوره امپراتوري پارسي ايرانيان از صنعت دريانوردي برخوردار نبودند وي با اين جمله قصد دارد كه وجه تسميه خليج فارس را كه ناشي از حضور فعال و انحصاري پارسها بوده منكر شوند اين جمله ايشان را هيچ مدرك تاريخ اثبات نمي كند بلكه برعكس درصدها كتاب تاريخي و در دهها سنگ نوشته از جمله سنگ نوشته مربوط به كانال مصر از عظمت دريانوردي دوره امپراتوري پارسي ياد شده است، هرودت، بطليموس، ايراتوستين، استرابون، ‌طبري ، ‌فردوسي، استخري و ... از جمله كساني هستند كه در عظمت دريانوردي ايرانيان سخن گفته اند.

    فردوسي در چندين مورد درياي پارس و اروند رود را توصيف نموده ار جمله در وصف عبور اعراب از اروند رود بسوي ايران در جنگ قادسيه ، در حمله نهاوند و در حمله فريدون به كاخ ضحاك و در جنگ مشترك ايرانيان و يمني ها براي نجات يمن از چنگ حبشي ها بعضي از اين اشعار چنين است:

    به شهر كجاران به درياي پارس چه گويد زبالا و پهناي پارس

    سپه را ز هامون به دريا(فارس) كشيد بدانسو كجا دشمن آمد پديد

    بي اندازه كشتي و زورق بساخت برآشفت و برآب، لشگر بتاخت

    همي راند تا در ميان سه شهر ز گيتي برين گونه جويند بحر

    به دست چپش مصر و بربر به راست زره در ميانه برآنسو كه خواست

    فردوسي در خصوص نبرد فريدون با ضحاك چنين گفته است. چو آمد بـه نزديک اروند رود فرسـتاد سوي رودبانان درود. بران رودبان گـفـت پيروز شاه که کشتي برافگن هم اکنون به راه.  مرا با سـپاهـم بدان سو رسان از اينها کسي را بدين سو مـمان. بدان تا گذر يابـم از روي آب    به کشتي و زورق هم اندر شتاب . نياورد کشـتي نـگـهـبان رود     نيامد بـگـفـت فريدون فرود.   چـنين داد پاسخ که شاه جهان     چـنين گفت با من سخن درنهان

    کـه مگذار يک پشه را تا نخست جوازي بيابي و مـهري درسـت.

    فريدون چو بشنيد شد خشمناک   واز آن ژرف دريا نيامدش باک.

     

     

     

    روزنامه الاهرام www.ahram.org.eg در شماره 42229 مورخ 20/7/2002 اعتراف كرده است كه نام خليج از نظر تاريخي خليج فارس است و علت اين نامگذاري را سيطره دريائي و عظمت امپراتوري پارسي در اين دريا دانسته است اين مقاله و اعترافاتي كه قبلاً نفل شد كاملاً بي پايه و اساس بودن ادعاهاي قبلي مدعيان عربيت را آشكار مي كند.

    در كتابخانه قاهره صدها كتاب در مورد عظمت قدرت دريانوردي ايراني وجود دارد، نويسنده عرب كافي است كه حداقل به سه كتاب ذيل مراجعه نمايد: 1- تاريخ البحريه الاسلاميه في حوض البحر الابيض المتوسط، دكترسيد عبدالعزيز سالم و دكتر احمد مختار العبادي، موسسه شباب الجامعه 1993- در 14 صفحه اول اين كتاب در مورد عظمت دريانوردان ايراني آمده است كه" اصطلاحات دريائي اكثرا از زبان فارسي گرفته شده است، مينا، بندر، سفينه، اسطول- ناو- ناوخدا همچنين در ص14 آمده است، اعراب قبل از اسلام، گوئي بكلي فراموش كرده بودند كه به دريا اتصال دارند و اصلاً موضوع دريانوردي را اهمال و ناديده مي گرفتند حتي در صدر اسلام ابوبكر و عمر مسلمانان را از پيمودن مسير از طريق دريا و خطرات مربوطه برحذر مي داشتند"‌. بنظر نويسنده كتاب مذكور علت اين امر نبودن چوب در كشورهاي شبه جزيره عربي براي ساخت كشتي بود.

    2- البحر الاحمر في التاريخ الاسلامي- دكتر السيد عبدالعزيز- و دكتر مصطفي مشرفه جامعه اسكندريه. طبع بشاب الجامعه 1993

    العرب و الملاحه في المحيط الهندي- ترجمه سيد يعقوب بكر.‌مكتبه الانجلو المصريه القاهره 1958

    كتاب البحر الاحمر المتوسط كتاب ديگري است كه در مصر در خصوص عظمت ناخدايان و ناوگان ايراني نوشته شده كه به افرادي از قبيل ايشان مطالعه آن توصيه مي شود همچنين علاوه بر كتب اروپايي و يوناني، كتاب تاريخ اعراب- تأليف دكتر فيليپ حتي- ترجمه به عربي از انيس فريجه- چاپ بيروت 1969.كتاب ديگري است كه در مورد عظمت ناخدايان و ناوگان ايراني به ايشان در اين مورد توصيه مي شود.

    . اگر چه در اين كتاب قصد ما طرح كردن موضوع جزاير سه گانه نيست ولي ناچاريم به بعضي ادعاهايي كه دشمنان نام خليج فارس به آن پرداخته اند را مورد اشاره قرار دهيم .

    قلعچي در مبحث ديگري به جزاير سه گانه پرداخته و آنها را جزاير عربي و جزء سرزمينهاي عربي خوانده است اما روشن نساخته است كه منظور وي حاكميت عربي است يا زبان عربي ! چون بين سرزمين عربي و حاكميت و زبان تفاوت زيادي است شهر عربخانه در مرز ايران و افغانستان يك شهر عرب زبان است ولي در طول تاريخ همواره مردم آنجا خود را ايراني و از مدافعان حاكميت و مرزهاي شرقي ايران دانسته اند. در كتاب ديگري بنام حدودكم يا عرب مجدي شندي وطن عربي را از اقيانوس اطلس تا خليج عربي و سلسله جبال زاگروس دانسته و مدعي تعلق خوزستان به عراق و جزاير به امارات شده است.

    اينها وقتي اين همه اسناد تاريخي و باستاني درخصوص نام خليج فارس كه ميراث بشريت است و نويسندگان آنها افتخار اعراب و مسلمانان و جهانيان هستند را ناديده مي گيرند، بديهي است كه در خصوص جزاير سه گانه نيز حاضر به پذيرش حقيقت نخواهند شد و همانند نام خليج فارس غير منطقي برخورد خواهند كرد .

    امارات بر اساس نامه هاي وزارت خارجه انگليس مدعي است كه از سال 1904 پرچم عربي بر جزاير نصب بوده و اين نشانگر حاكميت آنها بر جزيره بوده است، در كتاب حمدي نامه هاي متناقضي در اين خصوص وجود دارد و چند مكاتبه نشان مي دهد كه انگليس ها شيوخ منطقه را چند بار به زور وادار به نصب پرچم كرده اند و اهميت جزاير را مطرح و خطر سلطه ايران ويا روسيه را بر اين جزاير گوشزد نموده اند، اما شيوخ كه اعتقادي به مالكيت جزيره نداشته اند، از نصب پرچم خودداري و يا پس از مدتي جزاير و پرچم را به حال خود رها كرده اند و چون ايرانيان اين پرچمها را پايين مي آوردند بي تفاوتي شيوخ با اعتراضات شديد انگليس ها مواجه مي شد و در مقابل انگليسيها حاكم راس الخيمه اظهارمي داشت كه چون طناب نداشتيم به اين دليل نتوانستيم پرچم را نصب نماييم و از آن مراقبت نماييم !!.

    اين بي توجي به نصب پرچم حكايت اعتقاد به مالكيت جزاير توسط ايراني ها بوده است و گرنه نداشتن پول براي خريد طناب نمي تواند دليلي بر سستي و اهمال در اعمال حاكميت باشد دوماً اينكه خود آقاي حمدي درمقدمه كتاب خود آورده است كه قبل از جنگ ايران و عراق، صدام به شيخ شارجه اعلام كرد كه در صورتيكه آن حاكم بخواهد عراق آمادگي دارد كه جزاير را از ايران باز پس بگيرد در اينجا نيز حاكم شارجه هر گونه اقدام براي بازپس گيري جزاير را رد مي كند و اين خود دليل ديگري است كه اين جزاير به آنها تعلق نداشته و اعتقادي به مالكيت آن نداشته اند. اما اينكه عربي بودن اين جزاير چگونه و كي و براساس چه سنگ نوشته كتاب و سند تاريخي اثبات شده، هيچكس حاضر نيست سندي ارائه كند، آنچه تاكنون ارائه شده مكاتبات ضد و نقيض كارگزاران انگليسي است كه خود اعراب نيز همواره آنها را استعمارگر و عامل بدبختي جهان عرب مي شمارند. دو جزيره تنب كوچك و بزرگ در طول تاريخ فاقد سكونت بوده است و هيچ آثار تاريخي و مدوني و هيچ شاهدي مبني بر عربي بودن آن وجود ندارد، تمب يك كلمه پارسي است به معني آب انبار ،‌بام، گنبد و گردآوري و خرمن كردن غلات را نيز تنب و تمبه مي گويند، اين دو جزيره در طول تاريخ، استراحتگاه موقت صيادان، مسافران و حجاج ايراني بوده است. ابوموسي نيز همين وضعيت را داشته است. فقط با اين تفاوت كه بومف يا ابوموسي طي يكصدو پنجاه سال گذشته به يك جزيره مسكوني تبديل شده است. هنگاميكه براي اولين بار انگليسي ها اين جزيره را به اشغال درآوردند جمعيت آن را 60 خانوار شامل 30 خانوار فارس و 30 خانوار بلوچ و يا اعرابي كه از دبي و بندر لنگه مهاجرت كرده اند نام برده است هنگاميكه انگليس ها به اشغال ابوموسي و بهره برداري از معادن آن مشغول شدند، فارسها را از جزيره اخراج كردند و بجاي آنها هندي آوردند و اولين ساكنان آن اعرابي بودند كه از ايران مهاجرت كردند و سپس مكراني ها و بندريهاي ايران نيز به تدريج به آنجا مهاجرت نمودند، تمامي كسانيكه همين الان در ابوموسي به عنوان عرب پاسپورت امارات دارند اصل و نسب آنها ايراني است و اين را بسياري از آنها در سرشماري 20 سال قبل اعتراف كرده اند و حتي اقوام آنها در شهرهاي چابهار، بندرلنگه و كنارك ساكن هستند، اما چون از دولت امارات حقوق قابل توجهي مي گيرند خود را عرب معرفي مي كنند.

    اين جزاير اشغال شده نيست، بلكه در سال 1971 براساس توافق انگلستان و توافق منطقه اي و بين المللي از اشغال انگلستان خارج و ميهن اصلي منضم گرديد و با استقبال پرشكوه مردم ابوموسي روبرو شد و در جهان عرب نيز اعتراضي به اين اقدام نشد. ادعاي عربي بودن اين جزاير همانند ادعاي واهي و غير مستند عربي بودن خليج است. ادعاهاي امارات در مورد جزاير سه گانه ايراني همانند ادعاي صدام براي اعاده كويت است . ادعاي واهي امارات را هيچ مدرك و سند تاريخي و حقوقي پشتيباني نمي كند، اگر صدام به آرزوي دستيابي به كويت رسيد امارات نيز توهمات خود را خواهد توانست محقق سازد. تمام مردم ايران نسبت به جزاير سه گانه حساس هستند و شديداً از دولت مي خواهند كه هيچگونه سازشي را در اين خصوص نپذيرد و پيشنهاد احاله موضوع به دادگاه بين المللي را بپذيرد زيرا 1- به گواه تاريخ ، ايران 2500 سال بر اين جزاير حاكميت داشته است و تنها از سال 1820 تا 1971 انگلستان آن را از حاكميت ايران خارج ساخته و در پايان دوره استعمارگري، آنرا مجدداً به ايران عودت داده است.

    2- تحويل گرفتن جزاير براساس يك توافق بين المللي و منطقه اي و براساس حقوق بين الملل صورت گرفته و هيچ گونه مخالفتي از سوي كشورهاي جهان با آن صورت نگرفته است و هم اكنون نيز تغييري در شرايط بوجود نيامده است.

    3- ايران جزاير را تحت حاكميت خود دارد و دليلي وجود ندارد كه براي بخشي از اراضي اش به دادگاه و حكميت برود.

    البته ايران اگر پيشنهاد اعراب را براي دادگاه بين المللي و يا داوري بين المللي و منطقه اي بپذيرد چون امارات هيچگونه سند محكمه پسندي ندارد ايران در اين داوري برنده خواهد بود اسناد امارات كه تا كمون در كتب و روزنانه ها منتشر شده ، اوراق مكاتبه اي بي ارزش كارگزاران استعمارگر انگليس بنفع رعيت و مستعمره اش بوده و فاقد ارزش حقوقي است، اين عده معتقدند كه ايران بايد اين شرط را براي اعراب پيشنهاد كند كه اصالت و صحت تاريخي نام خليج فارس و بحث حاكميت بر جزاير هر دو در داوري مطرح و هر رايي كه دادگاه پذيرفت طرفين بپذيرند.

     در حال حاضر، ۱۷ جزيره از جزاير متعدد خليج فارس در حاكميت ايران هستند كه به ترتيب از تنگه هرمز به سوى منتهى اليه شمالى خليج فارس عبارتند از: هرمز، لارك، لاوان، قشم، هنگام، تنب بزرگ، تنب كوچك، ابوموسى، فارور، بنى فارور، سرى (سيرى)، كيش، شيتوار، هندورابى، خارك، خارگو و فارسى. تاريخچه سكونت و حاكميت ايرانى ها و عربها در خليج فارس(پيش از اسلام) طبق گفته مورخانى نظير: دياكونف، كامرون، گيرشمن، دمرگان و پيرليا خليج فارس بخشى از سرزمينهاى تحت حاكميت عيلاميان بوده است، مى توان به اين نتيجه رسيد كه در غالب دوران حاكميت آنها، خليج فارس نيز جزو قلمرو حكومتشان بوده است. جورج كامرون دراين باره مى گويد: «شيلهاك ـ اين شوشيناك (۱۱۵۱ـ۱۱۶۵ پيش از ميلاد) داراى امپراتورى نيرومندى بود. وى بر «لبان» (بوشهر كنونى) در خليج فارس نيز فرمانروايى داشت، زيرا در آنجا، پرستشگاهى را كه «هوبان ـ نومنا» براى «كيريشيما» ساخته بود. او نيز يك پرستشگاه مشترك هوبان و كيريشيما را بازسازى كرد. «هرودوت» لبه جنوبى امپراتورى هخامنشى را شامل كرانه هاى ايران (در خليج فارس و خليج عمان) كرانه هاى متقابل و جزايرى مانند: قشم، هرمز، لارك، هنگام، بحرين و محرق معرفى كرد. اين نواحى به موجب بند ۶ ستون اول كتيبه بيستون داريوش بزرگ جزو ساتراپ (پادشاهى خودمختار از امپراتورى فدراتيو هخامنشيان) چهاردهم يا پارس بودند. در كل، مرزهاى ايران در اين دوره از خاور به رود جيحون، از باختر به رود فرات، از شمال به قفقاز و از جنوب به بحرين كرانه اى منتهى مى شد كه در زمان ساسانيان هم تقريباً به همين شكل بود. مورخان سده هاى نخستين اسلام مانند «طبرى» معتقدند كه نخستين ساكنان عرب جنوب خليج فارس از اوايل سده سوم ميلادى به آنجا روى آوردند. وى از پادشاهى عرب به نام «ساتيران» (ساطران) نام مى برد كه به بحرين (شامل حساء و قطيف كنونى) حمله مى كرد اما واكنش اردشير بابكان (بنيانگذار امپراتورى ساسانى در ۲۲۶ ميلادى) باعث شكست او شد. دلايل اهميت جزاير براى ايران از جزاير تحت مالكيت ايران در خليج فارس ۶ جزيره (ابوموسى، تنب بزرگ، هرمز، لارك، قشم و هنگام) كه در فواصل كوتاهى از هم قرار دارند، به دليل تشكيل خط قوسى دفاعى ايران اهميت بيشترى دارند. اين خط فرضى، شناخت چگونگى تسلط استراتژيك ايران بر راههاى كشتيرانى در تنگه هرمز را آسان مى كند. ارزش استراتژيك تنب بزرگ به دليل فاصله نسبتاً زياد از تنگه هرمز به تنهايى چندان نيست، اما بخشى از خط قوسى دفاعى ايران را تشكيل مى دهد. تنب كوچك به عنوان نقطه اى ارتباطى و پشتوانه اى براى تنب بزرگ اهميت دارد. ابوموسى نيز به عنوان بخشى از همان خط قوسى دفاعى، داشتن معادن اكسيد سرخ آهن و وجود حوزه نفتى مبارك در آبهاى نزديك آن از اهميت بسيار بالايى برخوردار است. به دلايل حقوقی تاريخی و مستندات موجود و از جمله نقشه ها  جزاير ايرانی هستند ۱ـ همانطور که قبلا نقشه ها را ياد آوری نموديم  نقشه هاى بسيار زيادى از زمان يونان باستان (پيش از ميلاد مسيح) تا سده هاى اخير متعلق به كشورهايى نظير: انگلستان، فرانسه و روسيه وجود دارند كه ايرانى بودن جزاير را ثابت مى كنند. الف) نقشه هاى رسمى ـ نقشه خليج فارس Carte du Golphe persique : در سال ۱۷۶۴ از سوى وزارت خارجه فرانسه تهيه شده ، رنگى ، جزاير به رنگ سرزمينهاى ايران است. ـ نقشه خليج فارس The Gulf of persia: در سال ۱۸۲۹ توسط كاپيتان بروكس C.B.Brucksبه دستور كمپانى هندشرقى تهيه شده ، جزاير به رنگ سرزمينهاى ايران است و در يادداشت همراه نقشه نيز نام جزاير جزو نواحى تحت تملك ايران آورده شده است. ـ نقشه امپراتورى ايران The Persia Empire : در سال ۱۸۱۳ توسط جان مكدونالد كاينر مشاور سياسى سرجان مالكوم در مأموريت به ايران تهيه شده، سياه وسفيد است ، درسال ۱۸۳۲ توسط اروسميت به صورت رنگى چاپ شد ودر آن ، سرزمين ايران وجزاير از يك رنگ هستند. ـ نقشه آسياى مركزى شامل كابل، ايران، رود ايندوس وكشورهاى واقع در شرق آن Center Asia Comprising Cabool. Persia , The River Indus and Countries Eastward of it در سال۱۸۳۴ توسط سرگرد الكساندر برنز براساس «نقشه هاى معتبر Authentic Maps اروسميت تهيه شده ، رنگى وجزاير در آن به رنگ سرزمينهاى ايران است. ـ نقشه حدود فعاليت قبيله هاى ساحل مرواريد Limits of the activities of the tribes of Pearl Coast: در سال ۱۸۳۵ توسط كاپيتان هنل تهيه شده ، جزاير را در بخش ايرانى خط تقسيم كننده خليج فارس نشان مى دهد. ـ نقشه خليج فارس The persian Gulf : در سال ۱۸۸۶ از سوى بخش اطلاعات وزارت جنگ بريتانيا تهيه شد. نسخه اى ازاين نقشه درسال ۱۸۸۸ به دستور لرد ساليسبورى وزير خارجه بريتانيا، تقديم ناصرالدين شاه قاجار شد. هنگامى كه وزيرمختار بريتانيا درتهران، سردروموندولف از تقديم آن به حضور شاه ايران ابراز تأسف كرد، چون در آن متصرفات ايران در خليج فارس نشان داده شده بود كه شامل جزاير سه گانه بود، لرد ساليسبورى يادآور شد: «دقت كنيد كه درآينده هيچ نقشه اى اهدا نگردد». با اين وجود، نقشه مزبور يكبار ديگر در سال ۱۸۹۱ به چاپ رسيد وبازهم جزاير درآن به رنگ سرزمين ايران نمايش داده شده بود. نقشه رسمى ايران Official Map of Persia( در ۶ صفحه): در سال ۱۸۹۷ در بخش نقشه بردارى سيملا، اداره مكان نگارى وزارت خارجه حكومت هند، تهيه شده وجزاير تنب وابوموسى در آن به رنگ سرزمين ايران نمايش داده شده اند. نقشه ايران ، افغانستان وپاكستان غربىMap of Iran, Afganistan and West Pakistan در اطلس جهان World Atlas : ورقه هاى شماره ۱۴۴ ـ ۱۴۳ ، تهيه شده در سال ۱۹۶۷ تحت نظارت شوراى وزيران اتحاديه جماهير سوسياليستى شوروى به مناسبت پنجاهمين سالگرد انقلاب اكتبر ، كه در آن نام ايران زير نام جزاير تنب و ابوموسى و ساير جزاير ايرانى خليج فارس آورده شده است. ب ) نقشه هاى نيمه رسمى ـ نقشه امپراتورى ايران A Map of the Empire of Persia : در سال ۱۷۷۰ توسط آقاى دانويل براى دولت بريتانيا تهيه شده و جزايردر آن به رنگ ايران هستند. ـ نقشه جديد امپراتورى ايران A New Map of the Empire of Persia: در سال ۱۷۹۴ توسط دانويل تهيه شده و در آن نيز جزاير به رنگ بقيه سرزمين هاى ايران است. ـ نقشه ايران وكابل Map of Persia and cabul در سال ۱۸۳۷: توسط اروسميت در لندن تهيه شده و سه جزيره به رنگ ايران است. ـ نقشه ايران ، افغانستان و بلوچستان Persia, Afghanistan and Baluchistan : در سال ۱۸۹۱ توسط انجمن سلطنتى جغرافيايى تحت نظارت لرد كرزن تهيه شده وبه كتاب وى «ايران و قضيه ايران » چاپ سال ۱۸۹۲ نيز پيوست شده ودر آنها جزاير به رنگ ايران است. پ) نقشه هاى غيررسمى ـ نقشه ايران The Map of persia : در سال ۱۸۱۸ درانگلستان براى اطلس بزرگ جديد تامسون Thomson New Grand Atlas تهيه شده است. ـ نقشه ايران Map of Persia : در سال ۱۸۲۸ در لندن توسط سيدنى هال تهيه شده است. ـ نقشه ايران وبخشى از امپراتورى عثمانى Persia and Part of Ottoman Empire : در سال ۱۸۳۱ توسط جى لانگ تهيه شده واز سوى انجمن گسترش آموزش مفيد Society of Expanding Useful Education در انگلستان چاپ شده است. ـ نقشه ايران Map of Persia : در سال ۱۸۴۰ براى اطلس بلاك Black Atlas در لندن چاپ شده است . ـ نقشه ايران و كابل Map of persia a Cabul : در سال ۱۸۴۴ توسط جانستون براى اطلس نشنال National Atlas در انگلستان چاپ شده است. ـ نقشه ايران :Map of Persia در سال ۱۸۵۱ توسط راپكين براى اطلس جان تاليس John Tallis Atlas تهيه شده است. ـ نقشه ايران وافغانستان :Persia and Afghanistan در سال ۱۸۵۴ توسط بلاك براى دانشگاه ادينبورگ تهيه شده است. ـ نقشه ايران و افغانستان Persia and of Afghanistan: در سال۱۸۶۰ براى اطلس جنرال General Atlas كيت جانستون تهيه شده است. ـ نقشه ايران ، افغانستان و بلوچستان Map of Persia Afghanistan Baluchistan : در اطلس نوين جهان Modern Atlas of the World كه در سال ۱۹۰۹ در مؤسسه هاموند چاپ شده است. ـ نقشه ايران The Map of Iran : در اطلس بين المللى جهان Cosmopolitan World Atlas Centennial Ed : 1856-1956 در سال ۱۹۵۶ توسط مؤسسه مك نالى تهيه شده است. ۲ ـ در كتابهاى خطى «مغاص اللثالى » و «متارالليالى» تأليف محمدعلى سديدالسلطنه كبابى بندرعباسى رونوشت سندى به خط عربى وجود دارد كه پدران وبزرگان حكام كنونى رأس الخيمه وشارجه به اتفاق عده ديگرى از ساكنان جزاير تنب، ابوموسى و سيرى، حقانيت ايران را در مالكيت جزايرتأييد كرده و صريحاً اعلام داشته اندكه برخى سالها براى تعليف احشام خود اين جزاير يا برخى از آنها را براى علفچراى احشام خود از حاكم ايرانى بندرلنگه اجاره مى كرده اند. ۳ ـ اعتراض مداوم ايران به اشغال جزاير توسط بريتانيا از ۱۹۰۳ به بعد ۴ ـ در ۱۳۷۳.1.20 يك كارشناس حقوق بين الملل كشور فرانسه ضمن بى اساس و موهوم خواندن ادعاى امارات در باره اين سه جزيره اظهار داشت كه از وزارت امور خارجه انگلستان ۵۰۰سند مبنى بر تعلق جزاير سه گانه به ايران به دست آورده است. پس از قرارداد ننگين واگذاري شهرهاي شمال ايران به روسيه آخرين شهري كه با توطئه انگليس از حاكميت ايران خارج شده هرات بوده است ولي پس از آن تاكنون ايران حتي يك وجب از خاك خود را واگذار نكرده است حتي اگر كه 400 هزار شهيد 8 سال دفاع مقدس را تقديم كرده باشد بنابراين اگر تصور شود ايران با تبليغات پر هزينه و جنگ رواني آنها تسليم منافع استعماري خواهد شد سخت در اشتباه اند.

     

    چکيده  مطالب کتاب

    درباره خليج فارس تاكنون كتابهاي زيادي به زبانهاي فارسي و غيرفارسي به رشته تحرير درآمده است كه خود، نشان دهنده اهميت و ارزش وافر و بي‌بديل اين پهنه آبی  در  ابعاد مختلف  بوده و خواهد بود.   كتب و منابع براي مطالعه  نام  مسائل و تحقيقات درباره خليج فارس را مي‌توان در شش گروه تقسيم‌بندي كرد:

     الف) منابع در علوم جغرافيايي (مانند جغرافياي طبيعي و سفرنامه‌ها)

    در صدر كتابهاي مربوط به علوم جغرافيايي كه اصطلاحاً «مسالك» ناميده مي‌شوند، بايد از كتابهاي

    جغرافيانگاران مشهور قرون اوليه اسلامي (بلدانيين) نام برد. در ميان كتب مسالك، جغرافيانويساني چون ابن ‌خردادبه، قدامه، يعقوبي، ابن ‌رسته، ابن فقيه (كه اين هر چهار تن كتابهاي خود را در قرن سوم هجري نگاشته‌اند) ديده مي‌شوند. همچنين مي‌توان به افراد و آثار زير اشاره كرد كه هريك در اين قلمرو چه بسيار مطالعه و تفحص و تتبع داشته‌اند؛ ‌مانند: مسعودي، اصطخري، ابن حوقل، مقدسي (در قرن چهارم هجري)، كتاب حدودالعالم من

    المشرق المغرب (كه مؤلف آن نامعلوم و اصل كتاب در قرن چهارم هجري نوشته شده است)، سفرنامه ارزشمند ناصرخسرو (در قرن پنجم هجري)، آثار و رسايل ادريسي و ابن جبير (درقرن ششم)، ياقوت و قزويني (قرن هفتم)، كتاب مراصد الاطلاع (آخرين سالهاي قرن هفتم)، ابوالفداء، مستوفي

    و ابن بطوطه (قرن هشتم هجري)، حافظ ابرو و شرف‌الدين علي يزدي (قرن نهم)، ابوالغازي و كتاب جهان‌نما (قرن يازدهم). در اين ميان اما كتاب «مسالك و ممالك» اصطخري و كتاب «احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم» مقدسي و كتاب «صوره الارض» ابن حوقل در خصوص درياي پارس سخن به ظرافت و دقت بيشتري گفته‌اند كه همچنان دربردارندة ارزشهاي بسيار مهمي در اين زمينه است. نيز در اين ميان مي‌توان به «فارس‌نامه» ابن بلخي اشاره كرد كه در خصوص درياي پارس سخنان ذي‌قيمتي را ارايه مي‌دهد.

    بي‌شك، كتابهاي ياقوت و مسعودي و قزويني در اين زمينه اهميت شايان‌ توجه‌تري دارند؛ بخصوص مسعودي كه به نقل از مسافران آن دريا، مطالب بااهميتي را بيان مي‌دارد. مسافراني كه جملگي با عنوان پارس از اين خطه قهرمان‌پرور نامي، سخن مي‌گويند. ادريسي و قزويني و كساني ديگر هم مطالب اساسي در اين خصوص و نقشه‌ها (خريطه‌ها) به يادگار گذاشته‌اند. همچنين در كتابهاي سرياني و يوناني هم، همه جا از درياي پارس گفتگو شده است كه مي‌توان به «تاريخ طبيعي پليني» و «جغرافياي استرابو» اشاره كرد كه همه جا با عنوان پرسه و پارسه از اين دريا سخن گفته‌اند.

     

    ب) منابع در علوم تاريخي (مانند جغرافياي تاريخي، تاريخ و باستان‌شناسي)

    در كتابهاي يونان باستان مانند «تواريخ هرودوت» و سفرنامه‌هايي كه همراهان و حاميان اسكندر مقدوني نوشته‌اند و كتابهايي كه مورخان يوناني پيرامون هخامنشيان و مادها نوشته‌اند، همه جا به درياي پارس اشاره كرده‌اند و حتي در معرفي سرزمين ايران پيوسته به اين قبيل تعابير برمي‌خوريم؛ از جمله اينكه «سرزمين پارس بر كرانة درياي پارس است»، «اوكسين‌ها طايفه‌هايي در كرانه درياي پارس بودند»، «اسكندر تمايل بسيار داشت كه عربستان

    را از مسير درياي پارس فتح كند»، «تراژان سردار بزرگ رومي به كرانة آبهاي خليج پارس آمد»، به فرمان داريوش سيلاكس كارياندي يوناني مشغول مطالعه آبهاي درياي پارس شد؛ ‌و... مطالب بسياري از اين دست كه همه و همه مبين نام پارس بر اين دريا بوده است. سفرنامه «نئاركوس» سردار دريايي اسكندر و سفرنامه‌هاي مسافران چيني به درياي پارس به طور مشخص و راسخ اشاره دارد.

    در تواريخ دوره‌هاي سلوكي و اشكاني و به ويژه ساساني، به انبوهي از مطالب برمي‌خوريم كه به درياي پارس اشارت و دلالت دارد. افزون بر اين مي‌توان به كتابهاي ارزشمندي به قرار زير اشاره داشت كه تماماً از پارس، درياي پارس و سرزمين‌هاي مجاور درياي پارس سخن به ميان آورده‌اند؛ ‌مانند:‌

    فتوح البلدان (بلاذري)، تاريخ يعقوبي و تجارت الامم (ابن مسكويه رازي)، تاريخ حمزه (اصفهاني)، تاريخ طبري، غرر ملوك فرس (ثعالبي)، سفرنامه ابودلف، روضه الصفاء (ميرخواند)، حبيب السير (خواندمير)، تاريخ ابن خلدون و«رجال» ابن خلكان.

    همچنين از دورة سلجوقي كتابي بسيار مهم و معتبر درباره خليج فارس بر جاي مانده كه همانا «فارسنامه» ابن بلخي است كه يكي از مهمترين منابع مطالعاتي تاريخي دربارة پيشينة درياي فارس و سهم و نقش عمده و فزايندة ايرانيان در ايجاد حوزه‌هاي فرهنگي گرداگرد آن دارد. به موازات اين كتاب ارزشمند و تاريخي مي‌بايد از كتاب «تاريخ وصاف الحضره» (ابوعبدلله وصاف شيرازي) نام برد كه منبع تاريخي مهم درباره خليج هميشه فارس به شمار مي‌رود.

     

    ج) منابع در دانش‌هاي دريايي (مانند كشتي‌راني، كشتي‌سازي، تجارت و محصولات دريايي)

    در اين خصوص مطالب و موارد بسياري به رشتة تحرير و طبع درآمده است كه همگي بر واژة پارس به آبهاي  نيلگون جنوب كشور اسلامي‌مان تأكيد مؤكد دارند.

    ـ سفرنامة سليمان تاجر سيرافي ـ سلسله التواريخ ـ كه از سفر بين سيراف (بندر طاهري نزديك بوشهر كنوني) تا اقيانوس هند و شرق آفريقا و خليج بنگاله و سيام و آسياي جنوب شرقي و درياي زرد و كشور چين سخن مي‌گويد؛ و البته از درياي پارس.

    ـ تكمله كتاب سفرنامه سليمان سيرافي كه به وسيله ابوزيد حسن سيرافي نوشته شده است.

    ـ كتاب «عجائب الهند، بحره، بره و جزائره» نوشته بزرگ پسر شهريار ناوخداي رامهرمزي.

    ـ مطالب قابل ملاحظه و قابل استنادی که در دو کتاب مشهور مسعودی به نامهای «مروج الذهب و معادن الجوهر» همچنین کتاب «النبیه و الاشراف» ضبط شده است.

    - مطالب گوناگونی که در کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه ابوریحان بیرونی وجود دارد.

    -  کتابهای برجای مانده ازسلیمان المهری که عمده‌ترین آنها عبارتند از «العمده المهریه فی ضبط العلوم البحریه»،« المنهاج الفاخر فی علم البحر الزاخر«، «قلاده الشموس»، «تحفه الفحول» و «شرح تحفه الفحول».

    - کتاب «الفوائد فی اصول العلم البحر و القواعد» تألیف شهاب‌الدین احمد بن ماجد جلفاری کنگی بندر لنگه‌ای و کتابهای دیگر این مؤلف که دربارة دریانوردی در آبهای گوناگون جهان است. او در این کتابها پیوسته از خلیج فارس نام می‌برد.

    -  کتاب «صوره الارض من المدن و الجبال و البحار و الجزائر و النهار» تالیف. دانشمند برجستة ایرانی محمد موسی خوارزمی که بر اساس جغرافیای بطلمیوس نوشته شده است و «هانس فون نریک» به سال

    1926در وین به چاپ رسانده است. این کتاب که حاوی اطلاعات مبسوطی درباره علوم دریایی و دریانوردی است، در همه جا از خلیج فارس به همین عنوان نام برده است.

    - کتاب«نخبه الدهر فی عجائب البحر و البر» تألیف محمد بن ابی طالب الانصاری الدمشقی «نیز مطالب پراکنده و قابل استنادی درباره خلیج فارس ارائه می‌دهد.

    - کتاب «العمل بالاسطرلاب» تألیف عبدالرحمن بن عمر رازی معروف به صوفی نیز همه جا از دریای پارس  سخن به میان کشیده است.

    علم کارتوگرافی  نقشه ها و نام خليج فارس

    در نقشه‌هاي تاريخي همیشه اين نام  مشخص، پرفروغ و نام‌آور بوده است  حداقل  تعداد ۱۵۰۰ نقشه آن توسط نويسنده اين مطلب مورد مطالعه قرار گرفته و بخشی از آنها را در مبحث نقشه های تاريخی  مورد ياد آوری قرار داده ايم  است: ادامه کتاب ......کليک کنيد .....مهمترين خليج اما بدون نام

    الخلیج الفارسی او بحر فارسی هی اعلام جغرافی لها حقیقه د ینیه . تراثیه تاریخیه و علمیه و موروث حضاری.

     

     

     
    نویسنده : persian gulfpersgolf bahre ajam : ٢:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳
    Comments نظرات () لینک دائم